خلاصه داستان: مهمانی مجردی ۲: آخرین وسوسه (۲۰۰۸)، به کارگردانی جیمز رایان و با بازی دونالد فیسون در نقش رون، جاش هندرسون، سارا تامپسون و میا سرافینو، داستان کمدی و پرهرجومرجی را روایت میکند که در آن رون، مردی متأهل، برای برگزاری مهمانی مجردی برادرزن آیندهاش به لاسوگاس سفر میکند و ناگهان با مجموعهای از زنان فریبنده، موقعیتهای جنسی دیوانهوار و وسوسههای مرگبار روبرو میشود، در حالی که باید با تمام وجود برای حفظ وفاداری به همسرش بجنگد و از فاجعهای بزرگ جلوگیری کند.
خلاصه داستان: مهمانی مجردی (۱۹۸۴)، فیلمی کمدی به کارگردانی نیل ایزرائل با بازی تام هنکس در نقش ریک گاسکو، تاونی کیتن به عنوان دبی و آدریان زمِد، داستان مرد جوانی را روایت میکند که در شب قبل از عروسیاش، مهمانی مجردی پرهیجانی با دوستانش برگزار میکند. این مهمانی که قرار است آخرین شب آزادیاش باشد، به سرعت به هرجومرج کامل تبدیل میشود؛ از دعواهای الکلی و روابط نامتعارف گرفته تا تعقیبوگریزهای دیوانهوار و دخالت نامزد حسودش، همه چیز ریک را به لبه پرتگاه میرساند و او را وادار میکند تا برای نجات ازدواجش بجنگد، در حالی که موقعیتهای خندهدار و سوررئال یکی پس از دیگری رخ میدهد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «بازگشت به مدرسه» به کارگردانی آلن آر. آرکوش در سال ۱۹۸۶، با بازی رادنی دیانجر فیلد در نقش ثورن هاتورن، تاجری ثروتمند و شوخطبع است که وقتی پسرش جیسون در دانشگاه شکست میخورد، تصمیم میگیرد خودش به کالج برود تا او را نجات دهد و حمایت کند. هاتورن با ورودش به محیط دانشگاه، با روشهای عجیب و غریبش همه چیز را زیر و رو میکند، از شرکت در مسابقات کشتی گرفته تا روابط عاشقانه با استاد ادبیات (سالی کلر)، در حالی که رابرت داونی جونیور نقش دوست وفادارش را ایفا میکند و ماجراهای خندهداری رقم میخورد که درسهایی از تلاش و دوستی به همراه دارد.
خلاصه داستان: فیلم برزخ (Backdraft) به کارگردانی ران هاوارد در سال ۱۹۹۱، داستان دو برادر آتشنشان به نامهای استفن (با بازی کورت راسل) و برایان (ویلیام بالدوین) را روایت میکند که پس از مرگ پدرشان در حین عملیات، با پروندهای مرموز از آتشسوزیهای عمدی در شیکاگو روبرو میشوند؛ برایان که شغل آتشنشانی را رها کرده، به عنوان بازرس بازمیگردد و با کمک متخصص آتشسوزی (رابرت دنیرو) و رقیب برادرش، به رازهای تاریک پشت این جنایات پی میبرد، در حالی که تنشهای خانوادگی و خطرات مرگبار آتش، آنها را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «روز شلوغ بنجامین» محصول ۱۹۹۴ به کارگردانی پاتریک رید جانسون، داستان نوزاد ثروتمندی به نام بنجامین را روایت میکند که در روز عکاسی از عکس نوزاد ماه، از کالسکهاش در پارک شیکاگو گم شده و ماجراجوییهای خندهداری در شهر آغاز میکند؛ از بازدید از ساختمانها و باغوحش گرفته تا فرار از دست سه دزد ناشی (با بازی جو مانتنیا، جو پانتولیانو و برایان هیلی) که ابتدا قصد ربودنش را داشتند اما خود قربانی شیطنتهای او میشوند، در حالی که والدینش (لارا فلین بویل و متیو گلدشتاین) با پلیس به دنبالش میگردند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۷، فیلم کمدی-ترسناک «پرستار بچه» به کارگردانی مکجی با بازی جودا لوئیس در نقش کال، سامارا ویوینگ در نقش بی و رابی آمل، داستان پسربچهای خجالتی به نام کال را روایت میکند که عاشق پرستار زیبایش بی است. در شب تولد دوازده سالگیاش، وقتی والدینش خانه را ترک میکنند، کال متوجه میشود بی و دوستانش اعضای یک فرقه شیطانی هستند که برای قربانی کردن او و انجام مراسم خونین آمدهاند. کال با استفاده از هوش و شجاعت خود، در خانهای پر از تله و خشونت، با این گروه دیوانهوار مبارزه میکند تا جانش را نجات دهد.
خلاصه داستان: در فیلم کمدی «مادر اجارهای» محصول ۲۰۰۸ به کارگردانی مایکل مککالرز، تینا فی در نقش کیت، مدیر اجرایی موفق اما نابارور ظاهر میشود که برای مادر شدن از خدمات رحم اجارهای استفاده میکند و آنجلا (امی پولر)، مادری تنها و بینظم را به عنوان حامل انتخاب مینماید؛ اما ورود ناگهانی آنجلا به زندگی منظم کیت، همراه با گرگ کینیر در نقش رابرت، همسایه جذاب کیت، منجر به ماجراهای خندهداری میشود که روابط، هویت و آرزوهای مادری را به چالش میکشد و در نهایت به دوستی عمیق و تحولات شخصی منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم بابیلون A.D. به کارگردانی ماتئو کاسوویتز در سال ۲۰۰۸، با بازی وین دیزل در نقش تود، مزدور سرسخت آینده، میشل یئو و ملی ترئی، داستانی هیجانانگیز در جهانی دیستوپیایی روایت میکند؛ تود مأموریت دارد دختر جوانی به نام آورل را از روسیه به نیویورک برساند، اما در مسیر با تعقیب نیروهای مذهبی، ویروسهای مرگبار و خیانتهای پیدرپی روبرو میشود و رازهای شگفتانگیزی درباره هویت دختر فاش میگردد که سرنوشت بشریت را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم بِیب (۱۹۹۵) به کارگردانی کریس نونان، داستان دلنشین خوکی کوچک و باهوش به نام بِیب را روایت میکند که پس از برنده شدن در یک نمایشگاه روستایی توسط کشاورز مهربان آرتور هوگت (جیمز کرامول) به مزرعهاش برده میشود. بِیب با کمک سگ مرزی باتجربه به نام فلینچر (با صدای Miriam Margolyes) و دیگر حیوانات مزرعه، استعداد خود را در گلهداری گوسفندان کشف میکند و با شجاعت و دوستی عمیق، در مسابقه قهرمانی گوسفندبانان شرکت میکند تا ثابت کند مرزهای سنتی میان حیوانات قابل تغییر است و هر موجودی میتواند فراتر از هویتش برود.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۸، جورج میلر کارگردانی فیلم «بیبی: خوک در شهر» را بر عهده گرفت که با صدای جیمز کرامول در نقش کشاورز هوگت و مگدا سوبانسکی در نقش همسرش، ادامه ماجراهای دلانگیز خوک باهوش بیبی را روایت میکند؛ پس از نجات مزرعه، همسر هوگت بیبی را به شهر بزرگ میبرد تا در مسابقهای شرکت کند و جایزهای ببرد، اما آنها درگیر ماجراهای خندهدار و پرماجراجویی با حیوانات خیابانی، سیرک و مشکلات شهری میشوند و بیبی با هوش خود همه را نجات میدهد.