خلاصه داستان: در دو داستان جداگانه در شهر لاگوس در نیجریه، دو غریبه در پی دستیابی به رویاهایشان برای مهاجرت به خارج هستند. Mofe، یک مکانیک، پس از یک تراژدی خانوادگی با مشکلات مالی و اداری روبرو میشود، و Rosa، یک جوان خردسال، برای تأمین هزینه مهاجرت خواهر بیمارش به سربازی و فحشا روی میآورد. هر دو در پی کسب ویزای مورد نظرشان هستند، اما مسیرهایشان پر از چالشهای غیرمنتظره و تصمیمات سخت است.
خلاصه داستان: فرانک مارتین، یک راننده حرفهای، برای انجام آخرین ماموریت خود به اوکراین میرود تا دختری را که به عنوان گروگان گرفته شده به مقصد برساند، در حالی که مجبور است با یک بمب موقت روی بدنش زندگی کند.
خلاصه داستان: یک مجموعه از فیلمهای کوتاه مستقل که در یک کافه رخ میدهند و شخصیتهای مختلفی را در حال نوشیدن قهوه و سیگار نشان میدهند. هر داستان کوتاه به صورت جداگانه روایت میشود و شخصیتهایی با روابط متفاوت را به تصویر میکشد. فیلم به وسیله گفتوگوهای طولانی و برخی لحظات سکوت، روابط انسانی و تضادهای فرهنگی را بررسی میکند. کارگردان: جیم جارموش.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۵، یک گروه زنان جوان در یک دانشگاه دخترانه تصمیم میگیرند تا یک باشگاه خصوصی برای زنان تأسیس کنند تا از فضاهای مردسالار دنیای امروزی فرار کرده و آزادانه خود را به بیان برسانند. اما زمانی که یک مرد جوان به طور تصادفی وارد این باشگاه میشود، اوضاع دچار تغییراتی عجیب و غیرمنتظره میشود و زنان مجبور میشوند با مسائل جنسیتی، قدرت و روابط انسانی مواجه شوند.
خلاصه داستان: یک خبرنگار آمریکایی در برلین پس از جنگ جهانی دوم به دنبال دختری میگردد که در زمان جنگ با او رابطه عاشقانه داشته است. در این راه، او به یک قتل غامض برمیخورد که به نظر میرسد با فعالیتهای جاسوسی پس از جنگ و نقش روسیه در تقسیم آلمان پیوند داشته باشد. او مجبور میشود در یک دنیای پر از خیانتها و رمز و رازها، حقیقت را کشف کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم ترسناک و علمی-تخیلی به نام "Ick" روی پرده سینما میآید. داستان درباره یک ماده شیمیایی ناشناخته است که در یک آزمایشگاه سری محرمانه خلق شده و باعث تبدیل انسانها به موجودات خطرناک و غیرقابل کنترل میشود. گروهی از افراد که در معرض این ماده قرار میگیرند، مجبور میشوند با ترس و وحشت مواجه شوند و تلاش کنند تا از دست این موجودات فرار کنند و راهی برای نجات جهان پیدا کنند. فیلم با جو ترسناک و جلوههای ویژه قدرتمند، مخاطب را به یک سفر هیجانانگیز و مرموز میبرد.
خلاصه داستان: لوکا، یک دختر ۱۹ ساله آمریکایی، برای اولین بار پس از مرگ مادرش به ایتالیا سفر میکند. او به دنبال کشف هویت پدر زیستی خود است که تنها با یک عکس از دوران جوانی مادرش آشنا است. در این سفر، لوکا با خانواده دوست مادرش آشنا میشود و در معرض تجربیات جدیدی قرار میگیرد که باعث تغییرات عمیقی در زندگی او میشود.
خلاصه داستان: در سال 2015، فیلمی کمدی-جنایی به نام "خانه شیرین جهنم" ساخته شد که داستان یک زن خانهدار به نام مونا (بازی جین فوندا) را روایت میکند. مونا زندگی کاملاً منظم و طبقریزی شدهای دارد و هر چیزی باید بر اساس برنامهریزی او پیش برود. اما وقتی شوهرش دون (بازی پاتریک ویلسون) با یک زن دیگر رابطه برقرار میکند، مونا تصمیم میگیرد با هر طریقی ممکن این رابطه را خاتمه دهد و زندگی خود را به سابق برگرداند. او با استفاده از ترفندها و فریبکاریهای مختلف، دامی برای همسر و معشوقهاش میبندد و وضعیت را به سود خود تغییر میدهد. اما آیا مونا میتواند کنترل کامل زندگی خود را حفظ کند یا اینکه جهنمی که ساخته، سرانجام به سراغش خواهد آمد؟
خلاصه داستان: روبرت مککال، یک سابق عامل سیا، به عنوان یک مرد معمولی زندگی میکند و در شبها به عنوان یک عدالتطلب مخفیالهویه فعالیت میکند تا افراد بیگناه را از ستمدیدگان نجات دهد. وقتی دوست صمیمیاش وکتوریا به او کمک میخواهد تا دختر جوانی را از دستابندهای یک باند خطرناک آزاد کند، مککال مجبور میشود با گذشتهاش مواجه شود و درگیر جنگ خطرناکی شود که تمام چیزهایی را که دوست دارد به خطر میاندازد. در این بین، او باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه میتواند برای حفظ عدالت از مرز اخلاق عبور کند.
خلاصه داستان: در داستان «داستان سرطان دریایی»، راهبی به نام لوکا در یک روستای ایتالیایی در قرن نوزدهم، عاشق دختری به نام تیا میشود. با وجود مخالفت پدر تیا، لوکا و تیا عاشق هم میشوند و تصمیم میگیرند فرار کنند. لوکا به دنبال گنجی اسطورهای میرود تا بتواند با تیا زندگی کند. در سفر طولانی و پرماجرای خود، لوکا با چالشهای زیادی مواجه میشود و در نهایت به جزیرهای دور افتاده میرسد که در آنجا با یک سرطان دریایی بزرگ مواجه میشود. این مواجهه سرنوشت لوکا را تغییر میدهد و او را به سفری عجیب و غیرمنتظره میبرد.