خلاصه داستان: در یک آزمایش علمی، یک دانشمند سعی میکند با استفاده از مغز بزرگ و هوشمند کوسههای وحشی، درمان آلزایمر را کشف کند. اما این آزمایش به جای پیشرفت، منجر به خلق کوسههای خطرناک و خونآشامی میشود که تبدیل به تهدیدی جدی برای زندگی انسانها میگردند. دانشمند مجبور میشود با کمک تیمش، با این موجودات خطرناک مقابله کند و تلاش کند تا جلو تخریب بیشتر را بگیرد.
خلاصه داستان: در سریال "Clean Slate"، هنری، یک وکیل موفق در نیویورک، مجبور میشود به شهر کوچکش در آلاباما بازگردد تا از پدرش، دل، محافظت کند که به دلیل بیماری آلزایمر دچار مشکلات حافظه شده است. اما وقتی هنری به شهر باز میگردد، متوجه میشود که پدرش به دلیل بیماری حافظهای، تصور میکند هنری هنوز دخترش لیدی بو بوده و هنوز زنده است. این وضعیت باعث میشود هنری با چالشهای جدیدی روبرو شود و مجبور شود با پدرش در شرایط خاصی برخورد کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از خلبانان نظامی آمریکایی در حال آمادهسازی برای نمایش هوایی هستند. آنها باید با چالشهای فنی و شخصی خود مقابله کنند تا بتوانند در نمایشی حیرتانگیز و پرهیبت شرکت کنند. این سریال به دنبالهبندی دقیق آمادهسازی و رویدادهایی که در این فرآیند رخ میدهد، میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان «معبد اردکهای وحشی»، یک جوان به نام تاروکو به یک معبد بوذایی در ژاپن میرود و با یک راهب مسن آشنا میشود. او به تدریج در زندگی معبد جا میگیرد و با مراقبتهای راهب، احساس صلح و آرامش میکند. اما زندگی او در معبد بههم میخورد وقتی که یک زن جوان به نام ماساکو به معبد میآید. ماساکو با داستان دردناکی از گذشتهاش، توانسته است قلب راهب را به خود جلب کند و او را به خدمتگزاری خود وادارد. تاروکو با کمک ماساکو، آتش حسادت در قلب راهب میافروزد و او را به قتل عامدانهای میکشاند. پس از قتل، تاروکو و ماساکو با هم فرار میکنند و در جنگل پنهان میشوند. در نهایت، تاروکو به دست ماساکو کشته میشود و او به تنهایی در جنگل میماند.
خلاصه داستان: در سال 1980، یک گروه جوان در اردوگاه کریستال لیک برای کار به عنوان مربیان اردوگاهی جمع میشوند. آنها به زودی متوجه میشوند که اردوگاه در گذشته شاهد یک تراژدی وحشتناک بوده و اکنون با یک قاتل روانی مواجه هستند که به دنبال انتقام از آنها است. با شروع مرگهای مرموز و خونین، جوانان تلاش میکنند زنده بمانند و راز مرگهای سریالی را کشف کنند.
خلاصه داستان: روزگاری در کولاکهای کولومبی، روزاریو تیخرس زنی جوان و زیبا بود که با سوء استفاده و خشونت روبرو شد و تصمیم گرفت با تبدیل شدن به یک قاتل حرفهای از ستمگران انتقام بگیرد. او با کمک دو دوست ثروتمند خود، خوان و اسکار، وارد دنیای خطرناک جنایت میشود و با هر قتل، آزادی و عدالت خود را به دست میآورد. اما عشق و خیانت و مرگ در انتظار اوست و روزاریو باید تصمیم بگیرد که آیا آزادی با قیمت زندگی ارزشش را دارد.
خلاصه داستان: در تهران دهه ۱۹۶۰، یک راننده تاکسی به نام حمید به طور غیرمنتظرهای مسئول مراقبت از یک نوزاد متروک شده میشود. او تلاش میکند تا مادر بچه را پیدا کند و خود را از این مسئولیت سنگین رها کند، اما با مقاومت معشوقش لیلا مواجه میشود که میخواهد از کودک مراقبت کند. در حالی که شهر پیش روی آنها تغییر میکند و آینده نامشخص به نظر میرسد، حمید و لیلا باید با پیامدهای اخلاقی و احساسی تصمیمشان روبرو شوند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه جوان در یک شهر کوچک کشف میکنند که تعدادی از کاستهای ضبط صدا قدیمی در یک خانه ترک شده. هر کاست حاوی صداهای مرموز و رویدادهای غیرقابل توضیحی از گذشته است که هر چه به عمق صداها پیش میروند، رویدادهای ترسناکتری آشکار میشود. آنها مجبور میشوند با نیروهای نامرئی و خطرناکی که از گذشته برمیخیزند، مواجه شوند تا بتوانند از دام این صداها و خطراتی که برای زندگی آنها به همراه دارد، نجات یابند.
خلاصه داستان: Reprise یک فیلم نوآر نو درام کمدی-تراژیک ساخته یوهان نسه در سال 2006 است. داستان درباره دو دوست جوان نویسنده، ارلیک و فیلیپ، است که با انتشار نخستین رمان خود به دنیای ادبیات نروژ وارد میشوند. در حالی که ارلیک موفقیت را تجربه میکند، فیلیپ با شکست روبرو میشود و این وضعیت روابط دوستی و آرزوهای آنها را به چالش میکشد. فیلم به دقت روابط انسانی، آرزوها و ناکامیها را در قالبی هنری و سبکدار به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در این فیلم، پسر جوانی به نام لوکاس به خانه باز میگردد تا با پدرش که یک جراح مغز و اعصاب معروف است، مواجه شود. در طول روزهایی که در خانه میماند، رازهایی از گذشته خانوادگی آشکار میشود که باعث تغییر در روابط بین آنها میشود. لوکاس با کمک یک دوست قدیمی، تلاش میکند تا این رازها را حل کند و درک بهتری از خانوادهاش داشته باشد.