خلاصه داستان: گروهی از دوستان در یک سفر دریایی، خود را در منطقهای مرموز از اقیانوس گرفتار میبینند که در آنجا با نیروهای ماوراءالطبیعه و اتفاقات هولناک روبرو میشوند و برای بقا میجنگند.
خلاصه داستان: یک پسر 15 ساله یوروک از یک روستای دورافتاده مقدونیه در میان انتظارات والدین، محافظه کاری اجتماعی و عشق ممنوع به یک دختر موعود به موسیقی فرار می کند.
خلاصه داستان: در ژانویه 2002، یک گروه از افسران پلیس در سان فرانسیسکو به دنبال یک قاتل سریالی هستند که قربانیانش را با شکستن چشمانشان میکشد. یکی از قربانیان، دختر جوانی به نام سارا است که پدرش، یک پلیس سابق، تصمیم میگیرد تا خودش به دنبال قاتل برود. او با کمک یک روانشناس و یک خبرنگار، به دنبال سرنخهایی میگردد که او را به یک شبکه مخفی از قاتلان سریالی متصل میکند. در نهایت، او موفق میشود تا قاتل اصلی را شناسایی کند و با کمک پلیس، او را دستگیر کند. اما پدر سارا متوجه میشود که قاتل اصلی فقط یک عضو از یک سازمان بزرگتر است و تصمیم میگیرد تا خودش به دنبال سازمان کامل شود.
خلاصه داستان: پونت، دختر کوچک هفت سالهای که پس از مرگ مادرش با احساس گناه و سوالاتی درباره خدا و مرگ دست و پنجه نرم میکند. او در مدرسه و خانهٔ پدریاش تلاش میکند پاسخهایی برای درد و سردرگمیاش پیدا کند، اما هر کس به شیوهای متفاوت به او پاسخ میدهد. این مسیر، پونت را به درک عمیقتری از مرگ، زندگی و امید سوق میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۶۸، در طول انقلاب میجی، دو سوار سامورایی از گروههای متخاصم، یکی از طرف امپراتوری و دیگری از طرف شوگون، درگیر جنگ خونینی میشوند. اما در میانه نبرد، آنها به یکدیگر کمک میکنند و زخمهایشان را درمان میکنند. این رویداد باعث میشود دو نفر با وجود تفاوتهایشان، به یکدیگر نزدیک شوند و رابطهای عمیق بر اساس وفاداری و احترام متقابل برقرار کنند. داستان به دنبال رویدادهایی پرداخته که این رابطه را به چالش میکشد و نشان میدهد که حتی در میانه جنگ و خون، انساندوستی و رحم میتواند پیروز شود.
خلاصه داستان: در یک دنیای پس از زلزله، یک گروه از بازماندگان به دنبال امنیت و زندگی در یک جزیره ایزوله هستند. آنها با تهدید مداوم زامبیها و کمبود منابع مواجه میشوند. در این بین، یکی از اعضای گروه با کشف یک راز خطرناک درباره منشأ ویروس زامبی، باید تصمیم بگیرد که آیا حقیقت را فاش کند یا خود را و دیگران را در امان نگه دارد. در حالی که اعتماد به هم تضعیف شده و بقا تنها هدف باقیمانده است، گروه باید با ترس، خیانت و فداکاری مواجه شوند تا بتوانند در این جنگ زنده بمانند.
خلاصه داستان: یک گروه از جوانان در یک روز معمولی در شهر زندگی میکنند، اما اتفاقی غیرمنتظره زندگی آنها را به هم میریزد. آنها مجبور میشوند با یکدیگر همکاری کنند تا از یک وضعیت خطرناک جان سالم به در ببرند. در این بین، روابط و اعتماد متقابل آنها آزمایش میشود و هر کدام باید تصمیمات سختتری را برای نجات خود و یکدیگر بگیرند.
خلاصه داستان: در ادامهی داستان «کلاهبرداران»، یک گروه از کلاهبرداران حرفهای با هدف سرقت یک طرح مالی بزرگ، به یک بازی خطرناک میپردازند. هر یک از اعضای این گروه دارای مهارت و شخصیت منحصربهفردی هستند و برای موفقیت در این ماموریت، باید اعتماد متقابل برقرار کنند. اما در این بازی، هیچ کس به کسی اعتماد نمیکند و همه به دنبال منفعت شخصی خود هستند. در نهایت، آیا این کلاهبرداران میتوانند طرح خود را به انجام برسانند یا اینکه فریب یکدیگر را خواهند خورد؟