خلاصه داستان: کانگ سو هیون، تهیهکنندهای ماهر، پس از اخراج از کمپانی، تصمیم میگیرد یو جین وو را، که سالها برای آیدل شدن تلاش کرده و ناامید شده است، آموزش دهد. همسر او، شیم جون سوک، خانهدار است و از پسرشان مراقبت می کند؛ او نیز علاقهمند میشود تا به شغل سابق خود بازگردد و به عنوان تهیهکننده برای یو جین وو کار کند…
خلاصه داستان: در آخرین شب سال 1999، دو دانشآموز دبیرستانی تصمیم میگیرند در یک مهمانی شب سال نو شرکت کنند. اما زمانی که ساعت نیمهشب را نشان میدهد، تمام فناوریها زنده شده و علیه بشریت شورش میکنند و…
خلاصه داستان: این فیلم در مورد مردی به نام لارگو وینچ است که پس از ربوده شدن پسر 15 سالهاش از نظر روحی ویران شده است. در این میان لارگو متوجه میشود که این اتفاق با شکست امپراطوری تجاری او مرتبط است و اگر بتواند افرادی را که باعث ورشکستگیاش شدهاند پیدا کند، امکان دارد دوباره پسرش را ببیند و…
خلاصه داستان: آل و الکس بعد از پانزده سال زندگی مشترک، به جای اینکه با ناراحتی از هم جدا بشن، تصمیم گرفتن با یه جشن بزرگ این اتفاق رو جشن بگیرن. این کارشون همه رو متعجب کرد.
خلاصه داستان: این فیلم براساس داستانی واقعی روایت شده و در مورد یک مامور افبیآی به نام تری هاسک (با بازی جود لا) است که در سال 1983 میلادی با افزایش هشداردهنده بمبگذاریهای خشونتآمیز و سرقتهای بانکی در شمال غربی اقیانوس آرام، به یک بازی مرگبار تعقیب و گریز با یک تروریست داخلی کاریزماتیک کشیده میشود که قصد سرنگونی دولت آمریکا را دارد و…
خلاصه داستان: ملکه قلبها کریسمس را در سرزمین عجایب غیرقانونی اعلام کرده است. سالها بعد، بابانوئل نامه گمشدهای را پیدا کرده و به سرزمین عجایب سفر میکند. حال او باید با کمک آلیس جوان و کنجکاو، کریسمس را نجات دهد، اما…
خلاصه داستان: یک قانونشکن نترس و یک شوالیه جوان و فداکار برای تعیین سرنوشت پادشاهی، از میان برداشتن یک لرد بدجنس و شرور به نام رولند و ایجاد صلح پایدار در سرزمینی جنگزده با هم متحد شده و وارد یک ماجراجویی حماسی و خطرناک میشوند…
خلاصه داستان: هنگامی که صدها شبهنظامی به شرق صباح در مالزی حمله میکنند، پلیس سلطنتی مالزی نیروهای امنیتی خود را برای پاسخ به این تجاوز اعزام میکند، اما…
خلاصه داستان: سجّین 7 داستان روزهای پر واهمه کمال و خانوادهاش را که از ترس مافیا فرار کرده و در عمارتی ساکت شده بودند را نقل میکند. کمال بعد از معاملهی خونینی که با مافیای کودکان گدا انجام داده بود، مجبور شد پزشکی را رها کرده و همراه خانوادهاش در عمارت عمویش زندگی کند…