خلاصه داستان: فیلم «دیستنس» داستان مردی به نام سام را روایت میکند که پس از سالها دوری از خانواده، برای ملاقات با پدرش که در آستانه مرگ است، به خانه پدری بازمیگردد. در این ملاقات، او با خاطرات تلخ و کینههای قدیمی روبرو میشود که باعث شده بود سالها پیش از خانه فرار کند. در طول مدت حضورش، سام تلاش میکند تا با گذشته خود کنار بیاید و رابطهاش را با اعضای خانواده، از جمله برادرش که احساسات متفاوتی دارد، ترمیم کند. این بازگشت اجباری، او را در معرض آزمونهایی قرار میدهد که نه تنها مرزهای عاطفی، بلکه فاصلههای عمیق میان اعضای خانواده را نیز به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه دیوبلگ (Doodlebug) محصول ۱۹۹۷، داستان مردی عجول و مضطرب را روایت میکند که در آپارتمانی کوچک و شلوغ زندگی میکند. او که به دنبال چیزی بسیار کوچک و ناشناخته میگردد، با وسواس فضای آپارتمان را زیر و رو میکند و در این میان، با موجودی ریزجثه و عجیب مواجه میشود که شباهتی باورنکردنی به خودش دارد و این ملاقات، او را به چالشی عمیق با هویت و واقعیت خود میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «شام برای احمقها» (Dinner for Schmucks) یک کمدی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی جی روچ است که داستان مردی به نام تیم کانرلی را روایت میکند که برای پیشرفت در شغلش در یک شرکت بزرگ، مجبور است در یک شام عجیب شرکت کند که در آن مدیران، احمقترین افرادی که میشناسند را برای سرگرمی خود دعوت میکنند. تیم به طور اتفاقی با مردی به نام باری اشنا میشود که با موشهایش نقاشیهای عجیبی میکشد و او را برای این شام دعوت میکند، اما با نزدیک شدن به شام، تیم با چالشهای اخلاقی و عواقب انتخابش روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم ویرانگر (Destroyer) داستان زنی به نام ارین بل را روایت میکند که یک کارآگاه پلیس در لسآنجلس است. او در پی یک پرونده قتل که سالها قبل به صورت ناتمام باقی مانده، وارد یک ماموریت خطرناک و پرچالش میشود. ارین برای پیدا کردن قاتل، باید به عمق دنیای زیرزمینی جنایتکاران نفوذ کند و با گذشتهی تاریک خود روبرو شود. در این مسیر، او با خاطرات ناگوار و تصمیمهای سختی مواجه میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر خواهد داد.
خلاصه داستان: فیلم راهرو (The Corridor) یک درام روانشناختی و ترسناک محصول سال 2013 است که داستان پنج دوست قدیمی را روایت میکند که پس از سالها برای مراسم تدفین یکی از دوستانشان در یک کلبه ساحلی دورافتاده گرد هم میآیند. در این مکان، آنها با پدیدهای ماوراءالطبیعه مواجه میشوند که باعث ایجاد تنش و درگیری بین آنها میشود و ترسهای درونی هر یک را برملا میسازد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «فرزندان ۲» (Descendants 2) در سال ۲۰۱۷ دربارهٔ پنج نوجوان است که فرزندان شخصیتهای شرور دیزنی هستند و تلاش میکنند تا با کنار گذاشتن گذشتهٔ پدر و مادرانشان، در جزیرهٔ عدالت زندگی کنند. مال، دختر ملکهٔ شرور، بهرغم موفقیتها و دوستانش، احساس میکند که در دنیای انسانها جایی ندارد و به همین دلیل به جزیرهٔ ابدیت بازمیگردد تا با دوستانش، از جمله بنی پسر دیو، و دشمنان جدید، از جمله اوما دختر اورلا، برای تصاحب تاج و تخت نبرد کند.
خلاصه داستان: فیلم «دِد اِند» (Dead End) که در سال 2003 منتشر شد، داستان خانوادهای را روایت میکند که در شب کریسمس، برای رسیدن به مهمانی، مسیر کوتاهتری را انتخاب میکنند اما به سرعت متوجه میشوند که این جاده، یک جاده مرگبار و نفرینشده است که آنها را در یک حلقه زمانی گرفتار کرده و با صحنههای وحشتناک و ترسناکی روبرو میکند که هرگز به پایان نمیرسد.
خلاصه داستان: مرد تاریک یا دارکمن (Darkman) فیلمی در ژانر ابرقهرمانی، نئو-نوار و ترسناک به کارگردانی سام ریمی است که در سال ۱۹۹۰ منتشر شد. دکتر پیتر وین، دانشمندی که در حال توسعه یک پوست مصنوعی است، در آزمایشگاهش مورد حمله گانگسترها قرار میگیرد و در جریان انفجاری دچار سوختگی شدید و از دست دادن حس لامسه میشود. او که اکنون به قدرتهای ماوراءالطبیعه دست یافته، برای انتقام از کسانی که زندگیاش را نابود کردند، نقشههای وحشتناکی میکشد.
خلاصه داستان: اتاق تاریک داستان دختر جوانی به نام لیلی را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، به خانهای قدیمی در حومه شهر نقل مکان میکند. او به زودی متوجه میشود که اتاقی مرموز در خانه وجود دارد که هرگز در روشنایی روز دیده نشده و با تاریکی مطلق پر شده است. لیلی که کنجکاو شده، به تدریج اسرار این اتاق را کشف میکند و درمییابد که این تاریکی تنها یک پدیده فیزیکی نیست، بلکه موجودی زنده و خطرناک است که با ترسهای عمیق او تغذیه میکند. او باید با گذشتهاش روبرو شود تا بتواند از شر این موجود شیطانی خلاص شود.
خلاصه داستان: فیلم «ملکههای رقص» (Dancing Queens) داستان دختر جوانی به نام کیان را روایت میکند که در یک شهر ساحلی کوچک در سوئد زندگی میکند. او که آرزوی تبدیل شدن به یک رقصنده حرفهای را در سر میپروراند، بهطور اتفاقی با یک گروه رقص درگیر میشود و به آنها کمک میکند تا برای مسابقهای مهم آماده شوند. در حین تمرین، کیان نه تنها مهارتهای رقص خود را ارتقا میدهد، بلکه با چالشهای عاشقانه و خانوادگی نیز روبرو میشود و در نهایت یاد میگیرد که برای رسیدن به رویاهایش بجنگد.