خلاصه داستان: این فیلم به کارگردانی یان کونن، روابط پرشور و پیچیده میان کوکو شانل، طراح مشهور مد، و ایگور استراوینسکی، آهنگساز برجسته روس را به تصویر میکشد. داستان در سال ۱۹۲۰ و پس از اجرای باله انقلابی استراوینسکی، «پرستش بهار»، در پاریس آغاز میشود. شانل که تحت تأثیر موسیقی او قرار گرفته، از استراوینسکی و خانوادهاش دعوت میکند تا در ویلای مجلل او در حومه پاریس اقامت کنند. در این محیط بسته و خلاق، رابطهای عاشقانه و مخرب میان آنها شکل میگیرد که هم بر زندگی شخصی و هم بر آثار هنری هر دو تأثیر عمیقی میگذارد. آنا موریال و مدس میکلسن در نقشهای اصلی، بازی درخشان و پراحساسی ارائه میدهند و فضای پرتنش و هنرمندانه آن دوران را به زیبایی زنده میکنند.
خلاصه داستان: این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی جوردن اسکات و با بازی اواجینا کورک، جونو تیمپل و مارا ویلسون است. داستان در یک مدرسه شبانهروزی دخترانه در انگلستان دهه ۱۹۳۰ میگذرد و حول محور خانم جی، معلم جذاب و مرموز درس شیرجه میچرخد که توسط دانشآموزانش مورد ستایش قرار دارد. هنگامی که فیامنا، دانشآموزی اسپانیایی با پیشینهای مرموز، به مدرسه میپیوندد، توجه خانم جی به او جلب میشود و این امر حسادت دیگر دانشآموزان به ویژه دی را برمیانگیزد. با آشکار شدن رازهای گذشته خانم جی و حقیقت زندگی او، بتهای درونی دانشآموزان فرو میریزد و روابط آنها برای همیشه دگرگون میشود.
خلاصه داستان: یک فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی برادران گوارد و با بازی امیلی براونینگ، الیزابت بنکس و آریل کبید. داستان حول محور «آنا آیورز» میچرخد که پس از یک دوره بستری شدن در بیمارستان روانی به خانه بازمیگردد و متوجه میشود پدرش با «راشل سامرس» نامزد کرده است. آنا به کمک خواهرش «الکس» تلاش میکند تا ثابت کند راشل در مرگ مادرشان نقش داشته و قصد آسیب رساندن به خانواده را دارد، اما حقایق هولناکی در انتظار اوست. این فیلم با فضاسازی تاریک و توهمزا، مخاطب را درگیر پیچیدگیهای ذهنی قهرمان داستان میکند و با فراز و نشیبهای نفسگیر، پایانی شوکهکننده را رقم میزند.
خلاصه داستان: عمر یونس، دانشجوی جوان تحصیلات تکمیلی، برای تکمیل رساله خود در مورد نویسنده مرموز لاتینآمریکایی به نام ژول گوند، به اروگوئه سفر میکند. او باید رضایت ورثه نویسنده را برای نوشتن بیوگرافی رسمی جلب کند، اما با مقاومت شدید همسر، برادر و معشوقه نویسنده روبرو میشود که هرکدام رازی از گذشته را پنهان کردهاند. در این میان، عمر با دیانا، همسر انگلیسی ژول، و آرونداتی، معشوقه هندی او، ارتباط عمیقی برقرار میکند و به تدریج پرده از اسرار زندگی خصوصی نویسنده برمیدارد. این فیلم محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی جیمز آیووری و با بازی عمر مت والی، آنتونی هاپکینز، لورا لینی و شارلوت گنزبور، داستانی ظریف و پرکشش از عشق، خیانت و کشف حقیقت را روایت میکند.
خلاصه داستان: سریال تلویزیونی «کرنفورد» محصول سال ۲۰۰۷ بریتانیا به کارگردانی سایمون کورتیس و استیو هادسون، بر اساس رمانهای الیزابت گسکل ساخته شده است. این مجموعه با بازی درخشان جودی دنچ، ایملدا استنتون، مایکل گمبون و فرانسیسکا آنیس، زندگی ساکنان شهرک کوچک کرنفورد در دهه ۱۸۴۰ میلادی را به تصویر میکشد. داستان حول محور جامعهای میگردد که بیشتر ساکنان آن را زنان مجرد و بیوه تشکیل میدهند و وقایع با ورود یک پزشک جدید به نام فرانک هریسون (سیمون وودز) و خواهرش (جولیا ساویلها) به شهر، وارد فصل جدیدی میشود. تغییرات اجتماعی ناشی از ورود راهآهن، روابط عاطفی، درگیریهای طبقاتی و مسائل اخلاقی، بافت اصلی داستان را شکل میدهند و بیننده را با فضایی سرشار از طنز، درام و احساسات عمیق انسانی همراه میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این انیمیشن موزیکال زیبا به کارگردانی فرناندو تروئبا و خاویر ماریسکال، داستان عشق آتشین چیکو، یک پیانیست مستعد کوبایی، و ریتا، یک خواننده خوشصدای جوان، را در هاوانای دهه ۱۹۴۰ روایت میکند. موسیقی جاز و مامبو در پسزمینه این عشق پر فراز و نشیب قرار دارد که آنها را از کوبا به نیویورک و سپس به لاس وگاس و پاریس میکشاند. با وجود شهرت، ثروت و وسوسههای فراوان، عشق آنها بارها آزموده میشود و سرنوشتشان را به هم گره میزند. این فیلم با انیمیشنی چشمنواز و موسیقیای فراموشنشدنی، سفری عاشقانه و پراحساس را به دوران طلایی جاز و فرهنگ کوبا به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی سیاه «بهترین پدر دنیا» به کارگردانی بابکت گلدویت محصول سال ۲۰۰۹، با بازی رابین ویلیامز در نقش لنس کلایتون، معلم ادبیاتی که رویای نویسنده شدن را در سر میپروراند. لنس رابطهای سرد با پسر نوجوانش کایل (داریل سابارا) دارد که فردی گوشهگیر و منزوی است. زندگی آنها زمانی دستخوش تغییر میشود که لنس، کایل را در حین یک حادثه خودارضایی ناگوار مرده پیدا میکند. برای حفظ آبروی پسرش، لنس صحنه را به شکل خودکشی جعل میکند و متنی تأثیرگذار به عنوان یادداشت خودکشی او مینویسد. این یادداشت توجه رسانهها را جلب کرده و کایل ناگهان به یک نماد محبوب تبدیل میشود. لنس برای ادامه این دروغ، شروع به نوشتن خاطراتی جعلی از پسرش میکند که به سرعت به پرفروشترین کتاب تبدیل میشوند و شهرت و ثروت را برای او به ارمغان میآورند. اما این موفقیت ناگهانی، لنس را با پرسشهای اخلاقی عمیقی درباره صداقت، شهرت و ماهیت واقعی رابطهاش با پسرش مواجه میکند.
خلاصه داستان: فیلمی هنری و تأملبرانگیز به کارگردانی ژاک ریوت که در سال ۲۰۰۹ میلادی ساخته شد. داستان حول محور یک گروه کوچک سیرک دورهگرد میچرخد که در یک منطقه کوهستانی به اجرای برنامه مشغول هستند. کیت، زنی مرموز که سالها پیش به دلایلی نامعلوم سیرک خانوادگی خود را ترک کرده بود، ناگهان به جمع آنها بازمیگردد. ورود او گذشتهای دردناک را زنده میکند و فضایی از خاطرات و رازهای قدیمی را به وجود میآورد. در این میان، مردی غریبه به نام ویتوریو که به نظر میرسد مسافر است، با گروه سیرک آشنا میشود و به تدریج در زندگی آنها و به ویژه در زندگی کیت نفوذ میکند. ریوت با نگاهی ظریف و شاعرانه، روابط پیچیده میان شخصیتها را در قالب نمایشهای سیرک و حرکات آکروباتیک به تصویر میکشد و مرزی مبهم بین واقعیت و نمایش خلق میکند. این فیلم که یکی از آخرین آثار این کارگردان بزرگ فرانسوی است، اثری مینیمال و عمیق دربارهٔ زمان، خاطره و امکان بخشش است.
خلاصه داستان: فیلم «فرشتگان و شیاطین» (۲۰۰۹) به کارگردانی ران هاوارد و با بازی تام هنکس در نقش پروفسور رابرت لنگدون، دنبالهای بر «رمز داوینچی» است. این بار لنگدون، استاد نمادشناسی دانشگاه هاروارد، برای حل یک توطئه مرموز به واتیکان فراخوانده میشود. انجمن مخفی و باستانی ایلومیناتی، که زمانی توسط کلیسا سرکوب شده بود، ظاهراً بازگشته و چهار کاردینال نامزد پاپی را ربودهاند. آنها تهدید میکنند که هر یک را در یک ساعت مشخص در مکانهای مختلف رم به قتل برسانند و در نهایت با یک بمب ضد ماده، واتیکان را نابود کنند. لنگدون به همراه دانشمند زیبایی به نام ویتوریا وترا (آیلت زورر) در یک مسابقه با زمان، در دل کلیساهای باستانی و گذرگاههای مخفی رم، به دنبال سرنخهای پنهان در آثار برنینی و نمادهای ایلومیناتی میگردند تا مسیر چهار محفل علم را بیابند و جلوی یک فاجعه مذهبی-علمی را بگیرند.
خلاصه داستان: این انیمیشن ماجراجویی علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی دیوید باورز، داستان پسر رباتی به نام آسترو (صدای فردی هایمور) را روایت میکند که توسط دانشمند برجسته دکتر تنما (نیکولاس کیج) پس از مرگ پسرش توبی ساخته شده است. آسترو که با قدرتهای فوقالعادهای مانند پرواز و نیروی فوقانسانی مجهز شده، ابتدا توسط دکتر تنما طرد میشود اما به زودی در دنیایی پر از رباتها و انسانها به دنبال پذیرفته شدن و یافتن هدف واقعی خود میرود. او با دوستان جدیدی مانند کورا (کریستن بل) و خانواده اش ملاقات میکند و در نهایت باید در برابر تهدید رئیس جمهور استون (دونالد ساترلند) که قصد نابودی تمام رباتها را دارد، بایستد. این فیلم با انیمیشن زیبا و داستانی احساسی، مفاهیم عمیقی مانند عشق، از دست دادن، پذیرش خود و مبارزه برای عدالت را بررسی میکند.