خلاصه داستان: فیلم «در سایه سرو» یک انیمیشن کوتاه درام ایرانی به کارگردانی حسین مولایمی و شیرین سوهانی، تولیدشده توسط موسسه توسعه فکری کودکان و نوجوانان و استودیو انیمیشن برفک، است. داستان در جنوب ایران، در نزدیکی خلیج فارس و در پسزمینه جنگ ایران و عراق، جریان دارد و درباره یک کاپیتان سابق (با صدای زهرا موسوی) است که از اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) رنج میبرد و با دخترش در خانهای ساده کنار دریا زندگی منزوی و سختی دارد. او که در جنگ آسیب دیده، نمیتواند مانند گذشته پدری مهربان باشد و رابطهاش با دخترش پر از تنش و سکوت است. یک صبح، وقتی او در خشم ناشی از PTSD خانه را ویران میکند و دخترش را هل میدهد، دختر تصمیم به ترک خانه میگیرد، اما کشف یک نهنگ بهگلنشسته در ساحل، زندگی آنها را تغییر میدهد. این رویداد، که استعارهای از غم و امید است، فرصتی برای التیام یا بار جدیدی بر دوش آنها میشود. فیلم با انیمیشن ۲ بعدی مینیمال، بدون دیالوگ، و با استفاده از رنگهای گرم و نمادگرایی سرو (نماد صداقت و مقاومت در فرهنگ پارسی)، به موضوعات تروما، رابطه پدر و دختری، و امید میپردازد. علیرغم زمان کوتاه ۲۰ دقیقهای، تصاویر شاعرانه، موسیقی افشین عزیزی و داستان عمیق، اثری تأثیرگذار خلق کرده که برنده جایزه بهترین انیمیشن کوتاه در اسکار ۲۰۲۵ شد،
خلاصه داستان: فیلم «اولین تماس» یک ترسناک-علمیتخیلی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی بروس ومپل است. داستان درباره دو خواهر و برادر ناسازگار، کیسی (آنا شیلدز) و دن (جیمز لیدل)، است که پس از ناپدید شدن مرموز پدر دانشمندشان، دکتر ایان برادچ (پل کنداریان)، به مزرعه دورافتاده او میروند تا تحقیقات ناتمامش را بررسی کنند. آنها بهزودی متوجه میشوند که کار پدرشان بسیار خطرناکتر از تصورشان بوده: موجودی شیطانی که میلیونها سال در زمان و مکان مدفون بوده، آزاد شده و شروع به ایجاد ویرانی در میان اهالی محل کرده است. این موجود، که از طریق یک پورتال باز شده توسط دستگاه پدرشان وارد شده، با تسخیر بدن انسانها، از جمله کوین (کریس سیمپرمن)، دوست دن، آنها را به موجوداتی بیگانه تبدیل میکند. کیسی و دن با کمک ویدیوهای پدرشان و گفتوگو با دکتر میسون (مایکل ال. پارکر)، همکار سابق او، سعی میکنند راز این موجود فرابعدی را کشف کرده و از نابودی زمین جلوگیری کنند. فیلم با جلوههای عملی چشمگیر، فضای پرتنش و تمهای خانواده و بقا، یک اثر سرگرمکننده است، هرچند داستان پیچیده و پایان مبهم آن ممکن است برای برخی ناامیدکننده باشد.
خلاصه داستان: فیلم «چشمانت را ببند» یک درام اسپانیایی-آرژانتینی به کارگردانی و نویسندگی مشترک ویکتور اریسه و میشل گازتامبیده است. داستان در مادرید معاصر رخ میدهد و درباره میگل گارای (مانولو سولو)، فیلمسازی سالخورده است که در سال ۲۰۱۲، بیست سال پس از ناپدید شدن مرموز دوست و بازیگر اصلیاش، خولیو آرناس (خوزه کورونادو)، در جریان فیلمبرداری فیلم ناتمام «نگاه خداحافظ» در دهه ۱۹۹۰، به یادآوری خاطرات آن پروژه دعوت میشود. میگل پس از آن اتفاق، کارگردانی را کنار گذاشته و زندگی آرامی بهعنوان نویسنده در ساحل دارد. وقتی یک برنامه تلویزیونی جنجالی پرونده ناپدید شدن خولیو را باز میکند، میگل با اکراه با خدمه فیلم، از جمله مکس (ماریو پاردو)، تدوینگر، لولا (سولداد وییامی)، معشوقه سابق، و آنا (آنا تورنت)، دختر خولیو، ارتباط برقرار میکند تا راز این ناپدید شدن و تأثیر آن بر زندگی همه را حل کند. فیلم با ریتمی آرام، تصاویر شاعرانه و موسیقی تأثیرگذار، به موضوعات حافظه، هویت، پیری و قدرت سینما میپردازد. این اثر که اولین فیلم بلند اریسه پس از ۳۱ سال است، با وجود طول زیاد (۱۶۹ دقیقه) و برخی ابهامات داستانی، به دلیل عمق احساسی و خودبازتابیاش مورد تحسین قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «بید» یک درام اجتماعی هندی به کارگردانی و نویسندگی مشترک آنوباو سینها است که در پسزمینه قرنطینه کووید-۱۹ در سال ۲۰۲۰ در هند روایت میشود. داستان در یک پست بازرسی خیالی در شهر تِجپور جریان دارد، جایی که سوریا کومار سینگ تیکاس (راجکومار رائو)، افسر پلیس، وظیفه دارد از عبور مهاجران در طول lockdown جلوگیری کند. این مهاجران، که به دلیل تعطیلی ناگهانی کشور بدون غذا، آب یا حملونقل ماندهاند، برای بازگشت به خانههایشان در روستاها مجبور به پیادهروی در مسافتهای طولانی شدهاند. در این میان، شخصیتهایی مثل دکتر رنو (بومی پدْنِکار)، که بیماران مشکوک به ویروس را معاینه میکند، و تریفِدی (پانکاج کاپور)، نگهبان امنیتی از کاست بالا که با برادر بیمارش سفر میکند، با تعصبات طبقاتی، نژادی و مذهبی مواجه میشوند. تریفدی با تبعیض علیه مسافران مسلمان و امتناع از پذیرش غذا از آنها، تنشهایی ایجاد میکند، اما در نهایت به دلیل نیاز، به آنها روی میآورد. فیلم با فیلمبرداری سیاهوسفید، که یادآور مهاجرت بزرگ پس از تجزیه ۱۹۴۷ هند است، به موضوعات نابرابری اجتماعی، کاستگرایی، تعصب مذهبی و انسانیت میپردازد. بازیهای قوی رائو و کاپور، همراه با کارگردانی سینها، فیلم را تأثیرگذار کرده، هرچند داستان شلوغ و پایانبندی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «آهاسس» یک درام-تریلر است که داستان جیک، خدمتکار جوانی را دنبال میکند که عاشق همسر رئیسش، آدلین، میشود که از خشونت خانگی رنج میبرد. جیک که قصد کمک به فرار آدلین از دست شوهر خشنش، ستوان آگوستو، را دارد، با او وارد رابطهای عاطفی میشود. اما تلاش برای فرار به هرجومرج منجر شده و با صحنههایی مانند قتلهای خونین، تعقیبوگریز و درگیری با نگهبانان، مانند گروهبان لیبیران، به اوج میرسد. داستان به موضوعات عشق ممنوعه، خشونت خانگی و پیامدهای قدرت و خیانت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری که شبیه دیگر فیلمهای ویوامکس مانند «بلا لونا» و «اوا» است، صحنههای غیرضروری و پایانبندی پیشپاافتاده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای پرتنش، بازیهای اصلی و تصاویر پنتابانگان فیلیپین تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و فقدان خلاقیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «دخترک و سگ تازی» یک انیمیشن درام-خانوادگی است که بر اساس رمان رودی دویل ساخته شده و داستان مری، دختری ۱۱ ساله با علاقه شدید به آشپزی را دنبال میکند که آرزوی سرآشپز شدن دارد. او که رابطهای نزدیک با مادربزرگش، اِمر، دارد، از او در آشپزخانه چیزهای زیادی یاد میگیرد. وقتی اِمر بیمار میشود و به بیمارستان منتقل میشود، مری با زنی مرموز به نام تنسی در جنگل آشنا میشود که اطلاعاتی غیرمنتظره درباره خانوادهاش دارد. این ملاقات مری، مادرش اسکارلت و اِمر را به سفری عاطفی و معنوی در گذشته هدایت میکند، جایی که چهار نسل از زنان خانواده با هم متحد میشوند. داستان با صحنههایی مانند سفر جادهای در نیمهشب، رویاهای سیاهوسفید و اشاره به سگ تازی، به موضوعات غم، پیوند خانوادگی و پذیرش مرگ میپردازد. با این حال، به دلیل انیمیشن ساده در برخی صحنهها و ریتم کند برای مخاطبان جوانتر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای رنگارنگ ایرلند، طنز ظریف و پیام عاطفی درباره زنانگی و ارتباط نسلی تحسین شدند، اما داستان متراکم و برخی لحظات سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گمراه» یک تریلر اکشن-جنایی است که حول محور تحقیقات قتل جوانی به نام آکاش ساردانا میچرخد. داستان با قتل آکاش در خانهاش آغاز میشود، که ابتدا به نظر یک سرقت میرسد، اما وقتی یک سلفی از همسایه مظنون را نشان میدهد، تحقیقات پیچیده میشود. شیوانی ماتور، افسر پلیس جوان، متوجه میشود که مظنون دارای یک دوقلو با ظاهری یکسان است: آرجون، مردی موفق، و سوراج (رونی)، یک کلاهبردار باهوش. داستان با فلشبکهایی به زندگی عاشقانه آرجون با جانوی و سرقت ناموفق سوراج با دوستش چادی، به موضوعات عشق، خیانت و هویت میپردازد. شیوانی و رئیسش، با بررسی سرنخهایی مانند پیامهای مرموز و شواهد متناقض، تلاش میکنند تا قاتل واقعی را شناسایی کنند. فیلم با صحنههای اکشن مانند تعقیبوگریز و مبارزات، و پیچشهای داستانی مانند افشای ارتباط دوقلوها، به اوج میرسد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، آهنگهای غیرضروری که ریتم را کند میکنند و بازسازی نزدیک به فیلم تامیلی «تدام» (۲۰۱۹)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای اصلی، صحنههای اکشن و داستان تعلیقی تحسین شدند، اما روایت قابلپیشبینی و کارگردانی ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گرگ و شیر» یک ماجراجویی خانوادگی فرانسوی-کانادایی به کارگردانی ژیل دو مستر و نویسندگی او و همسرش پرون دو مستر است. داستان درباره آلما (مولی کانز)، دانشجوی ۲۰ ساله موسیقی کلاسیک در نیویورک، است که پس از مرگ پدربزرگش به کلبه کودکیاش در جزیرهای دورافتاده در جنگلهای کانادا بازمیگردد. او در آنجا یک توله شیر که از هواپیمای سقوطکرده سیرکی نجات یافته و یک توله گرگ که همراه مادرش، دوست قدیمی پدربزرگ آلما، به کلبه پناه آورده، پیدا میکند. آلما تصمیم میگیرد از این دو توله، که آنها را موتزارت (گرگ) و دریمر (شیر) نامگذاری میکند، مراقبت کند، اما به دلیل مخالفتهای پدرخواندهاش جو (گراهام گرین) و جنگلبانان، آنها را مخفی نگه میدارد. وقتی آلما برای تست نوازندگی پیانو به لسآنجلس میرود، مادر گرگ توسط دانشمندان برای انتقال به مرکز پرورش گونه در معرض انقراض (Canis lupus nyx) بیهوش و برده میشود. پس از تصادف آلما و بستری شدنش، موتزارت به مرکز حفاظت و دریمر به سیرکی ظالم فرستاده میشود. این دو حیوان که مانند برادر با هم بزرگ شدهاند، سفری خطرناک در طبیعت کانادا آغاز میکنند تا دوباره به هم و به آلما برسند. فیلم با مناظر خیرهکننده، موسیقی زیبا و پیامهای حفاظت از حیوانات و دوستی، برای مخاطبان خانوادگی جذاب است، هرچند داستان قابلپیشبینی و بازیهای انسانی ضعیف از نقاط ضعف آن هستند
خلاصه داستان: فیلم «برای دستگیری یک قاتل» یک تریلر جنایی-روانشناختی آمریکایی به کارگردانی دامیان زیفرون و نویسندگی مشترک او با جاناتان ویکهام است. داستان در بالتیمور و در شب سال نو آغاز میشود، زمانی که یک تکتیرانداز ناشناس (رالف اینسون) از آپارتمانی مرتفع، ۲۹ نفر را در نقاط مختلف شهر به قتل میرساند و با انفجار مواد منفجره، رد خود را پاک میکند. النور فالکو (شیلین وودلی)، افسر پلیس جوان و بااستعدادی که با مشکلات روانی گذشتهاش دستوپنجه نرم میکند، به دلیل بینش منحصربهفردش در مورد ذهن قاتل، توسط جفری لامارک (بن مندلسون)، مامور ارشد افبیآی، برای کمک به شناسایی و دستگیری قاتل استخدام میشود. النور، همراه با جک مکنزی (جووان آدپو)، در تعقیب قاتلی هستند که با رفتار غیرقابلپیشبینیاش، پلیس و افبیآی را ناکام میگذارد. تحقیقات به خانهای روستایی در مریلند منتهی میشود، جایی که النور با دین، قاتل، روبهرو میشود. پس از گفتوگویی طولانی که در آن النور سعی میکند با او همدلی کند، دین احساس میکند فریب خورده و النور را در زیرزمین حبس میکند. اما النور با زیرکی موفق به غلبه بر او میشود. فیلم با کارگردانی شیک، بازیهای قوی و تمهای سلامت روان و نقد سیستمهای ناکارآمد، اثری جذاب است، هرچند پایانبندی شتابزده و فیلمنامه مشتقشده از نقاط ضعف آن هستند.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.