خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم دروازه نهم (The Ninth Gate) محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی رومن پولانسکی و با بازی جانی دپ، فرانک لانگلا و امانوئل سینیور، درباره دین کورسو، یک فروشنده کتابهای کمیاب و متخصص در آثار مرموز است که توسط یک کلکسیونر ثروتمند به نام بالزاک استخدام میشود تا نسخههای اصلی یک کتاب نادر به نام «دروازههای پادشاهی سایهها» را بیابد. این کتاب که توسط نویسندهای مرموز به نام آریستید تورکیا نوشته شده، گفته میشود قدرت احضار شیطان را دارد. کورسو در سفر خود به اروپا متوجه میشود که تنها سه نسخه از این کتاب وجود دارد و هر کدام دارای نقاشیهای متفاوتی هستند که در مجموع رمزگشایی یک آیین شیطانی را ممکن میکنند. او در این مسیر با زنی مرموز به نام دختر سبز و دشمنان خطرناکی روبرو میشود که به دنبال کتاب هستند و حاضرند برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزنند.
خلاصه داستان: برناردو برتولوچی در سال ۲۰۰۳ با فیلم «رویابانها» اثری شاعرانه و جسورانه را خلق کرد که داستان سه جوان را در پاریسِ مهیجِ سال ۱۹۶۸ روایت میکند. متئو، دانشجوی آمریکایی که عاشق سینماست، با ایزابل و تئو، خواهر و برادر دوقلوی فرانسوی، آشنا میشود. این آشنایی به رابطۀ عمیق و پیچیدهای منجر میشود که مرزهای عشق، دوستی و هویت را در هم میشکند. سه جوان در فضای انقلابی و پرالتهابِ فرانسه، خود را در دنیایی از بازیها، چالشها و وسوسههای جنسی غرق میکنند و در اتاقی محصور، واقعیت بیرونی را با رویاهایشان جایگزین میکنند. مایکل پیت در نقش متئو و اوا گرین و لوئیس گارل در نقش دوقلوها، بازیهای بهیادماندنی از خود به نمایش میگذارند. این فیلم که به جشنواره فیلم ونیز راه یافت، با نگاهی نوستالژیک به سینمای موج نو و فضای روشنفکری دهۀ ۶۰، اثری تأملبرانگیز و دیدنی است.
خلاصه داستان: یک دختر نوجوان پاریسی به نام «باربارا» که در آستانه ورود به دانشگاه است، ناگهان با یک راز خانوادگی بزرگ مواجه میشود: پدری که هرگز او را ندیده است. این کشف زندگی او را زیر و رو میکند و باعث میشود برای یافتن هویت واقعی خود، سفری به جنوب فرانسه را آغاز کند. در این سفر، باربارا با دنیایی کاملاً جدید و شخصیتهای متفاوتی آشنا میشود و در نهایت متوجه میشود که خانواده واقعی و «ضرورتهای اصلی» زندگی، همیشه آن چیزی نیستند که به نظر میرسند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی اروان لو پیکر و با بازیگری لتیسیا کاستا، فرانسوا دامیانس و کائوری کاوامورا است.
خلاصه داستان: فیلمی به کارگردانی گرگ آراکی محصول سال ۱۹۹۵ است که در آن روز مکگرایر، جیمز دووال و جانسون هریس در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند. داستان حول محور سه جوان سرگردان میچرخد که پس از یک درگیری خشونتبار در یک فروشگاه شبانه، به طور تصادفی فروشنده را به قتل میرسانند و مجبور به فرار میشوند. در ادامه، این سه نفر در سفری پر هرج و مرج و پر از خشونت، رابطهای مثلثی را تجربه میکنند و درگیر حوادثی میشوند که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم که به عنوان بخشی از سهگانه نوجوانان سرکش آراکی شناخته میشود، با بهرهگیری از تصاویر خشن و صحنههای آشکار جنسی، انتقاداتی را نسبت به جامعه مصرفگرا و فرهنگ آمریکایی مطرح میکند.
خلاصه داستان: یک زوج ایرانی-فرانسوی در آستانه طلاق هستند که ناگهان همسر سابق مرد به نام ماری که سالها در کما بوده، به طور مرموزی ناپدید میشود. احمد، شوهر ماری، از تهران به پاریس میآید تا در جستجوی او شرکت کند، اما حضور او زندگی کنونی همسرش سیمین و خانواده جدیدش را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. رازهای گذشته به تدریج آشکار میشوند و روابط پیچیده بین شخصیتها را برملا میکنند. اصغر فرهادی در این فیلم درام روانشناختی با بازی برجسته برنیس بژو، علی مصفا و طهمینه عزیزی، به کاوش در پیچیدگیهای روابط انسانی، مسئولیتهای اخلاقی و تأثیر انتخابهای گذشته بر حال حاضر میپردازد.
خلاصه داستان: یک کامیوندار صرب در سال ۱۹۹۹، در آستانه بمباران ناتو، مأموریت مییابد تا محمولهای مرموز را از کوزوو به بلگراد منتقل کند. او که از ماهیت واقعی بار خود بیخبر است، در طول این سفر خطرناک و نفسگیر، با واقعیتهای هولناک جنگ و فاجعهای انسانی روبرو میشود که وجدانش را به چالش میکشد. این فیلم درام جنگی به کارگردانی اوگن گاوریلوویچ، با بازی لئون لوچف، پاوله مکسیموویچ و تاماش استرزیچ، داستانی تکاندهنده از پیامدهای مخرب درگیریهای قومی و بار سنگین تصمیمهایی است که یک انسان عادی در شرایط استثنایی مجبور به تحمل آن میشود.
خلاصه داستان: در منطقهای دورافتاده، گروهی از ساکنان یک آپارتمان در زیرزمین ساختمان پناه میگیرند تا از یک فاجعه هستهای در شهر نیویورک جان سالم به در ببرند. آنها با کمبود غذا، آب و امکانات اولیه مواجه میشوند و به تدریج، ترس و ناامیدی بر آنها غلبه میکند. با گذشت زمان، تنشها و درگیریها میان افراد گروه افزایش مییابد و هر یک از آنها برای بقا دست به کارهایی میزنند که پیش از این تصورش را هم نمیکردند. این فیلم که در سال ۲۰۱۱ به کارگردانی زاوین برینر ساخته شده، با بازی مایکل بین، لورن جرمن، میلو وینتیمایلیا و رز مکگوآن، داستانی تاریک و نفسگیر از فروپاشی انسانیت در شرایط بحرانی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در بیروت، دکتر امین جعفر، جراح برجسته عرب-اسرائیلی که در تل آویو زندگی میکند، زندگی ایدهآلی دارد و به عنوان یک شهروند نمونه شناخته میشود. اما این زندگی آرام با یک انفجار مهیب در یک رستوران فرو میپاشد که در آن چندین نفر کشته میشوند. تحقیقات پلیس نشان میدهد که بمبگذار یک زن بوده و همه شواهد به همسر دکتر جعفر، سیهام، اشاره دارند. در حالی که همسرش در این انفجار کشته شده، دکتر جعفر که حاضر به پذیرش این واقعیت نیست، برای یافتن حقیقت به مناطق تحت کنترل فلسطینیان در کرانه غربی سفر میکند. او در این سفر خطرناک با واقعیتهای تلخ، تعصبات عمیق و رازهای تاریکی روبرو میشود که همه چیز را که درباره همسرش و هویت خودش میدانست، زیر سوال میبرد. این فیلم به کارگردانی زئیر دواریه محصول سال ۲۰۱۲، با بازیگری علی سلیمان در نقش دکتر جعفر، داستانی عمیق و پرتنش درباره تروریسم، هویت و عشق را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک فیلم علمی-تخیلی هیجانانگیز محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی جیمز پونسولت که بر اساس رمانی از دیو اگرز ساخته شده است. فیلم با بازی اما واتسون در نقش میه هالند، یک کارمند جوان و بلندپرواز در شرکت فناوری پیشرفتهای به نام «دایره» است. این شرکت که توسط شخصیتی کاریزماتیک به نام ای. بیلی (با بازی تام هنکس) اداره میشود، نوید جهانی شفاف و بدون راز را میدهد. میه که تحت تأثیر ایدههای انقلابی شرکت قرار میگیرد، به تدریج درگیر پروژههایی میشود که حریم خصوصی را به کلی نابود میکنند. او با پیشرفت در شرکت، متوجه پیامدهای وحشتناک این شفافیت اجباری میشود و در مواجهه با انتخاب دشواری قرار میگیرد که آینده بشریت را تحت تأثیر قرار خواهد داد. جان بویگا، کارن گیلان و پاتون اسوالت نیز در این فیلم نقشآفرینی میکنند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «طبلزن حلبی» به کارگردانی فولکر اشلوندورف و بر اساس رمان گونتر گراس، روایتگر زندگی اسکار ماتزرات، پسری است که در سال ۱۹۲۴ در شهر آزاد دانزیگ به دنیا میآید و در سه سالگی با تصمیمی آگاهانه رشد خود را متوقف میکند. او که با طبل حلبی خود جداییناپذیر است، دنیای اطراف خود را از طریق نگاه تیزبین و طبلزنیهایش مشاهده و تفسیر میکند. فیلم که در سال ۱۹۷۹ ساخته شده و بازی دیوید بننت در نقش اسکار، ماریو آدورف در نقش آلفرد ماتزرات و آنگلیکا واکر در نقش ماریا را به تصویر میکشد، با دنبال کردن زندگی اسکار در خلال سالهای جمهوری وایمار و به قدرت رسیدن نازیها، تصویری تلخ و گروتسک از جامعه آلمان در آن دوران ارائه میدهد. اسکار که شاهد بیعدالتیها و پوچی دنیای بزرگسالان است، از طبل خود به عنوان ابزاری برای اعتراض و بیان حقایق استفاده میکند و در نهایت، سرنوشت او و خانوادهاش با تاریخ پرتلاطم آلمان گره میخورد.