خلاصه داستان: فیلم تاراس بولبا (۱۹۶۲) به کارگردانی جی. لی تامپسون با بازی درخشان یول برینر در نقش تاراس بولبا، رهبر قزاقهای اوکراینی، و تونی کورتیس در نقش یکی از پسرانش، داستانی حماسی از قرن شانزدهم در اوکراین را روایت میکند؛ تاراس پس از سالها اسارت، پسران جوانش آندری و اوستاپ را برای انتقام از لهستانیها و دفاع از سرزمینشان تربیت میکند، اما عشق ممنوعه آندری به دختری لهستانی، وفاداری خانوادگی را به چالش میکشد و به نبردهای خونین و فداکاریهای بزرگ منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم «جاسوسی که از سرما آمد» (۱۹۶۵) به کارگردانی مارتین ریت، با بازی ریچارد برتون در نقش الک لیماس مأمور ارشد MI6 بریتانیا، کلر بلوم و اسکار ورنر، داستانی نفسگیر از دوران جنگ سرد را روایت میکند. لیماس پس از از دست دادن مأمور خود در برلین، مأموریت پیچیدهای برای فریب هانس-دیتر موندت، مقام ارشد KGB، دریافت میکند و با هویت جعلی وارد برلین شرقی میشود. در این میان، با نانسی، زنی کمونیست و سابقاً فعال صلحطلب آشنا شده و عاشق او میگردد، اما توطئههای جاسوسی لایهلایه، خیانتهای پنهان و دادگاهی ساختگی مرزهای وفاداری را به چالش میکشد و لیماس را در سرمای بیرحم جاسوسی گرفتار میسازد.
خلاصه داستان: استاد دیوانه (۱۹۹۶)، فیلمی کمدی به کارگردانی تام شیدیاک با بازی ادی مورفی در نقشهای متعدد از جمله پروفسور شرلی کلوین و خانوادهاش، داستان استادی دانشگاهی چاق، خجالتی و باهوش را روایت میکند که برای جلب توجه دانشجوی مورد علاقهاش، دارویی اختراع میکند تا لاغر شود و به بادی جذاب و شخصیتی جسور به نام بودی لاو تبدیل گردد، اما این تغییر هویت دوگانه با موقعیتهای خندهدار و چالشبرانگیز همراه میشود و او را درگیر ماجراهایی طنزآمیز میکند.
خلاصه داستان: فیلم پرواز ققنوس (۱۹۶۵) به کارگردانی رابرت آلدرچ با بازی جیمز استیوارت، ریچارد آتنبورو و هاردی کروگر، داستان سقوط یک هواپیمای باری در صحرای بیرحم آفریقا را روایت میکند؛ جایی که فرانک تاونز (جیمز استیوارت)، خلبان باتجربه، و گروهی از بازماندگان از ملیتهای مختلف برای بقا متحد میشوند و با استفاده از لاشه هواپیما، تلاش میکنند تا آن را بازسازی کرده و پرواز دهند، در حالی که با تشنگی، گرما و اختلافات درونی دست و پنجه نرم میکنند و نمادی از امید و باززایی را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: کتاب جنگل (۲۰۱۶) به کارگردانی جان فاورو با بازی نیل ستی در نقش موگلی، بیل موری به عنوان صدای بالو، بندیکت کامبربچ به عنوان صدای باگیرا، اسکارلت جوهانسون به عنوان صدای کا و آیدریس البا به عنوان صدای شیرخان، داستان هیجانانگیز موگلی، پسربچهای را روایت میکند که توسط گرگها در جنگلهای هند بزرگ شده و حالا باید با قوانین جنگل روبرو شود، در حالی که شیرخان خشن به دنبال انتقام از اوست و موگلی با کمک دوستان وفادار حیوانیاش سفری پرماجرا برای یافتن هویت واقعی خود آغاز میکند.
خلاصه داستان: فیلم جایزه (۱۹۶۳) به کارگردانی مارک رابسون، با بازی پل نیومن در نقش اندرو مککی، نویسنده آمریکایی الکلی که برای دریافت جایزه نوبل ادبیات به استکهلم دعوت میشود، اما به زودی درگیر توطئهای پیچیده شامل جاسوسی، قتل و هویت جعلی میگردد؛ او با اینگه سارسون (الکه سامر)، همسر دانشمندی مظنون به جاسوسی، همکاری میکند تا رازهای خطرناک پشت مراسم نوبل را افشا کنند، در حالی که مکس کارلن (ادوارد جی. رابینسون) نقش کلیدی در این ماجرا ایفا میکند.
خلاصه داستان: فیلم «پنتر صورتی» (۱۹۶۳) به کارگردانی بلیک ادواردز با بازی درخشان پیتر سلرز در نقش بازرس ژاک کلوزوی ناشی و بامزه، دیوید نیون، رابرت وانگر و کاپوشین، داستان ماجراجوییهای خندهدار یک بازرس پلیس فرانسوی را روایت میکند که برای حل معمای سرقت الماس بیقیمت «پنتر صورتی» از گردنبند ملکه به کورتینا دآمپتزو در ایتالیا اعزام میشود؛ جایی که در مهمانی اسکی شاهزاده چارلز لیتون، دزد حرفهای معروف به «فانتوم» در کمین است و کلوزو با اشتباهات زنجیرهای و موقعیتهای کمدیاش، تعقیب و گریزی هیجانانگیز را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «آمریکایی کردن امیلی» ساخته آرتور هیلر در سال ۱۹۶۴، با بازی جیمز گارنر در نقش چارلی مادلر افسر بزدل نیروی دریایی آمریکا و جولی اندروز در نقش امیلی، راننده بریتانیایی جسور، داستان عشقی طنزآمیز در بستر جنگ جهانی دوم در لندن را روایت میکند. چارلی که مسئول تأمین بستنی برای دریادار است و از مرگ میترسد، با امیلی آشنا میشود که از دست دادن همسر و برادرش در جنگ او را تغییر داده؛ رابطه آنها به چالش کشیدن هنجارهای جنگی و آمریکاییسازی فرهنگ بریتانیایی میانجامد و چارلی را به مردی قهرمان تبدیل میکند، در حالی که فیلم با طنزی تلخ به پوچی جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۵، تونی ریچاردسون فیلم کمدی سیاه «معشوق» را با بازی رابرت مورسه در نقش دنیل هیلی، شاعر جوان انگلیسی که برای کار به هالیوود میرود و درگیر دنیای پوچ و پرزرقوبرق قبرستان لوکس «ویسپرینگ گلیدز» میشود، ساخت؛ جایی که مراسم تدفین به سبک هالیوودی و با شعارهای عجیب مانند «درون هر جسد، روحی جاودان است» برگزار میشود. دنیل عاشق آیریس (آنژانت کامر) میشود، اما مرگ عمویش او را به سمت ماجراجوییهای absurd با شخصیتهایی چون آقای سیگول (رود استایگر)، رئیس قبرستان، و دیگر ستارگانی چون جان گیگود، جاناتان وینترز، جیمز کوبورن و لیبراسه میکشاند و به satire تند و تیزی از صنعت مرگ و فرهنگ آمریکایی بدل میگردد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۴، جری لوئیس در فیلم کمدی «پتسی» به کارگردانی و بازیگری خودش، نقش گلوریا پتسی، پیشخدمتی بلندپرواز و خنگ را ایفا میکند که آرزوی تبدیل شدن به ستاره هالیوود را در سر میپروراند؛ او با تقلیدهای خندهدار و اغراقآمیز از ستارگان مشهوری چون الیزابت تیلور، کیم نوواک و دین مارتین، توجه یک تهیهکننده را جلب میکند و وارد دنیای پرزرقوبرق و پرماجراهای سینما میشود، جایی که با موقعیتهای طنزآمیز و هرجومرجهای پیدرپی روبرو میگردد و تلاش میکند تا به شهرت برسد.