خلاصه داستان: جی دیوید، توسعهدهنده قدرتمند رسانهای، در آستانه سفر به لندن هدف یک هکر ناشناس قرار میگیرد که با نفوذ به خودروی هوشمندش، او را به یک بازی مرگبار مجبور میکند. حالا جی باید در نبردی ثانیهای با زمان، هویت این هکر را فاش کند تا از این تله دیجیتالی مرگبار جان سالم به در ببرد.
خلاصه داستان: فیلم «بمبئی تاکیز» مجموعهای از چهار داستان کوتاه و جذاب به کارگردانی چهار فیلمساز بزرگ هند است که به مناسبت صد سالگی سینمای بالیوود ساخته شده است. این اثر با نگاهی عمیق به موضوعاتی چون هویت، آرزوهای کودکانه و عشق به سینما، نشان میدهد که چگونه جادوی سینما با زندگی مردم گره خورده است.
خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره زندگیهای دردناک و پیچیده افرادی در جوامع کمدرآمد است که درگیر دنیای تاریک جنایت و خشونت شدهاند. در این میان، یک جنایتکار پس از مواجهه با خیانت و سختیهای فراوان، به دنبال راهی برای نجات و تغییر مسیر زندگی خود میگردد.
خلاصه داستان: سه دوست صمیمی و هماتاقی در مسیر یافتن عشق با دخترانی آشنا میشوند که زندگی آنها را دگرگون میکنند. اما به تدریج با چالشهایی چون زیادهخواهی، فشارهای خانوادگی و مشکلات مادی روبرو شده و تصمیم به جدایی میگیرند. این فیلم با لحنی طنزآمیز و واقعگرایانه، فراز و نشیبهای روابط عاطفی مدرن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: وقتی داستی، هواپیمای مسابقهای معروف، متوجه میشود که به دلیل آسیبدیدگی موتور دیگر نمیتواند مسابقه دهد، به یک تیم نجات و آتشنشانی هوایی ملحق میشود. او در این مسیر جدید یاد میگیرد که چگونه با فداکاری و همکاری با دیگران، به یک قهرمان واقعی تبدیل شود.
خلاصه داستان: داستان واقعی و الهامبخش «ماری کام»، دختر روستایی هندی که با وجود فقر شدید و مخالفتهای پدرش، با تلاش و سرسختی به ورزش بوکس روی میآورد. او پس از ازدواج و تولد فرزندانش نیز دست از رویای خود نمیکشد و برای کسب قهرمانی جهان دوباره به رینگ مسابقات بازمیگردد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «لایلا»، دختر جوانی مبتلا به فلج مغزی است که برای تحصیل به نیویورک مهاجرت میکند. او در این سفر جدید، وارد مسیر پرفراز و نشیبی از کشف خود، هویت جنسی، عشق و استقلال شخصی میشود که زندگیاش را کاملاً دگرگون میکند.
خلاصه داستان: شَوریا، کارمند مرکز تماس، اشتباهاً در آپارتمان خالیاش با یک برج بلندقد بسته میشود. بدون غذا، آب و برق، با تنها بودن در برابر بحرانهای جسمی و روانی میجنگد. فرارش از ساختمان، سرنوشتی تکاندهنده برایش بر جای میگذارد که هیچکس حضور او را ندیده است.
خلاصه داستان: زنی تهدید می کند که شوهرش را ترک می کند مگر اینکه او در خانه شان توالت نصب کند. برای به دست آوردن عشق و احترام او، او به سفری می رود تا با جامعه عقب مانده مبارزه کند.