خلاصه داستان: فیلم «خواهری شلوار جادویی» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی کن کواپیس و با بازی آمبر تامبلین، امریکا فررا، بلیک لایولی و الکسیس بلدل، داستان چهار دوست صمیمی به نامهای کارمن، تیبای، لنا و بریجت را روایت میکند که پس از سالها در آستانه اولین جدایی طولانیمدت خود قرار میگیرند. آنها یک شلوار جین معمولی را در یک فروشگاه دستدوم پیدا میکنند که به طرز معجزهآسایی برای هر چهار نفر کاملاً اندازه است. آنها این شلوار را نماد پیوند ناگسستنی خود میدانند و تصمیم میگیرند که آن را در طول تابستان بین خود بچرخانند و هر کدام برای مدتی مشخص آن را نگه دارند. هر یک از دختران در این سفر تابستانی با چالشهای شخصی منحصر به فردی روبرو میشوند: کارمن با مسائل خانوادگی در خانه پدرش، لنا با عشق ناگهانی در یونان، بریجت با غم از دست دادن در یک اردوی فوتبال در مکزیک، و تیبای با یک تراژدی شخصی در کارآموزی خود. این شلوار جادویی در هر مرحله به آنها قدرت، امید و یادآوری میکند که بدون توجه به فاصله، همیشه در کنار یکدیگر هستند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
مکس، پسربچهای خیالپرداز که توسط همسنوسالانش مورد آزار قرار میگیرد، دنیای خیالی خود به نام سیاره شیلشاک را در دفتر خاطراتش خلق کرده است. در این دنیا، قهرمانان او یعنی شارکبوی (پسری که توسط کوسهها بزرگ شده و قدرتهای کوسه را دارد) و لاواگرل (دختری با توانایی کنترل آتش و گدازه) زندگی میکنند. زمانی که مکس با بحران خانوادگی و مشکلات مدرسه روبرو میشود، شارکبوی و لاواگرل به دنیای واقعی آمده و او را به سیاره شیلشاک میبرند. این سیاره توسط آقای الکتریکی شرور و پسرش مینیمایتی در حال نابودی است و یخهای آن در حال ذوب شدن هستند. مکس باید با کمک دو قهرمانش، قدرت خیالپردازی خود را باز یافته و سیاره مورد علاقهاش را نجات دهد. این فیلم فانتزی سهبعدی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی رابرت رودریگز و با بازی تیلور لاتنر، تیلور دولی و کیتلین کارمیشل است.
خلاصه داستان: سرعت و اشتیاق، قلب تپنده این فیلم زندگینامهای به کارگردانی راجر دانلدسون است که در سال ۲۰۰۵ بر پرده سینماها ظاهر شد. آنتونی هاپکینز در نقش برت مانرو، مردی کهن سال و مصمم اهل نیوزیلند، بازی میکند؛ مردی که تمام زندگی خود را وقف عشقش، یعنی یک موتورسیکلت هندی مدل ۱۹۲۰ کرده است. داستان حول محور تلاشهای او برای رسیدن به رویایش میچرخد: شکستن رکورد سرعت جهانی با موتورسیکلت دستساز خود در مسابقات سرعت در بیابان بونویل سالت فلَتس در یوتا. با وجود مشکلات سلامتی و کمبود منابع مالی، برت با ارادهای آهنین و شخصیتی دوستداشتنی، سفری فراموشنشدنی را آغاز میکند که او را از نیوزیلند به آمریکا میکشاند و در این مسیر با انسانهای متفاوتی روبرو میشود که تحت تأثیر روحیه ماجراجویانه و رویای بزرگ او قرار میگیرند.
خلاصه داستان: یک پسر بچه به نام الوی، که در واقع فرزند ماسک جادویی است، با قدرتهای فوقطبیعی متولد میشود. پدرش تیم، که یک کارگردان انیمیشن است، سعی میکند زندگی عادی را برای خانوادهاش حفظ کند، اما قدرتهای الوی باعث ایجاد هرج و مرج در شهر میشود. در همین حال، لوکی، خدای فریب، که به دنبال ماسک گمشده خود است، برای بازپس گرفتن آن به زمین میآید و تیم و خانوادهاش را تهدید میکند. تیم باید برای نجات پسرش و خانوادهاش، با لوکی روبرو شود و یاد بگیرد که چگونه از قدرتهای خود استفاده کند. این فیلم کمدی-فانتزی محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی لارنس گوترمن و با بازی جیمی کندی، آلن کامینگ و باب هاسکینز است.
خلاصه داستان: در اواخر دهه 40 در ایران اتفاق می افتد. وقتی یک مرد تبعیدی سیاسی (انصاری) در روستایی به نام براره با مردمان روستایی عجیب و غریب با حرکات و لهجه های عجیب آشنا می شود.
خلاصه داستان: برونو و سونیا، زوج جوانی که از سود او و دزدیهایی که باند او انجام میدهند، زندگی میکنند، منبع جدیدی از پول دارند: پسر تازه متولد شدهشان.
خلاصه داستان: فیلم شاه و دلقک (۲۰۰۵) به کارگردانی لی جون-ایک، داستان دو دلقک دورهگردان به نامهای جانگسانگ و گونگگیل را روایت میکند که پس از اجرای نمایش تمسخرآمیز در مورد پادشاه تیران یئونسانگگون دستگیر شده و به دربار برده میشوند. گونگگیل با زیبایی زنانه و استعدادش دل پادشاه را میبرد و به معشوقه او تبدیل میشود، در حالی که جانگسانگ با حسادت و عشق پنهانش به گونگگیل دست و پنجه نرم میکند؛ این درام تاریخی ترکیبی از کمدی، عشق ممنوعه، خیانت و تراژدی سیاسی است با بازیهای خیرهکننده گام وو-سونگ در نقش پادشاه، لی جون-گی در نقش گونگگیل و جانگ هیون-سونگ در نقش جانگسانگ.
خلاصه داستان: فیلم مستند «سکس و فلسفه» به کارگردانی پیتر ون هوئیست در سال ۲۰۰۹، کاوشی جسورانه و عمیق در پیوند میان فلسفه و تمایلات جنسی است. این اثر با حضور فیلسوفان برجستهای چون آلن بادیو، اسلاوی ژیژک، سابرینا اسپار و لوسی ایرینگر، به بررسی مفاهیم عشق، لذت جنسی، روابط انسانی و مرزهای اخلاقی میپردازد و از طریق مصاحبههای صریح و تأملات فلسفی، سؤالاتی بنیادین درباره طبیعت تمایل، فمینیسم و جامعه مدرن مطرح میکند.
خلاصه داستان: فیلم غمگین (Sad Movie) محصول ۲۰۰۵ به کارگردانی کوان هیونگجین با بازی لیم اونکیونگ، لی جونگجین، چا تههیون و کیم جوهیوون، مجموعهای از داستانهای عاشقانه تلخ و بههمپیوسته را روایت میکند؛ آتشنشانی که عاشق دختری ناشنوا و مترجم زبان اشاره میشود، پلیسی که تلاش میکند دختری افسرده را از خودکشی نجات دهد، جوانی که با معشوقه سابقش درگیر ماجرای سرقت میشود و دختری معلول که آرزوی عشق واقعی دارد، همه در حالی که زندگیهایشان به شکلی دراماتیک به هم گره میخورد و احساسات عمیق انسانی را برمیانگیزد.