خلاصه داستان: جین، یک دختر آمریکایی سرگردان در هنگ کنگ، توسط یک استاد زن برای شرکت در «کومیته»، یک تورنمنت مخفیانه و بیرحمانه هنرهای رزمی مخصوص زنان، آموزش دیده میشود. او باید با پشت سر گذاشتن تمرینات سخت، در برابر مرگبارترین مبارزان جهان برای بقا و پیروزی بجنگد.
خلاصه داستان: میا، یک بازیگر مشتاق، و سباستین، یک نوازنده پیانوی جاز، در لسآنجلس به هم دل میبازند و در مسیر رسیدن به رویاهایشان تلاش میکنند. اما با نزدیک شدن به موفقیت، تصمیمات سختی پیش روی آنها قرار میگیرد که عشق و آیندهشان را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: کانهایا برای ازدواج با دختر مورد علاقهاش باید خانوادهاش را به پدر سختگیر او معرفی کند. اما از آنجایی که خانوادهای ندارد، از دوستان صمیمیاش که بازیگران فیلمهای بزرگسالان هستند میخواهد نقش یک خانواده سنتی را بازی کنند؛ تصمیمی که منجر به هرجومرج و موقعیتهای بسیار خندهداری میشود.
خلاصه داستان: داستان درباره مردی به نام راویچندران است که از بیماری بینایی رنج میبرد و برای درمان به پول نیاز دارد. او به طور اتفاقی شاهد یک قتل میشود، اما
خلاصه داستان: کوبو، پسری نوجوان با ساز جادوییاش، به طور اتفاقی روحی باستانی و انتقامجو را احضار میکند. او برای نجات خانواده و کشف راز مرگ پدر ساموراییاش، راهی سفری حماسی برای یافتن یک زره افسانهای میشود. در این مسیر پرخطر، یک میمون سخنگو و یک سوسک جنگجو او را همراهی میکنند.
خلاصه داستان: افسون که بالاخره عشق زندگیاش، سینان، را پیدا کرده و به آستانه ازدواج رسیده است، حالا باید با چالشهای بزرگتری روبرو شود. او در مسیر رسیدن به وصال، خود را در میان رقابتها و سنتهای دستوپاگیر خانوادههایشان، بهویژه بزرگترهای فامیل، مییابد که ماجراهایی کمدی و پردردسر را رقم میزند.
خلاصه داستان: کویومی آراراگی، دانشآموز دبیرستانی منزوی، با یک خونآشام افسانهای و در حال مرگ مواجه میشود که تمام اعضای بدنش توسط شکارچیان قطع شده است. کویومی برای نجات جان او، خون خود را فدا میکند و با تبدیل شدن به خدمتکار خونآشام او، وارد دنیایی تاریک، ماوراءطبیعی و خونین میشود.
خلاصه داستان: یک دانش آموز دبیرستانی پس از نجات یک خون آشام قدرتمند تبدیل به خون آشام می شود. برای به دست آوردن دوباره انسانیت، او باید اندام های بریده شده او را از سه شکارچی خون آشام مهیب پس بگیرد و زمینه را برای رویارویی خونین در بهار فراهم کند.
خلاصه داستان: پادشاهی لوسیس با نیروی جادویی خود در برابر امپراتوری متجاوز نیفلهایم مقاومت میکند. پادشاه رجیس برای صلح تن به معاهدهای میدهد که در واقع توطئهای برای نابودی پایتخت است؛ اکنون نیکس اولریک، سرباز وفادار کینگسلیو، باید برای نجات آینده پادشاهی و محافظت از شاهزاده، جان خود را فدا کند.