خلاصه داستان: کیم یول، کارآگاه سابق پلیس، پس از قتل بیرحمانه خانوادهاش به دست یک رئیس مافیای سنگدل، داوطلبانه راهی جزیره زندان مخوف سورا میشود. او در این قلمرو بیقانون، در حالی که از یک مادر و فرزند بیگناه محافظت میکند، نبردی خونین و بیامان را برای گرفتن انتقام نهایی آغاز میکند.
خلاصه داستان: پس از ناپدید شدن مرموز یک سرآشپز بزرگ، دختر جوانش کلارا به تنهایی اداره رستوران را بر عهده میگیرد. دو سال بعد، دریافت یک دعوتنامه مرموز از تایوان، او را راهی سفری پرماجرا برای کشف حقیقت و پیدا کردن پدرش میکند.
خلاصه داستان: در یک شب بارانی، یازده نفر در یک مغازه محبوس میشوند و صبح روز بعد، جسد حلقآویز شده صاحب مغازه پیدا میشود. کارآگاه سانتوش با ورود به پرونده و بازجویی از مظنونان، متوجه میشود این مرگ مرموز، قتلی برنامهریزیشده برای انتقام است. حالا او باید در میان لایههایی از خیانت و توطئه، حقیقت تاریک پشت این جنایت را کشف کند.
خلاصه داستان: پس از آنکه توطئهی یک رسانهی قدرتمند به مرگ وزیر ارشد کیرالا منجر میشود، پسر کارآفرین او که در حوزهی فناوری فعالیت میکند، وارد دنیای بیرحم سیاست میشود. او تصمیم میگیرد با استفاده از ابزارهای مدرن تکنولوژیک، حقیقت را آشکار کرده و نام پدرش را پاک کند.
خلاصه داستان: پارام، پسر جوان و ثروتمند دهلینشین، برای سرمایهگذاری در یک اپلیکیشن همسریابی راهی کرالا میشود و با سونداری، صاحب یک اقامتگاه محلی آشنا میشود. تفاوتهای فرهنگی شمال و جنوب هند، رابطه آنها را با چالشها و لحظات کمدی جذابی همراه میکند که در نهایت به عشقی غیرمنتظره ختم میشود.
خلاصه داستان: اشوین، نویسندهای نوپا، برای پیدا کردن پایان مناسب داستان عاشقانهاش که بر اساس روابطش با سه دختر مختلف است، تلاش میکند. او داستان خود را برای بازیگری به نام ویشنو ویشال تعریف میکند، اما آشناییاش با دختری به نام میرا، او را در مسیر تصمیمی سرنوشتساز قرار میدهد.
خلاصه داستان: آبی، جوان سادهای که در یک نمایشگاه مبلمان کار میکند، دلباخته دختری رویاپرداز به نام نیدی میشود. اما اصرار نیدی برای حضور آبی با یک اسب سفید در روز عروسیشان، به حادثهای سهمگین و کما رفتن ۳۰۰ روزه او منجر میشود؛ کما رفتنی که پس از بیداری، رازهای غیرمنتظرهای را برملا میکند.
خلاصه داستان: چهار دوست صمیمی دوران کودکی در سیسالگی بار دیگر گرد هم میآیند تا خاطرات تابستان سرنوشتساز سال ۱۹۷۰ را مرور کنند؛ تابستانی در دوازدهسالگی که با کشف راز مرگ مرموز یک پسر بچه و چالشهای دوران بلوغ، پیوند آنها را برای همیشه تغییر داد.
خلاصه داستان: داستان زوج فقیری که به اشتباه در سیستمهای دولتی مرده ثبت شدهاند و حالا باید برای اثبات زنده بودن خود با بوروکراسی و فساد بجنگند. در این مسیر، آنها ناخواسته پرده از یک شبکه مخوف تجارت غیرقانونی اعضای بدن برمیدارند که به مقامات سیاسی متصل است. این طنز اجتماعی تلخ، نبردی نفسگیر برای بقا و بازپسگیری هویت را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان چهار دوست بیکار و بیپول در شهری کوچک که با عاشق شدن یکی از آنها به دختر یک سیاستمدار قدرتمند، زندگیشان وارد آشوب و کمدی میشود. این عشق نافرجام، آنها را درگیر بازیهای سیاسی و تعصبات سختی میکند که پیوند دوستیشان را به چالش میکشد.