خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۱۳۶۰ و در اوج جنگ ایران و عراق، شیده، دانشجوی سابق پزشکی که به دلیل فعالیتهای سیاسی از ادامه تحصیل محروم شده، همراه همسر و دختر خردسالش، دورسا، زندگی میکند. زمانی که همسرش به جبهه اعزام میشود، شیده و دورسا در آپارتمان خود در ساختمانی متروک تنها میمانند. با اصابت موشک به ساختمان، ترک عمیقی در سقف ایجاد میشود و به تدریج، حضور یک نیروی شرور و نامرئی به نام «جن» در خانه احساس میشود. این موجود ماوراءطبیعی که با ترس و اضطراب انسانها تغذیه میکند، ابتدا خود را در قالب کابوسهای شبانه دورسا نشان میدهد و سپس به شکل یک حجاب سیاه که نمادی از فشارهای اجتماعی و مذهبی بر زنان است، به شیده نزدیک میشود. فیلم ترسناک «در سایه» (Under the Shadow) به کارگردانی بابک انوری و با بازی نژیان ظفر در نقش شیده، با تلفیق ترسهای روانی و استعارههای سیاسی-اجتماعی، داستانی فراموشنشدنی از مقاومت یک مادر در برابر نیروهای اهریمنی درونی و بیرونی خلق کرده است.
خلاصه داستان: در یک روز گرم تابستانی، پروفسور ایزاک بورگ، پزشک سالخورده و سرشناس سوئدی، تصمیم میگیرد برای دریافت جایزهای افتخاری به شهر لوند سفر کند. او که در آستانه کهولت سن قرار دارد، به جای پرواز، ترجیح میدهد با ماشین شخصی خود به همراه عروسش، ماریان، راهی این سفر شود. در طول مسیر، ایزاک با رویاها و کابوسهایی مواجه میشود که گذشتهاش را به او یادآوری میکنند: اشتباهاتش در زندگی مشترک، سردی عاطفی نسبت به همسر فقیدش، و روابط سرد با پسرش. این سفر نهتنها سفری فیزیکی، بلکه سفری درونی برای مواجهه با تنهایی، پشیمانی و جستجوی معنا در واپسین سالهای زندگی است. این فیلم که توسط اینگمار برگمان، کارگردان شهیر سوئدی، در سال ۱۹۵۷ ساخته شده، با بازی ویکتور شوستروم در نقش اصلی، یکی از شاهکارهای سینمای هنری جهان محسوب میشود.
خلاصه داستان: در شهر نیویورک، کریس، مدیر بخش بازاریابی فروشگاه بزرگ مِیسی، برای رفع مشکل فروشگاه، یک بابانوئل واقعی به نام کریس کرینگل را استخدام میکند. کریس با مهربانی و معجزههایش توجه همه را جلب میکند، اما زمانی که ادعا میکند واقعاً بابانوئل است، به تیمارستان فرستاده میشود. در دادگاهی که برای تعیین سلامت روان او تشکیل میشود، وکیل جوانی به نام برایان تلاش میکند ثابت کند که کریس واقعاً بابانوئل است. این فیلم کلاسیک سال ۱۹۴۷ به کارگردانی جرج سیتون، با بازی موری اوکیف در نقش بابانوئل، جان پین در نقش برایان و ناتالی وود در نقش سوزان، داستانی دلنشین درباره ایمان، معجزه و روحیه کریسمس را روایت میکند.
خلاصه داستان: جو یک مرد جوان و نویسنده است که در دهه ۱۹۵۰ در گلاسکو روی یک قایق باربری کار میکند. زندگی یکنواخت او با کشف جسد یک زن جوان در رودخانه کلاید به هم میریزد. جو که ظاهراً بیتفاوت است، خاطرات رابطه پرشور و مخفیانه خود با این زن به نام کیتی را به یاد میآورد. همزمان، او درگیر رابطهای سرد و بیمایه با الا، همسر مأیوس صاحب قایق میشود. با پیشروی تحقیقات پلیس و محاکمه یک مرد بیگناه به اتهام قتل، وجدان جو به تدریج بیدار میشود و او را با واقعیتهای تاریک گذشته و نقش احتمالی خود در این تراژدی روبرو میکند. فیلم «آدم جوان» به کارگردانی دیوید مکنزی و با بازی یوان مکگرگور، تیلدا سوینتون و امیلی مورتیمر، اثری دراماتیک و روانکاوانه است که مرزهای گناه، مسئولیت و انفعال اخلاقی را در پسزمینهی خاکستری و غمانگیز اسکاتلند پس از جنگ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال تحسینشده «یوفوریا» (Euphoria) محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی سام لوینسون، زندگی گروهی از نوجوانان دبیرستانی را در مواجهه با مسائل پیچیدهای مانند اعتیاد، هویت جنسی، خشونت، عشق و دوستی به تصویر میکشد. زندایا در نقش رو، نوجوانی که به تازگی از مرکز ترک اعتیاد بازگشته، در کنار بازیگرانی چون هانتر شفر، جیکوب الوردی و سیدنی سوینی، داستانی خام و بیپرده از نسل امروز را روایت میکند که با نماهای بصری خیرهکننده و موسیقی متن تاثیرگذار همراه شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بخشیدهنشده» (۱۹۹۲) به کارگردانی و بازی کلینت ایستوود، داستان ویلیام مانی (ایستوود) را روایت میکند؛ یک قاتل سابق که برای تامین معاش خانوادهاش، یک بار دیگر اسلحه به دست میگیرد. او به همراه دوست قدیمی خود ند لوگان (مورگان فریمن) و یک جوان بیتجربه به نام اسکوفیلد کید (جین هکمن)، برای گرفتن جایزه دو مردی به وایومینگ میرود که به یک فاحشه صورتش را زخمی کردهاند. اما رئیس پلیس شهر، لیتل بیل داگت (جین هکمن)، که خود قانونشکنی سابق است، آنها را به چالش میکشد و درگیریای خونین شکل میگیرد. این فیلم که برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم و بهترین کارگردانی شد، به بررسی پیچیدگیهای خشونت، عدالت و بخشش در دنیای وسترن میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «شکارچیان شیاطین» (Rampant) محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کیم سونگ-هون، داستان شاهزاده لی چونگ (با بازی هیون بین) را روایت میکند که پس از سالها زندگی در امپراتوری چین، به کره بازمیگردد تا متوجه شود پادشاهی توسط شیاطین خونآشامی تسخیر شده است. این موجودات وحشی که در تاریکی پرسه میزنند، شهروندان را به وحشت انداختهاند و حکومت را به هرج و مرج کشاندهاند. شاهزاده لی چونگ که در ابتدا مردی بیتفاوت به نظر میرسید، حالا باید رهبری مقاومت را بر عهده بگیرد و با همراهی گروهی از جنگجویان وفادار، از جمله کیم جا-یون (با بازی جانگ دونگ-گون) و یی شین (با بازی جو وو-جین)، برای نجات مردم و بازپسگیری پادشاهی از چنگال این اپیدمی مرگبار بجنگد. این فیلم ترکیبی هیجانانگیز از ژانرهای تاریخی، اکشن و ترسناک است که با صحنههای نبرد نفسگیر و جلوههای ویژهی خیرهکننده، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، کوین کاستنر در نقش مردی تنها در دنیای پسا-آخرالزمانی آمریکا ظاهر میشود که با وانمود کردن به عنوان نامهرسان رسمی، امید را به جوامع پراکنده بازمیگرداند. او با حمل نامههای قدیمی و ایجاد ارتباطات جدید، به مردم کمک میکند تا دوباره به یکدیگر اعتماد کنند و در برابر گروههای مسلح ظالم ایستادگی نمایند. این فیلم که توسط خود کاستنر کارگردانی شده، داستانی الهامبخش درباره قدرت امید، ارتباط انسانی و نقش یک قهرمان غیرمنتظره در بازسازی تمدن از دست رفته را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۹ اوکراین به کارگردانی آنتونیو لوکیک است که با بازیگری درخشان وادیم نوویکی و پائولینا واسینا به تصویر کشیده شده است. داستان حول محور وادیم، یک مهندس صدا در اوکراین میچرخد که رویای مهاجرت به کانادا را در سر میپروراند و برای رسیدن به این هدف، یک پروژه ضبط صداهای حیات وحش در کارپات را میپذیرد. در طول این سفر، او با مادرش که رابطهای پیچیده با او دارد، همراه میشود و این سفر بهانهای میشود برای مواجهه با گذشته، هویت و معنای واقعی خانه. فیلم با طنز ظریف و لحظات احساسی عمیق، پرسشهایی اساسی درباره خانواده، آرزوها و ریشهها را مطرح میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: ژول، یک کارمند سابق ارتش که اکنون به عنوان بازرگان ثروتمند فعالیت میکند، با همدستی معشوقهاش فلورانس، نقشه قتل همسرش سیمون را میکشد. پس از به دام انداختن او در آسانسور یک ساختمان اداری، ژول برای پاک کردن ردپاهایش بازمیگردد، اما درست زمانی که در آسانسور گیر میافتد، برق ساختمان قطع میشود و او در تاریکی محبوس میماند. در همین حال، لوئیس، جوانی ولگرد، اتومبیل ژول را میدزدد و به همراه دوست دخترش ورونیکا به سفری مرگبار میرود که به قتل یک زوج آلمانی میانجامد. با آغاز تحقیقات پلیس، این دو پرونده به ظاهر نامرتبط، به تدریج در هم تنیده میشوند و سرنوشت ژول و فلورانس را به شکلی غیرمنتظره رقم میزنند. این فیلم نوآر سیاه و سفید محصول سال ۱۹۵۸، به کارگردانی لوئی مال و با بازی ژن مورو و موریس رونه، با موسیقی بدیع مایلز دیویس همراهی میشود.