خلاصه داستان: مردم عادی در سال 2004 در حالی که جهان در اثر یک ویروس ناشناخته به سرعت در حال تبدیل شدن به زامبیهاست، به مرکز خرید بزرگی پناه میبرند تا از خود محافظت کنند. در این میان، گروهی از بازماندگان به رهبری زنی به نام آنا، با کمک یک پلیس و چند نفر دیگر، تلاش میکنند تا با کمک امکانات مرکز خرید، در برابر حملات بیامان زامبیها دوام بیاورند و راهی برای فرار پیدا کنند. این فیلم بازسازی موفقی از فیلم کلاسیک جرج رومرو به کارگردانی زک اسنایدر است.
خلاصه داستان: After the Sunset (2004) یک فیلم کمدی-جنایی به کارگردانی برت راتنر و با بازی پیرس برازنان، سالما هایک و وودی هارلسون است. داستان درباره یک جواهردزد حرفهای به نام مکس (پیرس برازنان) است که به همراه شریک زندگیاش لولا (سالما هایک) در باهاما زندگی میکند. آنها پس از دزدیدن الماس معروف الماس سیهنا، توسط یک مأمور FBI به نام استنلی (وودی هارلسون) تعقیب میشوند. وقتی استنلی به جزیره میآید، مکس و لولا سعی میکنند او را گمراه کنند، اما استنلی معتقد است که مکس برای یک دزدی بزرگ دیگر نقشه میکشد. این بازی موش و گربهای بین سه نفره، با صحنههای اکشن و طنزآمیز همراه است و در نهایت مشخص میشود که نقشه اصلی مکس چیزی فراتر از آنچه استنلی فکر میکند است.
خلاصه داستان: هری پاتر و زندانی آزکابان داستان سال سوم تحصیل هری پاتر در مدرسه هاگوارتز را روایت میکند. در این قسمت که در سال ۲۰۰۴ به کارگردانی آلفونسو کوارون ساخته شد، هری (با بازی دنیل رادکلیف) با تهدید جدیدی مواجه میشود: سیروس بلک، زندانی فراری آزکابان که به نظر میرسد قصد جان او را دارد. در کنار بازیگران اصلی مانند اما واتسون و روپرت گرینت، هری با کمک پرفسور لابورتی و موجودات اسرارآمیز دیمنتورها، اسرار گذشته خانوادهاش و حقیقت پشت فرار سیروس بلک را کشف میکند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن سینمایی «قلعه متحرک هاول» (Howl's Moving Castle) به کارگردانی هایائو میازاکی و محصول سال ۲۰۰۴ ژاپن است. این انیمیشن فانتزی داستان دختر جوانی به نام سوفی است که به دلیل لعنت یک جادوگر شرور به پیرزنی تبدیل میشود. او برای شکستن طلسم راهی قلعه عجیب و متحرک هاول، جادوگر جوان و مرموز، میشود و در این مسیر با موجودات و اتفاقات جادویی فراوانی روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «هپیلی اور افتر» (Happily Ever After) به کارگردانی جان هافمن و تهیهکنندگی اسکات رودین در سال 2025 منتشر شد. این فیلم که بازیگرانی همچون جورج کلونی و جولیا رابرتز را در نقشهای اصلی گرد هم آورده، داستان زوجی را روایت میکند که پس از سالها زندگی مشترک، با چالشهای غیرمنتظرهای در رابطه خود مواجه میشوند و تلاش میکنند تا دوباره به عشق اولیه خود بازگردند.
خلاصه داستان: کودی بانکس مأموریت در لندن، فیلمی به کارگردانی کارالدین و با بازی فرانکی مونیز، هیلاری داف و آنتونی اندرسون در سال 2004، داستان نوجوانی به نام کودی بانکس را روایت میکند که برای جلوگیری از نقشهی شرورانهی یک جاسوس سابق برای سرنگونی نخستوزیر بریتانیا، راهی لندن میشود. او در این مأموریت باید با استفاده از مهارتهای جاسوسیاش، همتیمیاش را نجات دهد و دنیا را از خطر بزرگی برهاند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «تصادف» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی پل هگیس و بازیگرانی چون ساندرا بولاک، دان چیدل و مت دیلون است. داستان این فیلم در لس آنجلس رخ میدهد و به بررسی تنشهای نژادی و اجتماعی در جامعه آمریکا میپردازد، جایی که زندگی چندین شخصیت از طبقات و نژادهای مختلف در یک تصادف رانندگی به هم گره میخورد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۰۴، زمانی که عکاس زوئی چایلدز به کلکته هند سفر میکند تا از فاحشهخانههای محلی عکاسی کند، با فرزندان زنانی که در آنجا کار میکنند ملاقات میکند. او تصمیم میگیرد به این کودکان دوربین بدهد تا دنیای خود را از دیدگاه خودشان ثبت کنند. این فیلم مستند که برنده جایزه اسکار بهترین فیلم مستند بلند شد، داستان این کودکان بااستعداد را روایت میکند که با وجود شرایط سخت زندگی، هنر عکاسی را میآموزند و امیدهای جدیدی برای آینده خود پیدا میکنند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «کریپ» (Creep) به کارگردانی مارک دوپلاس و با بازی خود او در نقش آرون، یک فیلمساز مستندساز را روایت میکند که برای ساخت فیلمی درباره یک مرد مبتلا به بیماری نادر (تومور مغزی) به خانهاش میرود، اما بهتدریج متوجه رفتارهای عجیب و غریب و نگرانکنندهای میشود که نشاندهنده حقیقتی ترسناکتر از آنچه در ابتدا تصور میکرد، است.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «همراه» (Collateral) به کارگردانی مایکل مان در سال ۲۰۰۴ ساخته شده است. در این فیلم تام کروز در نقش وینسنت، یک قاتل حرفهای و سرد، و جیمی فاکس در نقش مکس، یک راننده تاکسی ساده و خوشقلب، ایفای نقش میکنند. داستان فیلم در لسآنجلس جریان دارد و ماجرای یک شب را روایت میکند که وینسنت با تهدید اسلحه، مکس را مجبور میکند تا او را به چندین مقصد در سراسر شهر برساند. در حالی که مکس تلاش میکند جان خود و مسافرانش را نجات دهد، این دو مرد با گذشتهها و آیندههای مختلف، در مسیری پرخطر قرار میگیرند که زندگی هر دو را برای همیشه تغییر میدهد.