خلاصه داستان: فیلم هارپر (۱۹۶۶) به کارگردانی جک اسمایت، با بازی پل نیومن در نقش لو هارپر کارآگاه خصوصی سرسخت، لورن بکول به عنوان زنی ثروتمند و جولی هریس، شلی وینترز و آرت فلetcher، داستانی جنایی نوآر را روایت میکند که در آن هارپر برای یافتن شوهر گمشده موکلش وارد شبکهای پیچیده از کلاهبرداری، رازهای خانوادگی، قماربازی و قتلهای مرموز میشود و با چالشهای اخلاقی و خطرناک روبرو میگردد.
خلاصه داستان: لالایی شکسته (۱۹۳۲)، شاهکار ارنست لوبیچ با بازی درخشان لیونل بریمور، فیلیپ هولمز و نانسی کارول، داستان پل رنهارد، سرباز جوان آلمانی را روایت میکند که پس از پایان جنگ جهانی اول، با عذاب وجدان عمیق ناشی از کشتن یک سرباز فرانسوی، به پاریس سفر میکند تا با خانواده قربانی ملاقات کند و از آنها مراقبت نماید، اما این دیدار احساسی با رازها و درگیریهای عاطفی پیچیدهای همراه میشود که مرزهای仇 و دوستی را محو میکند.
خلاصه داستان: در فیلم کمدی «چگونه همسرتان را بکشید» محصول ۱۹۶۵ به کارگردانی ریچارد کوئین، جک لمون نقش استنلی فورد، کاریکاتوریست ثروتمند و مجرد را بازی میکند که پس از یک مهمانی پر از الکل، به طور اتفاقی ویرنا لیز را از دریا نجات داده و در یک لحظه هوس، با او ازدواج میکند. استنلی که از زندگی زناشویی کلافه شده، در کمیکهای محبوبش شخصیت همسر خیالیاش را به طرز فجیعی میکشد و این ایده به موفقیت کمیکها منجر میشود، اما وقتی همسر واقعیاش واقعاً ناپدید میشود و پلیس وارد ماجرا میگردد، استنلی باید با وکیلش (با بازی ادی آندرس) برای اثبات بیگناهیاش دست و پنجه نرم کند و ماجراهای خندهداری رقم بخورد.
خلاصه داستان: فیلم نبرد برج (۱۹۶۵) به کارگردانی کنت آناکین با بازی هنری فوندا در نقش ژنرال آمریکایی سرسخت، رابرت شاو به عنوان سرهنگ تانکسوار شجاع، رابرت رایان و تلی ساوالاس، روایتی حماسی از یکی از خونینترین نبردهای جنگ جهانی دوم در زمستان ۱۹۴۴ ارائه میدهد. نیروهای آلمانی به فرماندهی ژنرال هاسو فون مانتوفل با حمله غافلگیرانه به خطوط متفقین در جنگل آردن در بلژیک، تلاش میکنند تا پورت اشنور را تصرف کرده و متفقین را شکست دهند، اما ژنرال فوندا و نیروهایش با مقاومت جانانه، تانکهای شاهتوت آلمانی را در برف و مه متوقف میکنند و پیروزی نهایی را رقم میزنند.
خلاصه داستان: شنبه سیاه (۱۹۶۳)، ساخته ماریو باوا، یکی از شاهکارهای کلاسیک ژانر وحشت ایتالیایی است که به صورت آنتولوژی از سه داستان مستقل تشکیل شده: در «تلفن»، زنی پارانوئید از تماسهای تهدیدآمیز یک قاتل سابق رنج میبرد؛ در «ووردالاک»، مردی به خونآشام تبدیل شده و خانوادهاش را تهدید میکند با بازی بوریس کارلوف در نقش اصلی؛ و در «قطره آب»، پرستاری با روح انتقامجوی زنی مصری روبرو میشود. بازیگران برجستهای چون لیدیا آلمانی، جاکومینا باکاردی و میشل مرسیه، این فیلم را به تجربهای فراموشنشدنی از ترسهای ماوراءطبیعی تبدیل کردهاند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، فیلم وسترن «میجر داندی» به کارگردانی سام پکینپا با بازی چارلتون هستون در نقش میجر آموس چارلز داندی، ریچارد هریس و جیم هاتون، داستان افسر ارتش اتحادیه در اواخر جنگ داخلی آمریکا را روایت میکند که برای انتقام نابودی یک روستا توسط قبایل آپاچی، گروهی از زندانیان، داوطلبان و سربازان را رهبری کرده و به تعقیب آنها در سرزمینهای خطرناک مکزیک میپردازد؛ سفری پرماجرا که با درگیریهای داخلی، خیانتها و نبردهای حماسی همراه است و تمهای افتخار، انتقام و جنون را کاوش میکند.
خلاصه داستان: کت بالو (۱۹۶۵)، ساخته الیوت سیلورستین با بازی جین فوندا در نقش معلم جوان و شجاع کت بالو و لی ماروین در دو نقش اسلحهدار الکلی و قاتل پدرش، داستان زنی تحصیلکرده را روایت میکند که پس از قتل ناعادلانه پدرش توسط شرکت راهآهن، از دنیای آرام خود خارج شده و گروهی از راهزنان بیمصرف و یک هفتتیرکش ورشکسته را استخدام میکند تا انتقام سختی بگیرد؛ این وسترن کمدی کلاسیک پر از طنز، آهنگهای فولک و لحظات اکشن نفسگیر است که به موفقیتهای اسکار لی ماروین در نقشهای دوگانهاش منجر شد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۲، فیلم وسترن کلاسیک «سوار بر تپههای بلند» به کارگردانی سام پکینپا با بازی جوئل مککریا در نقش مارشال بازنشسته استیو جاد و رندولف اسکات در نقش دوست قدیمیاش گیل وست، داستان دو یار قدیمی را روایت میکند که برای حمل محموله طلای استخراجی از معدنی دورافتاده به شهر، سفری پرخطر را آغاز میکنند؛ در مسیر با خانوادهای خشن و قانونگریز به رهبری پدر عروس جوان جاد درگیر میشوند و باید با وفاداری دیرینه، شرف و مهارتهای تیراندازیشان، عدالت را در سرزمین وحشی غرب برقرار کنند.
خلاصه داستان: در فیلم گلدفینگر (۱۹۶۴) به کارگردانی گای همیلتون، شان کانری در نقش مأمور ۰۰۷ جیمز باند با تاجر مرموز آرولیک گلدفینگر (با بازی گِرت فروهبه) و دستیارش پودژی گِیل (با بازی هارور بلکمن) روبرو میشود؛ باند برای خنثی کردن طرح شنیع گلدفینگر که شامل سرقت و ذوب تمام ذخایر طلای فورت نوکس آمریکا با استفاده از بمب اتمی است، وارد عملیاتی پرهیجان میشود و با صحنههای اکشن نفسگیر، گجتهای پیشرفته و فریبکاریهای جنسیتی دست و پنجه نرم میکند تا جهان را از فاجعه نجات دهد.
خلاصه داستان: هتل بزرگ (Grand Hotel) فیلمی دراماتیک به کارگردانی ادموند گولدینگ در سال ۱۹۳۲ است که با بازی ستارگانی چون گرتا گاربو در نقش رقاصه روسی مشهور، جان باریمور به عنوان بارون قمارباز، جوآن کرافورد در نقش منشی جاهطلب و لئونل باریمور به عنوان حسابدار ورشکسته، داستان تقاطع زندگی چند مسافر را در هتلی لوکس در برلین روایت میکند؛ جایی که عشقهای ناگهانی، خیانتها، جنایات و تراژدیها در یک شب پرهیجان به هم میپیوندند و سرنوشتهایشان را برای همیشه تغییر میدهد.