خلاصه داستان: انیمیشن «تسورونه: تیر اول» یک فیلم ورزشی-کمدی ژاپنی به کارگردانی تاکویا یامامورا و تولید استودیو کیوتو انیمیشن است که اقتباسی از لایت ناول «تسورونه: کازمای کؤکؤ کیودو-بو» نوشته کوتوکو آیانو است. این فیلم عمدتاً بازسازی فصل اول سریال انیمهای تسورونه (2018-2019) با صحنههای جدید است. داستان درباره میناتو نارومیا (با صدای یوتو اوئمورا)، دانشآموزی است که در دوران راهنمایی به دلیل «وحشت هدف» (ترس از تیراندازی نادرست در کیودو، هنر رزمی تیراندازی با کمان ژاپنی) از این ورزش کنارهگیری کرده بود. در دبیرستان کازمای، دوستان دوران کودکیاش، سِیا تاکههایا (آوی ایچیکاوا) و ریوهه یامانوچی (ریوتا سوزوکی)، او را تشویق به پیوستن به باشگاه کیودو میکنند. میناتو با هدایت مربی مرموز، ماساکی تاکیگاوا (شینتارو آسانوما)، و رقابت با شو فوجیوارا (کنشو اونو)، به تدریج اعتماد به نفس خود را بازمییابد و برای مسابقات استانی آماده میشود. داستان با صحنههایی مانند تمرینات کیودو، لحظات احساسی بین دوستان، و رقابتهای پرتنش، به موضوعات دوستی، غلبه بر ترس و اهمیت تمرکز میپردازد. با این حال، به دلیل ماهیت بازسازی و کمبود نوآوری در مقایسه با سریال، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۶۹٪ در Rotten Tomatoes). انیمیشن خیرهکننده، موسیقی ماسارو یوکویاما و بازیهای صوتی تحسین شدند، اما داستان تکراری و فقدان عمق جدید نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «امیلی» یک درام بیوگرافی بریتانیایی به کارگردانی فرانسس اوکانر در اولین تجربه کارگردانیاش است که تصویری نیمهتخیلی از زندگی امیلی برونته، نویسنده رمان «بلندیهای بادگیر»، ارائه میدهد. داستان امیلی (اما مکی)، دختری منزوی و سرکش را دنبال میکند که در خانوادهای تحت سلطه پدر کشیششان، پاتریک (آدریان دانبار)، در هاوورث انگلستان زندگی میکند. امیلی که بهعنوان «غریبه» شناخته میشود، با محدودیتهای جنسیتی دهه ۱۸۴۰ دستوپنجه نرم میکند و از سوی خواهرش شارلوت (الکساندرا داولینگ) که معلم است، مورد سرزنش قرار میگیرد. ورود ویلیام ویتمن (الیور جکسون-کوهن)، کشیش جوان، زندگی امیلی را متلاطم میکند و رابطهای عاشقانه و ممنوعه بین آنها شکل میگیرد که الهامبخش رمان «بلندیهای بادگیر» میشود. داستان با صحنههایی مانند بازی ماسک که در آن امیلی روح مادر مرحومشان را احضار میکند، گشتوگذار با برادرش برانول (فیون وایتهد) در دشتها، و بحثهای فلسفی با ویلیام، به موضوعات خلاقیت، آزادی و غم میپردازد. با این حال، به دلیل آزادیهای خلاقانه بیشازحد (مانند رابطه عاشقانه خیالی با ویلیام) و انحراف از حقایق تاریخی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی اما مکی، فیلمبرداری نانو سگال و موسیقی آبل کورزنیوفسکی تحسین شدند، اما داستان غیرواقعی و لحن گاهی بیشازحد احساسی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «نگران نباش عزیزم» یک تریلر روانشناختی به کارگردانی اولیویا وایلد است که در دهه ۱۹۵۰ در شهر خیالی و بیابانی ویکتوری رخ میدهد. آلیس (فلورانس پیو) و جک چمبرز (هری استایلز)، زوجی عاشق، در یک جامعه آرمانی زندگی میکنند که توسط شرکت مرموز پروژه پیروزی اداره میشود. جک و دیگر مردان برای پروژه کار میکنند، در حالی که زنان، از جمله آلیس و دوستش بانی (وایلد)، به کارهای خانهداری مشغولند. زندگی کامل به نظر میرسد تا اینکه آلیس به رفتارهای عجیب همسایهاش مارگارت (کیکی لین) و رازهای فرانک (کریس پاین)، رهبر کاریزماتیک پروژه، مشکوک میشود. با کشف سرنخهایی مانند تصادف هواپیما و آینههای توهمزا، آلیس متوجه میشود که واقعیت زندگیاش ممکن است یک فریب باشد. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پر زرقوبرق، رویاهای سورئال با رقصندگان هماهنگ، و تعقیب و گریز در بیابان، به موضوعات کنترل، فمینیسم و واقعیت در برابر توهم میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، پیچشهای قابلپیشبینی و بازی ضعیف برخی بازیگران، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۳۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی فلورانس پیو، فیلمبرداری متیو لیباتیک و طراحی صحنه دهه ۵۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و پایانبندی شتابزده نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارآگاه نایت: رستگاری» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی ادوارد دریک و دومین قسمت از سهگانه «کارآگاه نایت» است که در ۹ دسامبر ۲۰۲۲ توسط Lionsgate منتشر شد. داستان درباره کارآگاه جیمز نایت (بروس ویلیس) است که پس از وقایع فیلم اول (Detective Knight: Rogue)، به دلیل قتل دو سارق برای نجات همکارش، در زندان نیویورک به سر میبرد. در آستانه کریسمس، او درگیر فرار زندانیان به رهبری ریکی کنلان (پل یوهانسون)، ملقب به «بمبگذار کریسمس»، یک متعصب خشن میشود که با گروهی به نام «قدیسان واقعی کریسمس» و با ماسکهای بابانوئل، شهر را با بمبگذاری در بانکها و گروگانگیری وحشتزده میکند. کاپیتان آنا شیا (میراندا ادواردز) به نایت پیشنهاد میدهد در ازای بازگرداندن نشان پلیسش، این گروه را متوقف کند. نایت، همراه با کیسی رودز (بو میرچوف) و مرسر (کوری لارج)، که از زندان فرار کرده و به گروه کنلان پیوستهاند، وارد مأموریتی خطرناک میشود. داستان با صحنههایی مانند تیراندازی در بانک، فرار از زندان رایکرز، و دیالوگهای خشن مانند «درخت کریسمس رو تو حلقت فرو میکنم و آتیشش میزنم»، به موضوعات عدالت، رستگاری و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل داستان بیمنطق، بودجه کم، استفاده محدود از ویلیس به دلیل بیماری آفازی و زوال عقل، و کارگردانی ضعیف، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۰/۱۰ در IMDb و ۷۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی یوهانسون و لحظات اکشن معدود تحسین شدند، اما فیلمنامه شلخته، استفاده از بدل برای ویلیس و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرده برای یک دلار» یک وسترن-تریلر به کارگردانی والتر هیل است که در سال ۱۸۹۷ در نیومکزیکو رخ میدهد. مکس بورلوند (کریستوف والتز)، شکارچی جایزهبگیر کهنهکار، مأموریت مییابد تا راشل کید (ریچل بروزناهان)، همسر یک تاجر ثروتمند به نام مارتین کید (همیش لینکلیتر)، را که ظاهراً توسط سرباز فراری، الایجا جونز (برندون اسکات)، ربوده شده، پیدا کرده و بازگرداند. مکس به همراه سرباز آفریقایی-آمریکایی، آلونزو پو (وارن بورک)، به مکزیک میرود، اما متوجه میشود راشل به دلیل ازدواج آزاردهندهاش با مارتین، به میل خود فرار کرده است. در این میان، مکس با دشمن قدیمیاش، جو کریبنز (ویلم دافو)، قمارباز و قانونشکنی که سالها پیش او را به زندان فرستاده بود، روبهرو میشود. کریبنز که بهتازگی آزاد شده، به دنبال انتقام است و با تیبریو وارگاس (بنجامین برات)، ارباب جنایتکار مکزیکی، درگیر میشود. داستان با صحنههایی مانند رویارویی مکس و کریبنز در زندان، دوئل با شلاق، و تیراندازی نهایی در شهر، به موضوعات افتخار، اخلاق و انتقام میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، ریتم کند در میانه فیلم، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۴/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای والتز، دافو و بروزناهان، فضای کلاسیک وسترن و فیلمبرداری تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و موسیقی مینیمال نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «شیفت روز» یک کمدی-اکشن ترسناک آمریکایی به کارگردانی جی.جی. پری در اولین تجربه کارگردانیاش و با بازی جیمی فاکس، دیو فرانکو و اسنوپ داگ است که در ۱۲ اوت ۲۰۲۲ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره باد جابلونسکی (جیمی فاکس)، پدری سختکوش است که بهعنوان نظافتچی استخر در سن فرناندو ولی کار میکند، اما این شغل پوششی برای حرفه واقعیاش یعنی شکار و کشتن خونآشامها بهعنوان عضوی از اتحادیه بینالمللی شکارچیان خونآشام است. باد که از اتحادیه اخراج شده، برای پرداخت شهریه مدرسه و ارتودنسی دخترش، پیج (زایون برادنک)، و جلوگیری از نقلمکان همسر سابقش، جوسلین (میگان گود)، به فلوریدا، باید ۱۰,۰۰۰ دلار در یک هفته جمع کند. او با کمک دوست قدیمیاش، بیگ جان الیوت (اسنوپ داگ)، به اتحادیه بازمیگردد، اما رئیس اتحادیه (اریک لانگ) که از او خوشش نمیآید، سث (دیو فرانکو)، کارمند دفتری ناشی، را برای نظارت بر او میگمارد. در همین حال، آدری سن فرناندو (کارلا سوزا)، خونآشامی قدرتمند و توسعهدهنده املاک، نقشهای برای تسلط بر سن فرناندو ولی دارد. داستان با صحنههایی مانند مبارزه باد با خونآشامها در خانهای متروکه، تعقیب و گریز با ماشین، و شوخیهای سث درباره «گرگ و میش»، به موضوعات خانواده، رستگاری و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ضعیف، جهانسازی اجباری و طنز ناهماهنگ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای فاکس و فرانکو، سکانسهای اکشن خلاقانه و کارگردانی پری تحسین شدند، اما فیلمنامه و دیالوگهای ضعیف نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «کارمندها ۳» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی کوین اسمیت و سومین قسمت از سری فیلمهای «کارمندها» است که در دنیای View Askewniverse رخ میدهد. داستان درباره دانته هیکس (برایان اوهالوران) و رندال گریوز (جف اندرسون)، دو کارمند فروشگاه Quick Stop، است که حالا در میانسالی هستند. رندال پس از یک حمله قلبی که به دلیل استرس کار و مرگ همسر سابقش، بکی (روزاریو داوسون)، رخ میدهد، تصمیم میگیرد فیلمی درباره زندگیشان در فروشگاه بسازد. او دانته، که هنوز با مرگ بکی و زندگی یکنواختش دستوپنجه نرم میکند، و دوستان قدیمی مانند جی (جیسون میوز) و باب ساکت را به پروژه دعوت میکند. داستان با صحنههایی مانند فیلمبرداری آماتوری در فروشگاه، دیالوگهای طنزآمیز درباره فرهنگ پاپ و ارجاعات به فیلم اصلی «کارمندها» (۱۹۹۴)، و لحظات احساسی که دانته با رندال درباره مرگ و دوستی صحبت میکند، به موضوعات میانسالی، دوستی و میراث میپردازد. با این حال، به دلیل طنز تکراری، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و پایانبندی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای اوهالوران و اندرسون، نوستالژی و ارجاعات به طرفداران قدیمی تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و فقدان طنز تیز فیلم اول نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «قطار سریعالسیر» یک اکشن-کمدی به کارگردانی دیوید لیچ و بر اساس رمان ژاپنی «ماریا بیتل» نوشته کوتارو ایساکا است. داستان درباره لیدیباگ (برد پیت)، یک آدمکش بدشانس، است که مأموریت دارد کیف دستی مرموزی را از قطار سریعالسیر توکیو به کیوتو بدزدد. او در قطار با مجموعهای از قاتلان عجیب روبهرو میشود: لیمو (برایان تایری هنری) و نارنگی (آرون تیلور-جانسون)، دو برادر با کدهای اخلاقی خاص؛ پرنس (جویی کینگ)، دختری که نقش قربانی را بازی میکند اما نقشهای مرگبار دارد؛ و ولف (بد بانی)، قاتلی با کینه شخصی. همه آنها بهطور تصادفی برای یک کیف حاوی پول و اسرار یک رئیس جنایتکار به نام وایت دث (مایکل شنون) رقابت میکنند. داستان با صحنههایی مانند مبارزات در واگنهای شلوغ، شوخیهای لیدیباگ درباره بدشانسیاش، و فلشبکهایی که رازهای شخصیتها را فاش میکنند، به موضوعات سرنوشت، انتقام و طنز در هرجومرج میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، شخصیتهای بیشازحد و پایانبندی شلوغ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۵۴٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای پیت و هنری، سکانسهای اکشن خلاقانه و فضای رنگارنگ قطار تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و طنز ناسازگار نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرد تصادفی: تعطیلات آدمکش» یک کمدی-اکشن رزمی به کارگردانی برادران کیربی و با بازی اسکات ادکینز (که همچنین با استو اسمال فیلمنامه را نوشته) است و دنباله فیلم «مرد تصادفی» (۲۰۱۸) محسوب میشود. مایک فالون (اسکات ادکینز)، آدمکش ماهری که قتلهایش را شبیه حوادث تصادفی میکند، پس از کشتن همکارانش در فیلم اول، به مالت نقلمکان کرده تا از گذشتهاش فاصله بگیرد. او بهعنوان آدمکش اجارهای کار میکند و وونگ سیو-لینگ (سارا چانگ)، رزمیکار، را استخدام کرده تا بهصورت تصادفی با او مبارزه کند و مهارتهایش را حفظ کند. مایک با دوست قدیمیاش، فینیکی فرد (پری بنسون)، برخورد میکند که خبر میدهد رئیس سابقشان، بیگ ری (ری استیونسون)، پس از انتقام مایک بار قاتلان را از دست داده است. وقتی فرد ربوده میشود، مایک برای نجات او و محافظت از دانته زوزر (جورج فوراکرز)، پسر ناسپاس یک رئیس مافیا که جایزهای ۹ میلیونی روی سرش است، باید با بهترین آدمکشهای جهان، از جمله پوکو (بو فاولر) و اویومی (اندی لانگ)، مبارزه کند. داستان با صحنههایی مانند مبارزههای خلاقانه، شوخیهای سیاه مانند جستوجوی یک ردیاب در مدفوع، و ارجاعات به شکسپیر، به موضوعات دوستی، گناه و رستگاری میپردازد. با این حال، به دلیل طنز بیشازحد و فیلمنامه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد