خلاصه داستان: فیلم جایی (Somewhere، ۲۰۱۰) به کارگردانی سوفیا کوپولا با بازی استفن دورف در نقش جانی مارکو، ستاره هالیوودی خسته و ال فنینگ در نقش کلئوی، دختر یازدهسالهاش، داستان مردی را روایت میکند که در هتل چری لسآنجلس زندگی لوکس اما پوچی دارد. جانی میان ضبط فیلمهای تبلیغاتی، مهمانیهای پرزرقوبرق و روابط گذرا سرگردان است تا اینکه دخترش برای تعطیلات نزد او میآید و او را وادار به تأمل در تنهایی، هویت و روابط خانوادگیاش میکند؛ فیلمی آرام و تأملبرانگیز درباره خلأهای زندگی سلبریتیها.
خلاصه داستان: «اغوا شده و رها شده» (۲۰۱۳) به کارگردانی جیمز توبک، مستندی جذاب و طنزآمیز از پشت صحنه شصت و پنجمین جشنواره فیلم کن است که توبک، کارگردان جنجالی، در آن با ستارگان بزرگی چون الک بالدوین، رایان گاسلینگ، جسیکا چستین، آلبرت بروکس و لیلا هاتاوی مصاحبه میکند و تلاشهای خندهدار و ناامیدکنندهاش برای تأمین مالی فیلم بعدیاش را به تصویر میکشد، در حالی که نگاهی انتقادی به صنعت سینما و روابط پیچیده هالیوود میاندازد.
خلاصه داستان: فیلم سدوم و عموره (۱۹۶۲) به کارگردانی رابرت آلدریچ، با بازی استیوارت گرنجر در نقش لوت، آنوک ایمِه در نقش ملکه سدوم، استنلی بیکر و روسانا پادستا، اقتباسی حماسی از داستان کتاب مقدس است که نابودی شهرهای گناهکار سدوم و عموره را روایت میکند. لوت، برادرابراهیم و مردی درستکار، با خانوادهاش در سدوم زندگی میکند و در برابر فساد اخلاقی، هرزگی و ظلم حاکمان شهر ایستادگی میورزد، اما پس از نافرمانی فرشتگان الهی، خداوند با باران آتش و گوگرد این شهرها را ویران میکند و تنها لوت و خانوادهاش نجات مییابند.
خلاصه داستان: فیلم فریهلد (۲۰۱۵) به کارگردانی دیوید فرانکل با بازی جولیان مور در نقش لورل هستر، افسر پلیس نیوجرسی که به سرطان مغز استخوان مبتلا شده، و الن پیج در نقش استیسی آندری، شریک عاطفیاش، روایتگر داستان واقعی مبارزه آنها برای انتقال مزایای بازنشستگی لورل به استیسی است. لورل که در حال مرگ است، با مخالفت کمیسیون مزایای شهرستان اوشن روبرو میشود و با حمایت فعالان حقوق همجنسگرایان مانند استیو کیتزمن (مایکل شنون)، کمپینی برای عدالت راه میاندازد و این نبرد حقوقی و عاطفی را به نمادی از مبارزه برای برابری تبدیل میکند.
خلاصه داستان: فیلم فلشبک (Flashback) محصول ۲۰۲۰ به کارگردانی آستین استارک و لوگان جورج، با بازی دیلن اوبراین در نقش فرد فاولر روزنامهنگار جوان و مایکا مونرو در نقش کیت، دوست دوران کودکیاش، داستانی هیجانانگیز از مواجهه با گذشته را روایت میکند؛ فرد پس از سالها با کیت ملاقات میکند که ادعا میکند او را از گذشته به زمان حال آورده و حالا فرد باید با هذیانها، خاطرات سرکوبشده و واقعیتهای تلخ زندگیاش دست و پنجه نرم کند تا راز مرگ خواهرش و هویت واقعی کیت را کشف کند.
خلاصه داستان: فیلم پرها به کارگردانی دیوید فاریبو در سال ۲۰۲۴، با بازی کیت دیکی، جوزف تویدیل و لییا شیائو، داستان زنی تنها به نام رونا را روایت میکند که در جزیره دورافتاده لوئیس اسکاتلند با پسر کوچکش زندگی میکند و با یک خانواده اردک اِیدِر دوستی عمیقی برقرار میسازد؛ این درام احساسی برگرفته از تجربیات واقعی، به بررسی تمهایی چون تنهایی، مادری و پیوند انسان با طبیعت میپردازد.
خلاصه داستان: در فیلم ترسناک روانشناختی «صورتهایی در میان جمعیت» محصول ۲۰۱۱ به کارگردانی ژولین مگنات، میلا جووویچ در نقش آنا مرچنت، معلمی که شاهد قتل یکی از دانشآموزانش توسط قاتل سریالی میشود، ایفاگر نقش اصلی است و وال کیلمر نیز در نقش فلوید ظاهر میشود؛ آنا پس از حمله قاتل دچار بیماری پروسوپاگنوزی (ناتوانی در تشخیص چهرهها) میگردد و هر بار که چشمانش را باز میکند، چهره اطرافیانش تغییر میکند، اما تنها اوست که میداند قاتل همچنان در میان جمعیت پنهان شده و به تعقیبش ادامه میدهد، در حالی که پلیس و همسرش او را دیوانه میپندارند و واقعیت وحشتناک به تدریج آشکار میشود.
خلاصه داستان: همه چیز برای یک گروه فیلمبرداری کوچک که یک فیلم زامبی کم هزینه را فیلمبرداری می کنند، زمانی که توسط زامبی های واقعی مورد حمله قرار می گیرند، بد پیش می رود.
خلاصه داستان: فیلم همیشه جوان (۱۹۹۲) به کارگردانی استیو مینر با بازی مل گیبسون در نقش دنیل مککورمیک خلبان جنگی آمریکایی، جیمی لی کرتیس و ایلیا وود، روایتی عاشقانه و ماجراجویانه است؛ دنیل پس از مرگ غمانگیز همسرش هلن در سال ۱۹۳۹، داوطلبانه در آزمایش منجمدسازی شرکت میکند و ۵۳ سال بعد در سال ۱۹۹۲ توسط دو پسر نوجوان کشف و احیا میشود، او با دنیای مدرن، دوستی با نات و هری و عشقی تازه با مادر نات به نام کلر روبرو میگردد و برای نجات جان هری با چالشهای زمان حال دست و پنجه نرم میکند.
خلاصه داستان: فیلم فانتوماس (۱۹۶۴) به کارگردانی آندره هونبل، با بازی ژان ماره در نقش دوگانه فانتوماس نابغه جنایتکار و ژورنالیست فاندور، لوئی دو فونس در نقش بازرس ژوو و میلن دمونژو در نقش هلن، داستان یک جنایتکار مرموز و بیرحم به نام فانتوماس را روایت میکند که با ماسک و لباس خاص خود جنایات زنجیرهای انجام میدهد و استاد دانشگاهی را به قتل میرساند؛ بازرس ژوو و هلن، عکاس جوان و جسور، با کمک فاندور به تعقیب او میپردازند و درگیر ماجراهای پرهیجان و پیچیدهای میشوند که هویت واقعی فانتوماس را آشکار میکند.