خلاصه داستان: فلیچ کارآگاهی باهوش و شوخطبع است که در حال تحقیق روی یک پرونده مواد مخدر در ساحل الیوت است. او با آلن استنویک، یک تاجر ثروتمند که به سرطان لاعلاج مبتلاست، مواجه میشود. استنویک به فلیچ پیشنهاد میدهد که در ازای دریافت پنجاه هزار دلار، او را به قتل برساند تا خانوادهاش بتوانند از مزایای بیمه عمر استفاده کنند. فلیچ که مشکوک شده، این پیشنهاد را میپذیرد اما در عوض تصمیم میگیرد تا حقیقت ماجرا را کشف کند. او با پوششهای مختلف، از جمله یک پزشک، وارد زندگی استنویک میشود و به زودی درمییابد که ماجرا پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد و یک توطئه بزرگتر در جریان است. این فیلم کمدی-جنایی محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی مایکل ریتچی و با بازی چوی چیس در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: جان وین در نقش روستر کاگبرن، یک مارشال تکچشم و سرسخت که به تازگی به دلیل رفتارهای غیرمتداولش از سمتش معلق شده، با کاترین هیپبورن در نقش اتا پلیس، یک زن مبلغ مذهبی مصمم که به دنبال انتقام قتل پدرش است، همراه میشود. این دو شخصیت متضاد در یک تعقیب و گریز خشن در دل طبیعت بکر غرب وحشی، گروهی از قاتلان را دنبال میکنند. فیلمی که در سال ۱۹۷۵ توسط استوارت میلر ساخته شد و در کنار جان وین و کاترین هیپبورن، بازیگرانی چون آنتونی زربه و ریچارد جردن در آن به ایفای نقش پرداختهاند، ترکیبی جذاب از ژانر وسترن و کمدی است که بر رابطه طنازانه و رشد شخصیتی این دو قهرمان نامتعارف تمرکز دارد.
خلاصه داستان: «پیتر خرگوشه» (۲۰۱۸) به کارگردانی ویل گلوک، اقتباسی زنده و پویانمایی از داستان کلاسیک بئاتریکس پاتر است که با بازی جیمز کوردن در نقش پیتر، دامن گیلنهال در نقش بئاتریکس، و رز بیرن در نقش مکگرگور، داستان خرگوش شیطانی به نام پیتر را روایت میکند که همراه با خواهرانش فلاپسی، ماپسی و کاتونتیل در باغ آقای مکگرگور به ماجراجویی و شرارت مشغول است. پس از مرگ ناگهانی مکگرگور، پیتر و خانوادهاش تصور میکنند که برای همیشه صاحب باغ شدهاند، اما ورود توماس، وارث بدخلق و وسواسی باغ، زندگی آنها را دگرگون میکند. توماس که قصد دارد باغ را بفروشد و به شهر بازگردد، با خرگوشها وارد جنگ میشود و پیتر با تمام توان برای محافظت از خانه و خانوادهاش تلاش میکند. در این میان، رابطه عاشقانه توماس با همسایه هنرمند و مهربانش، بئاتریکس، نیز به ماجراها پیچیدگی بیشتری میبخشد و پیتر باید بین شیطنتهای همیشگی و مسئولیتپذیری یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: این مستند افشاگرانه به کارگردانی رابرت کنر، صنعت غذایی آمریکا را از زوایای پنهانی بررسی میکند که مصرفکنندگان هرگز نمیبینند. فیلم با دنبال کردن زنجیره تأمین مواد غذایی از مزرعه تا سوپرمارکت، نشان میدهد که چگونه صنعت گوشت، ذرت و سویا تحت سلطه چند شرکت بزرگ درآمده و چگونه این سیستم صنعتی شده بر سلامت عمومی، محیط زیست و حقوق کارگران تأثیر منفی گذاشته است. با مصاحبههایی از فعالان، کشاورزان و کارشناسانی مانند اریک شلوزر و مایکل پولان، این مستند بیننده را به تأمل در مورد انتخابهای غذایی خود واداشته و ضرورت تغییر در سیستم غذایی را فریاد میزند.
خلاصه داستان: **The Bourne Identity**
یک مرد با آمnesia در ساحل فرانسه پیدا میشود که تنها سرنخهای او دو گلوله در پشتش و یک شماره حساب سوئیسی است. او خود را جیسون بورن مینامد و سعی میکند هویت واقعی خود را کشف کند. در این مسیر، او متوجه میشود که یک قاتل حرفهای آموزشدیده برای سازمان سیا است. مارى، زنی که به او کمک میکند، همراه او میشود. در حالی که بورن سعی میکند گذشته خود را به خاطر بیاورد، رئیس سابقش کانکلین تلاش میکند او را از بین ببرد. این فیلم اکشن و هیجانانگیز که در سال ۲۰۰۲ توسط داگ لیمان کارگردانی شده، با بازی مت دیمون در نقش اصلی، داستانی پر از تعقیب و گریز و توطئه را روایت میکند.
خلاصه داستان: مأمور گجت یک مأمور مخفی است که پس از یک حادثه آزمایشگاهی، بدنش با انواع ابزارهای مکانیکی و تکنولوژیکی پیشرفته جایگزین شده است. او با کمک برادرزادهاش پنی و سگ هوشمندش برین، برای مقابله با سازمان جنایتکار M.A.D و رهبر مرموز آن دکتر کلاو مأموریتهای مختلفی را انجام میدهد. این مجموعه پویانمایی محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی برونو بیانکی، دیوید فینچر و دیگران است که داستان مأمور ناشی اما خوشقلبی را روایت میکند که همیشه در نهایت موفق میشود شر را شکست دهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: جک فورست (۱۹۹۸) به کارگردانی تروی میلر، فیلمی کمدی-فانتزی با بازی مایکل کیتون در نقش جک فورست، خواننده گروه راک که در شب کریسمس در یک سانحه رانندگی جان خود را از دست میدهد. یک سال بعد، روح او به شکل آدم برفی زندهای به نام جک فراست درمیآید تا فرصتی دوباره برای ارتباط با پسرش چارلی (جوزف کراس) پیدا کند. این فیلم با ترکیب طنز و لحظات احساسی، داستانی دلگرمکننده درباره خانواده، عشق و جادوی کریسمس را روایت میکند که در آن یک پدر با وجود تغییر شکل ظاهری، تلاش میکند عشق خود را به فرزندش ثابت کند.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی کاتلین کانلان، بر اساس رمان مشهور کارولین کین با همین نام ساخته شده است. در این فیلم سوفیا لیلیس در نقش نانسی درو، دختر نوجوان باهوش و کنجکاوی که به تازگی به شهر ریور هایتس نقل مکان کرده، ظاهر میشود. نانسی که هنوز با مرگ مادرش کنار نیامده، سعی میکند با حل معماهای مختلف، خود را سرگرم کند. او با دوست جدیدش، هلن (مکنزی گراهام) آشنا میشود و متوجه میشود که خانهی عموی هلن به نام «خانهی توین فوردز» که یک عمارت قدیمی و اسرارآمیز است، توسط ارواح تسخیر شده است. نانسی که به هیچوجه به ماوراءالطبیعه اعتقاد ندارد، تصمیم میگیرد با استفاده از قدرت استدلال و مهارتهای کارآگاهی خود، پرده از راز این خانهی جنزده بردارد و حقیقت را آشکار کند. در این مسیر، او با موانع و چالشهای زیادی روبرو میشود اما با کمک دوستانش، سعی در حل این معما دارد.
خلاصه داستان: کاترین مورلند، دختر جوان سادهلوحی است که در قرن نوزدهم زندگی میکند و عاشق رمانهای گوتیک است. هنگامی که به شهر Bath سفر میکند، با دنیای پیچیده و فریبندهی اشراف روبرو میشود و درگیر ماجراهای عاشقانه و اسرارآمیزی میگردد. او توسط خانواده ثروتمند تیلنی به عمارت نورثانگر Abbey دعوت میشود و تصورات او از رمانهای گوتیک، واقعیت و خیال را در هم میآمیزد. در این میان، عشق او به هنری تیلنی و رابطهاش با دوستان جدیدش، شخصیت او را به چالش میکشد. این فیلم که بر اساس رمان جین آستن ساخته شده، داستانی طنزآمیز و هوشمندانه درباره بلوغ، عشق و تفاوت میان واقعیت و خیال است.
خلاصه داستان: این فیلم بریتانیایی به کارگردانی جیمز آئیووری و محصول سال ۱۹۹۲، بر اساس رمانی به همین نام اثر ای. ام. فورستر ساخته شده است. داستان در انگلستان اوایل قرن بیستم میگذرد و روابط پیچیده میان سه خانواده از طبقات اجتماعی مختلف را به تصویر میکشد: خانواده ثروتمند و لیبرال ویلسون، خانواده فقیر و روشنفکر باست و خانواده سنتی و مرفه شلگل. در مرکز این روابط، خانهای به نام «هاواردز اند» قرار دارد که نماد میراث، تعلق و ارزشهای عمیق انسانی است. مارگارت شلگل (با بازی اما تامپسون) که یک زن مستقل و روشنفکر است، با هنری ویلسون (با بازی آنتونی هاپکینز)، یک تاجر ثروتمند و بیوه، آشنا میشود و این آشنایی به ازدواجی میان آنها منجر میگردد. همزمان، خواهر کوچکتر مارگارت، هلن (با بازی هلنا بونهام کارتر)، با لئونارد باست (با بازی ساموئل وست)، یک کارمند جوان و فقیر، رابطهای عاطفی برقرار میکند که پیامدهای شگرفی برای تمام شخصیتها به همراه خواهد داشت. بازیگران اصلی این فیلم شامل اما تامپسون، آنتونی هاپکینز، هلنا بونهام کارتر، اما تامپسون و ساموئل وست هستند. فیلم با نگاهی دقیق و ظریف به تضادهای طبقاتی، تعصبات اجتماعی و مسئله مالکیت میپردازد و در نهایت، داستان حول محور میراث خانه «هاواردز اند» و معنای واقعی تعلق و خانه برای هر یک از شخصیتها میچرخد.