خلاصه داستان: در انیمیشن «ویلوبیها» محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی کریس پرن، چهار خواهر و برادر یتیم به نامهای تیم، جین و دوقلوهای بارنابیای و بی، پس از اینکه والدین خودخواهشان آنها را رها میکنند، تصمیم میگیرند با ارسال آنها به یک مأموریت خطرناک، از شرشان خلاص شوند. این خواهر و برادرها که در خانهای قدیمی و عجیب زندگی میکنند، با کمک یک پرستار مهربان به نام لیندا و یک گربه نارنجی باهوش، متوجه میشوند که خانواده واقعی از عشق و مراقبت ساخته میشود، نه فقط از رابطه خونی. این فیلم که با صداپیشگی بازیگرانی چون ویل فورته، مایا رودولف، آلیسینا کارا و تری کروز همراه است، داستانی طنزآمیز و دلگرمکننده درباره اهمیت خانواده و پذیرش تفاوتها را روایت میکند.
خلاصه داستان: در فرانسه قرن هفدهم، دارتانیان جوان و بلندپرواز برای تبدیل شدن به یک مبارز ماهر به پاریس میرود و در آنجا با سه تفنگدار مشهور شاه، آتوس، پورتوس و آرامیس، آشنا میشود. آنها به زودی متوجه توطئهای خطرناک میشوند که توسط کاردینال ریچلیو و میلیدی مرموز برای بیاعتبار کردن ملکه و براندازی پادشاهی طراحی شده است. این چهار نفر با شعار «یکی برای همه، همه برای یکی» متحد شده و با شمشیرزنی، شجاعت و وفاداری بینظیرشان، در برابر نیروهای شر میایستند تا از پادشاه و فرانسه دفاع کنند. این فیلم ماجراجویی حماسی که بر اساس رمان مشهور الکساندر دوما ساخته شده، داستانی پرشور از دوستی، خیانت و افتخار را روایت میکند.
خلاصه داستان: داستان فیلم بر اساس افسانه ژاپنی «قصه برشاگر بامبو» ساخته شده و توسط استودیو جیبلی و به کارگردانی ایسائو تاکاهاتا در سال ۲۰۱۳ تولید شده است. این انیمیشن زیبا و هنرمندانه، ماجرای پیرمردی را روایت میکند که در حال بریدن بامبو در جنگل، با یک دختر کوچک و درخشان مواجه میشود که از داخل ساقه بامبو بیرون آمده است. او و همسرش که فرزندی ندارند، این کودک را به فرزندی میپذیرند و او را «پرنسس کاگویا» مینامند. کاگویا به سرعت رشد میکند و به زودی به دختری زیبا و خردمند تبدیل میشود که توجه بسیاری از نجیبزادگان و حتی امپراتور را به خود جلب میکند. اما او که ریشههای زمینی و معنوی خود را به یاد دارد، با وجود ثروت و شهرت، عمیقاً دلتنگ زندگی ساده و طبیعی گذشته است و در نهایت باید با سرنوشت اسرارآمیز و آسمانی خود روبرو شود. این شاهکار انیمیشن با طراحیهای ظریف و تکنیک نقاشی آبرنگ، داستانی شاعرانه و عمیق را درباره عشق، طبیعت، هویت و معنای واقعی زندگی روایت میکند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان به نام دیو به طور تصادفی وارد دنیای جادوگری میشود و متوجه میشود که سرنوشت او با یک جادوگر باستانی به نام مرلین و شاگردش بالتازار گره خورده است. هنگامی که بالتازار، دیو را به عنوان وارث واقعی قدرتهای جادویی مرلین شناسایی میکند، او را تحت آموزش خود میگیرد تا در نبرد نهایی علیه نیروهای شیطانی مورگانای قدرتمند آماده شود. در این میان، دیو باید بین زندگی عادی خود به عنوان یک دانشجو و مسئولیتهای جدیدش به عنوان یک شاگرد جادوگر تعادل برقرار کند و قدرتهای خود را کشف کند. فیلم «شاگرد جادوگر» به کارگردانی جان ترتلتاب و با بازی نیکلاس کیج، جی باروشل و آلفرد مولینا در سال ۲۰۱۰ ساخته شد و داستانی پر از اکشن، طنز و صحنههای جادویی خیرهکننده را روایت میکند.
خلاصه داستان: جان برنز، یک تیرانداز افسانهای و مشهور در دوران کهنسالی خود، متوجه میشود که به سرطان پیشرفته مبتلا شده و تنها چند هفته دیگر زنده خواهد بود. او تصمیم میگیرد آخرین روزهای زندگی خود را در شهری آرام به نام کارسون سیتی بگذراند و در یک هتل اقامت کند. اما شهرت او به سرعت در شهر میپیچد و افراد مختلفی با انگیزههای گوناگون به او نزدیک میشوند؛ از جمله خبرنگاری جوان که میخواهد داستان زندگی او را بنویسد، مردانی که به دنبال شهرت هستند و میخواهند با کشتن او نامی برای خود دست و پا کنند، و زنی بیوه که در کنار پسرش در هتل کار میکند و به تدریج با جان ارتباط عمیقتری برقرار میکند. جان برنز که نمیخواهد در بستر بیماری و دردناک بمیرد، تصمیم میگیرد با برنامهریزی یک رویارویی نهایی، سرنوشت خود را به دست گیرد و میراثش را به شیوهای شرافتمندانه به پایان برساند. این فیلم که در سال ۱۹۷۶ و به کارگردانی دان سیگل ساخته شده، آخرین نقشآفرینی جان وین در سینما است و با بازیهای درخشان لورن باکال، ران هاوارد و جیمز استوارت همراه است.
خلاصه داستان: «قربانی» (۱۹۸۶) شاهکار آخر آندری تارکوفسکی، کارگردان بزرگ روس، روایتگر داستان الکساندر، نویسنده و منتقد تئاتر (با بازی اریک یوهانسون) است که به همراه همسرش آدلاید (سوزان فلیت وود) و پسر کوچکش در جزیره ای دورافتاده در سوئد زندگی میکند. در روز تولد الکساندر، جهان با فاجعه ای هستهای روبرو میشود که به نظر میرسد پایان حیات بشر را رقم زده است. در مواجهه با این فاجعه و برای نجات بشریت، الکساندر با پسری مرموز به نام اتو (آلن ادوال) که به عنوان پستچی جزیره کار میکند، ملاقات میکند. اتو به او پیشنهاد میدهد که اگر با زنی به نام ماریا (گودیون گیدر) که جادوگر خوانده میشود، رابطه برقرار کند و تمام خانواده و خانه خود را به عنوان قربانی به خدا تقدیم نماید، فاجعه رفع خواهد شد. این فیلم که با تصاویر خیرهکننده و نمادین ساخته شده، به مفاهیم عمیقی چون ایمان، فداکاری، عشق و امید در مواجهه با نابودی میپردازد و به عنوان وصیتنامه هنری تارکوفسکی شناخته میشود.
خلاصه داستان: در تابستان داغ سال ۱۹۶۲، اسکاتی اسمال تازهوارد به محلهای میشود که هیچ دوستی ندارد. او با گروهی از پسران همسن خود آشنا میشود که همگی عاشق بیسبال هستند و در زمین خاکی محلهشان، معروف به «سندلات»، بازی میکنند. بنی رودریگز، بهترین بازیکن تیم، اسکاتی را زیر بال و پر خود میگیرد و به او بیسبال یاد میدهد. اما ماجرا زمانی شکل میگیرد که توپ امضاشدهٔ بابِت روثِ اسکاتی از روی دیوار به خانهٔ آقای مورتونز میپرد؛ خانهای که همه از سگ غولپیکر و درندهاش به نام «وحشت» میترسند. حالا بچهها باید با همکاری هم و با نقشهای خلاقانه توپ را پس بگیرند، ماجراجوییای که برای همیشه زندگیشان را تغییر خواهد داد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی دیوید میکی ایونز و با بازیگرانی چون تام گوری، مایک ویتارو و پاتریک رنا است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۱ لندن، پرنس چارلز، نایبالسلطنه کارپاتیا، مردی میانسال و مغرور است که برای تاجگذاری پادشاه جدید بریتانیا به شهر آمده. او در تئاتری با الن مارا، یک بازیگر آمریکایی جوان و جذاب آشنا میشود و او را به یک شام خصوصی در سفارتخانه کشورش دعوت میکند. الن که فکر میکند این دعوت صرفاً برای صرف شام است، خیلی زود متوجه میشود که شاهزاده قصد دیگری دارد. اما الن دختری باهوش و زیرک است و با استفاده از طنز و شوخطبعی خود، نه تنها از موقعیتهای خجالتآور فرار میکند، بلکه به تدریج قلب شاهزاده پیر و خسته از زندگی را نیز تسخیر میکند. در این میان، بحران سیاسی کوچکی در کشور پرنس به وجود میآید و الن ناخواسته درگیر آن میشود و با رفتارهای کودکانه و غیردیپلماتیک خود، همه چیز را به هم میریزد. شاهزاده ابتدا عصبانی میشود، اما خیلی زود متوجه میشود که الن با سادگی و صداقت خود، کاری کرده که هیچ دیپلمات کارکشتهای از پس آن برنمیآمد. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۵۷ به کارگردانی لارنس اولیویه و با بازی درخشان مریلین مونرو و لارنس اولیویه است.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای تام و کریستینا کوروین به همراه پسر دوقلویشان به خانهای ییلاقی در حومه شهر نقل مکان میکنند. اما آرامش آنها با وقایع عجیب و ترسناکی برهم میخورد. کریستینا متوجه میشود که یکی از پسرانش رفتارهای غیرعادی از خود نشان میدهد و به تدریج درمییابد که اتفاق هولناکی در گذشته رخ داده و اکنون یک نیروی شریر و نامرئی در خانه حضور دارد که قصد آسیب رساندن به خانواده را دارد. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی رابرت مولیش و با بازیگرانی چون یوتا هاگن، کریس مارکت و مارتین اوبی است که بر اساس رمانی به همین نام ساخته شده و تماشاگر را در فضایی پرتعلیق و دلهرهآور غرق میکند.
خلاصه داستان: جیسون استاتهام در نقش آرتور بیشاپ، یک قاتل حرفهای که به عنوان «مکانیک» شناخته میشود، در این فیلم اکشن مهیج به کارگردانی سایمون وست ظاهر میشود. آرتور که در حذف هدفها با دقت و ظرافت بینظیری عمل میکند، پس از کشته شدن دوست و مربی خود هری مککنا (دونالد ساترلند)، تصمیم میگیرد از پسر او استیو (بن فاستر) محافظت کند. آرتور استیو را زیر بال و پر خود میگیرد و او را به دنیای مرگبار قتلهای برنامهریزی شده وارد میکند. اما به زودی متوجه میشود که استیو انگیزههای پنهانی برای انتقام دارد و این موضوع تمام قواعد بازی را به خطر میاندازد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۱ با صحنههای اکشن نفسگیر و تعلیق بالا، داستانی از خیانت، وفاداری و انتقام را روایت میکند.