خلاصه داستان: آداچی و شیمامورا، دو دختر دبیرستانی، بهطور اتفاقی در سالن ورزشی مدرسه با یکدیگر آشنا میشوند. بازیهای ساده پینگپنگ و وقتگذرانیهای مشترک، پیوندی عمیق میان آنها ایجاد میکند که رفتهرفته از یک دوستی ساده به احساساتی عمیقتر و رمانتیک تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در شهر کاشیپور، بابا نیرالا به عنوان یک روحانی محبوب، پناهگاهی به نام «آشرام» برای نیازمندان میسازد. اما در پشت این چهره مقدس و فریبنده، دنیایی تاریک از فساد، جنایت و سوءاستفاده از ایمان مردم پنهان شده است.
خلاصه داستان: روایتی وسوسهانگیز و پرکشش از رابطهای مخفیانه که مرزهای میان عشق، وفاداری و خیانت را جابهجا میکند. با فاش شدن اسرار تاریک گذشته، شخصیتها در دوراهی سختی میان تعهد به خانواده و پیروی از خواستههای قلبشان قرار میگیرند.
خلاصه داستان: ناجی پس از سالها متوجه میشود که در نوزادی با نوزاد دیگری جابجا شده است. او به طور اتفاقی با اریکا ملاقات میکند؛ دختری که برای فرار از یک ازدواج اجباری از او میخواهد نقش دوستپسارش را بازی کند. اما ماجرا زمانی پیچیده میشود که آنها میفهمند همان نوزادان جابجا شده هستند و خانوادههایشان آنها را به نامزدی یکدیگر درآوردهاند.
خلاصه داستان: پیترو، یک بچه باهوش خیابانی از محلههای فقیر نشین ثاندیلیانو، با دوستانش مرتکب جنایات کوچکی میشود، در حالی که از رئیس محلی آنجلو «آ سیرنا» بت میکند. نزدیک شدن به قهرمانش او را به آب خطرناک می کشاند و او را بین جنایت و جنایت سرگردان می کند...
خلاصه داستان: دیوید کارون، فرمانده باتجربه یگان ویژه GIGN فرانسه، برای کنار گذاشتن مأموریتهای میدانی و زندگی آرام با خانواده تصمیم به بازنشستگی میگیرد، اما حملهای بیسابقه به یگان و سرقت محمولهای از مواد منفجره آزمایشی او را به میدان برمیگرداند. همزمان ماکس، پسر دوست قدیمی و کشتهشده دیوید، مراحل سخت ورود به GIGN را میگذرند، در حالی که دیوید سالها قبل به مادر او قول داده بود از این مسیر دوری کند. در پیگیری حملات، دیوید متوجه میشود مهاجمان با یک مأموریت شکستخورده در گذشته او مرتبطاند و باید هم ماکس را حفظ کند و هم رازهای دیرینهای را آشکار سازد که جان هر دو را تهدید میکند.
خلاصه داستان: در آستانه فروپاشی نهایی هستی، بازماندگان آخرین پناهگاه بشریت در جستجوی معنایی برای بقا در میان سایههای ابدی هستند. داستانی حماسی از تقابل امید و تاریکی در لحظاتی که جهان به پایان خود نزدیک میشود.
خلاصه داستان: مومو بازیگر سرشناس که قرار است با جراح مغز و اعصاب جو شین ازدواج کند، پس از تصادف به کما می رود. جو شین ناامید عمل جراحی انتقال روح را انجام می دهد. او با هوشیاری دیگری در بدنش بیدار می شود و عواقب غم انگیزی به بار می آورد...
خلاصه داستان: یک شعبده باز با یک دختر عجیب و غریب آشنا می شود و به او پیشنهاد می کند که در نمایش جادویی او با هم همکاری کنند. تنها تا یک سال بعد است که او شخصاً او را می شناسد و با وجود مشکلات خود نسبت به او احساس می کند.
خلاصه داستان: ابرقهرمانی به نام کانگ سانگ وونگ و دیگر ابرقهرمانان معمولی که از زندگی روزمره مردم عادی محافظت می کنند. او جدیدترین وارث ابرقدرت هاست و هر چه پول نقد بیشتری داشته باشد قدرت بیشتری به دست می آورد.