خلاصه داستان: فیلم «کیمیاگر تمام فلزی: انتقام اسکار» یک فیلم اکشن-فانتزی ژاپنی به کارگردانی فومیهیکو سوری و بر اساس مانگای معروف هیرومو آراکاوا است که دومین قسمت از سهگانه لایو-اکشن این مجموعه محسوب میشود و در ۲۰ می ۲۰۲۲ در ژاپن اکران شد و سپس در ۲۰ اوت ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در کشور خیالی امستریس رخ میدهد و برادران الریک، ادوارد (ریوسوکه یامادا) و الفونس (آتومو میزوئیشی)، که پس از تلاش ناکام برای احیای مادرشان با کیمیاگری، به ترتیب بازو و پا و کل بدنشان را از دست دادهاند، در جستوجوی سنگ فیلسوف هستند. آنها با اسکار (مکنیو آراتا)، قاتلی مرموز با زخمی به شکل صلیب روی پیشانی، روبهرو میشوند که کیمیاگران دولتی را به دلیل نقششان در نسلکشی ایشوالانها هدف قرار داده است. اسکار به دنبال انتقام است، در حالی که هومونکولوسها، موجوداتی مصنوعی، دوباره ظاهر میشوند و اسرار تاریکی درباره کیمیاگران فاش میکنند. داستان با صحنههایی مانند نبردهای کیمیاگری ادوارد با ستونهای سنگی، مبارزه اسکار با روی موستانگ (دین فوجیوکا)، و لحظات احساسی با وینری راکبل (تسوباسا هوندا)، به موضوعات برادری، اخلاق علمی و ترومای جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه فشرده که بخشهایی از مانگا را حذف کرده، جلوههای ویژه CGI ضعیف (مانند کلاهگیسهای غیرطبیعی و طراحی ضعیف اسکار)، بازیگری بیشازحد نمایشی، و فقدان عمق احساسی شخصیت اسکار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۴/۱۰ در IMDb و ۴۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی یامادا و میزوئیشی، موسیقی متن، و وفاداری به طراحی شخصیتها تحسین شدند، اما کارگردانی، ویرایش پرشدار، و ناتوانی در انتقال عظمت مانگا/انیمه نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و فروش جهانی ۸.۲ میلیون دلاری داشت
خلاصه داستان: فیلم «کیمیاگر تمامفلزی: تحول نهایی» یک ماجراجویی فانتزی-علمیتخیلی ژاپنی به کارگردانی فومیهیکو سوری و سومین قسمت از سهگانه لایو-اکشن اقتباسی از مانگای هیرومو آراکاوا است که در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۲ اکران و در ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان سفر طولانی برادران الریک، ادوارد (ریوسوکه یامادا) و الفونس (با صدای آتومو میزویشی)، را به پایان میرساند. پس از وقایع فیلم دوم (انتقام اسکار)، ادوارد، لینگ یائو (کیسوکه واتانابه) و انوی (کاناتا هونگو) توسط هومونکولوس گلاتونی (شینجی اوچiyama) بلعیده شده و در دروازه حقیقت گرفتار شدهاند. در همین حال، الفونس و گلاتونی به دیدار «پدر» (هومونکولوس اصلی) میروند، در حالی که روی ماستنگ (دین فوجیوکا) برای کودتا علیه نظامیان آماده میشود. ادوارد و متحدانش، از جمله اسکار (مکنیو آرتا) و می (یوینا کوروشیما)، با کشف نقشه «روز موعود» و نقش کینگ بردلی (هیروشی تاچی)، با کمک ژنرال آرمسترانگ (چیاکی کوریاما) و ون هوهنهایم (سیجی رینو)، پدر ادوارد و الفونس، علیه هومونکولوسها و «پدر» که قدرت خداگونهای به دست آورده، میجنگند. داستان با صحنههایی مانند مبارزه با انوی در فرم هیولایی، قربانی شدن الفونس برای بازگرداندن بدنش، و نبرد نهایی با «پدر» در دروازه حقیقت، به موضوعات فداکاری، برادری و رستگاری میپردازد. ادوارد با قربانی کردن کیمیاگریاش، الفونس را بازمیگرداند، و هوهنهایم در آرامش کنار قبر همسرش میمیرد. با این حال، به دلیل فشردگی داستان ۲۷ جلدی مانگا در ۱۴۴ دقیقه، VFX ضعیف (مانند انیمیشنهای ابتدایی)، و حذف بخشهایی مانند آرک بریگز، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۳۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی یامادا، صحنههای هوهنهایم و پایانبندی شاد تحسین شدند، اما روایت شتابزده و CGI ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «فوتبال فانتزی» یک کمدی-فانتزی ورزشی خانوادگی به کارگردانی آنتون کراپر و نویسندگی زو مارشال، دن گورویچ و دیوید یانگ است که در ۲۵ نوامبر ۲۰۲۲ توسط Paramount+ منتشر شد. داستان درباره کالی کولمن (مارسای مارتین)،少女نوجوان ۱۵ ساله و نابغه فناوری است که با خانوادهاش به دلیل جابهجاییهای مکرر پدرش، بابی (عمری هاردویک)، بازیکن NFL که به دلیل مشکل در نگهداشتن توپ در تیمهای مختلف جابهجا شده، به آتلانتا نقلمکان میکند. کالی، که به رباتیک و بازیهای ویدیویی علاقه دارد، پس از رعدوبرقی که او و پدرش را بهطور همزمان هدف قرار میدهد، کشف میکند که میتواند حرکات بابی را در زمین فوتبال از طریق بازی Madden NFL 23 روی کنسول Xbox کنترل کند. این کشف پس از دعوایی با بابی بر سر امضای بازی توسط رقیبش، اندرسون (روم فلین)، رخ میدهد. کالی با کمک دوستانش در تیم رباتیک، از این توانایی برای تبدیل بابی از بازیکنی پراشتباه به ستارهای در آتلانتا فالکونز استفاده میکند. داستان با صحنههایی مانند بازی کالی با Xbox در استادیوم، شوخیهای بابی با مربی لنس (تونی گونزالس)، و لحظات عاطفی با همسرش کیشا (کلی رولند)، به موضوعات خانواده، کار تیمی و تواضع میپردازد. با این حال، به دلیل تبلیغ آشکار بازی Madden NFL، داستان قابلپیشبینی و فقدان لحظات اوج ورزشی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۹/۱۰ در IMDb و ۴۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی مارتین، شیمی با هاردویک و طراحی لباس (مشابه یونیفرمهای فالکونز) تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی و CGI ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «عاشق کریسمس شدن» یک کمدی-رمانتیک کریسمسی آمریکایی به کارگردانی جنین دامیان در اولین تجربه کارگردانیاش و نویسندگی جف بونت و ران الیور است که در ۱۰ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سیرا بلمونت (لیندزی لوهان)، وارث متکبر و تازهنامزدشده هتلهای بلمونت است که در یک حادثه اسکی در استراحتگاه لوکس کوهستانی دچار فراموشی کامل میشود. پس از سقوط از صخره به دلیل وزش باد شدید (که بهطور طنزآمیزی به حضور یک بابانوئل خیابانی نسبت داده میشود)، او توسط جیک راسل (کورد اُوراستریت)، صاحب اقامتگاه ساده شمال ستاره و بیوهای با مشکلات مالی، و دختر خردسالش اِوی (اولیویا پرز) پیدا میشود. سیرا، که به دلیل فقدان مدارک شناسایی به نام «سارا» شناخته میشود، در اقامتگاه جیک ساکن میشود و با زندگی سادهتر، از جمله آشپزی و تمیزکاری، آشنا میشود. او که نامزدش تاد (جورج یانگ)، یک اینفلوئنسر خودخواه، و پدرش بورگارد (جک واگنر) را به یاد نمیآورد، به جیک و اِوی نزدیک میشود و به احیای اقامتگاه کمک میکند. داستان با صحنههایی مانند اجرای آهنگ «Jingle Bell Rock» توسط لوهان، آموزش پخت تخممرغ توسط اِوی، و تلاشهای طنزآمیز تاد و خدمتکارش رالف برای یافتن سیرا، به موضوعات عشق، بازگشت به سادگی، و کشف خود میپردازد. در پایان، سیرا خاطراتش را بازمییابد، تاد را ترک میکند، و با جیک میماند، در حالی که اقامتگاه از ورشکستگی نجات مییابد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای مشابه «اووربورد» (۱۹۸۷)، فقدان شیمی قوی بین لوهان و اُوراستریت، و فیلمبرداری ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۳/۱۰ در IMDb و ۶۲٪ در Rotten Tomatoes). بازی لوهان، فضای کریسمسی، و جذابیت نوستالژیک تحسین شدند، اما فیلمنامه پیشبینیپذیر، شخصیتپردازی سطحی (بهویژه تاد)، و فقدان نوآوری نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد، در هفته اول در فهرست ۱۰ فیلم برتر نتفلیکس قرار گرفت، و بهعنوان بازگشت لوهان به بازیگری پس از یک دهه شناخته شد
خلاصه داستان: فیلم «سقوط» یک تریلر بقا آمریکایی-بریتانیایی به کارگردانی اسکات مان و نویسندگی مشترک او و جاناتان فرانک است که در ۱۲ آگوست ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره بکی (گریس کارولین کری)، کوهنورد جوانی است که پس از مرگ همسرش دن (میسون گودینگ) در یک حادثه کوهنوردی، با افسردگی و اعتیاد به الکل دستوپنجه نرم میکند. بهترین دوستش، هانتر (ویرجینیا گاردنر)، او را متقاعد میکند تا برای غلبه بر غم، از یک برج رادیویی متروکه ۶۱۰ متری (۲۰۰۰ فوت) در صحرای کالیفرنیا بالا بروند. این برج، به نام B-67، بلندترین سازه خیالی فیلم است. پس از رسیدن به قله، نردبان زنگزده فرومیریزد و آنها در بالای برج گیر میافتند بدون غذا، آب، یا سیگنال تلفن. بکی و هانتر با چالشهایی مانند گرسنگی، کرکسهای گرسنه، و توهم ناشی از خستگی مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند تلاش برای ارسال پیام با پهپاد، پرتاب کفش با طناب برای گرفتن سیگنال، و فلشبکهایی از رابطه بکی با دن و پدرش (جفری دین مورگان)، به موضوعات بقا، دوستی و غلبه بر تروما میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، دیالوگهای کلیشهای، و برخی جلوههای ویژه ضعیف، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۷۹٪ در Rotten Tomatoes). بازی کری و گاردنر، فیلمبرداری مک گرگور و تنش ناشی از ارتفاع تحسین شدند، اما پایانبندی شتابزده و فقدان عمق احساسی نقد شدند. فیلم با بودجه ۳ میلیون دلار ساخته شد و ۱۷.۳ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «ایاو» یک درام جادهای به کارگردانی جرزی اسکولیموسکی، کارگردان کهنهکار لهستانی، است که با الهام از فیلم «بهطور اتفاقی بالتازار» (1966) ساخته رابرت برسون ساخته شده و در جشنواره کن ۲۰۲۲ جایزه هیئت داوران را برد. داستان درباره الاغی خاکستری به نام ایاو (با بازی شش الاغ ساردینیایی: هولا، تاکو، ماریتا، اتوره، روکو و ملا) است که پس از تعطیلی سیرک لهستانیاش به دلیل فشار فعالان حقوق حیوانات، سفری پرفرازونشیب در لهستان و ایتالیا آغاز میکند. ایاو، که با چشمان غمگین و معصومانهاش جهان را میبیند، با آدمهایی خوب و بد مانند کاساندرا (ساندرا درژیمالسکا)، کشیشی جوان (لورنزو زورزولو)، کنتسی (ایزابل هوپر) و یک تیم فوتبال خشن روبهرو میشود. داستان با صحنههایی مانند فرار ایاو از مزرعه، حمله شبانه توسط هواداران فوتبال به دلیل باخت تیمشان، و مشاهده مرگ یک گرگ توسط شکارچیان، به موضوعات ظلم به حیوانات، بیتفاوتی انسانها و جستجوی آزادی میپردازد. با این حال، به دلیل ساختار اپیزودیک پراکنده، فقدان خط داستانی منسجم و لحن گاه بیشازحد تجربی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۹۷٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری میشال دیمک، موسیقی پاول میکیتین و کارگردانی جسورانه اسکولیموسکی در ۸۴ سالگی تحسین شدند، اما داستان مبهم و صحنههای خشن (مانند کشتار روباهها) نقد شدند. فیلم نامزد بهترین فیلم بینالمللی اسکار ۲۰۲۳ شد.
خلاصه داستان: فیلم «امیلی جنایتکار» یک تریلر جنایی آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی جان پاتن فورد در اولین تجربه کارگردانی بلندش است که در ۲۴ ژانویه ۲۰۲۲ در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد. داستان درباره امیلی بنتو (آبری پلازا)، زنی جوان در لسآنجلس است که با بدهی ۷۰,۰۰۰ دلاری وام دانشجویی و سابقه کیفری جزئی (حمله و رانندگی در حالت مستی) از بازار کار کنار گذاشته شده است. او که بهعنوان پیک غذا در شغلی بیثبات کار میکند، از طریق همکارش خاویر (برناردو بادیو) به یوسف (تئو راسی)، واسطهای کاریزماتیک در یک شبکه کلاهبرداری کارت اعتباری، معرفی میشود. امیلی بهعنوان «خریدار جعلی» با کارتهای اعتباری جعلی کالاهایی مانند تلویزیون و خودرو میخرد، اما پس از درگیری خشونتآمیز با یک فروشنده که کلاهبرداری را کشف میکند، خشمگین میشود و قصد ترک این کار را دارد. با این حال، پس از تحقیر در مصاحبهای برای یک کارآموزی بدون حقوق با مدیری (جینا گرشون) و سرقت در خانهای که سگداری میکند، امیلی به تدریج به جرم عادت میکند و با تیزری که یوسف به او میدهد، از خود دفاع میکند. او با یوسف، که آرزوی خرید املاک دارد، رابطهای عاطفی و کاری شکل میدهد و یاد میگیرد کارتهای جعلی بسازد. وقتی خلیل (جاناتان آویگدوری)، پسرعموی یوسف، مانع پرداخت پول به آنها میشود، امیلی و یوسف نقشهای برای سرقت از او میکشند که به زخمی شدن یوسف و فرار امیلی با پول منجر میشود. امیلی که حالا تحت تعقیب پلیس است، به آمریکای لاتین فرار میکند و شبکه کلاهبرداری خودش را راهاندازی میکند. داستان با صحنههایی مانند فریاد امیلی در مصاحبه («اگر میخواهید به من دستور دهید، من را استخدام کنید!»)، تعقیب و گریز در خیابانهای لسآنجلس، و لحظات عاطفی با دوستش لیز (مگالین اچیکونوکه)، به موضوعات ناامیدی، سرمایهداری مدرن و جرم بهعنوان تنها راه بقا میپردازد. با این حال، به دلیل شخصیتپردازی ضعیف کاراکترهای فرعی، پایانبندی بحثبرانگیز، و لحن گاهی بیشازحد تلخ، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۹۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی پلازا، فیلمنامه فورد، و فیلمبرداری جف بیرمن تحسین شدند، اما داستان یکجانبه و فقدان عمق احساسی نقد شدند. فیلم با بودجه ۲ میلیون دلار، ۲.۲ میلیون دلار فروش داشت و در ۱۲ اوت ۲۰۲۲ اکران شد
خلاصه داستان: فیلم «دوگانه» یک کمدی سیاه علمی-تخیلی به کارگردانی و نویسندگی رایلی استارنز است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ توسط RLJE Films اکران شد. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد، جایی که سارا (کارن گیلان)، زنی الکلی و افسرده با رابطهای سرد با دوستپسرش پیتر (بیولا کوال) و مادرش (مایجا پائونیو)، پس از بیدار شدن با تخت پر از خون، متوجه بیماری لاعلاجش میشود. او برای کاهش غم عزیزانش، خود را کلون میکند. کلون او، «سارای دوگانه»، که قرار است جایگزینش شود، بهسرعت با پیتر و مادرش ارتباط بهتری برقرار میکند و شخصیتی مستقل پیدا میکند. پس از ده ماه، سارا بهطور معجزهآسا بهبود مییابد، اما درخواست غیرفعالسازی کلونش رد میشود، زیرا کلون حق حیات پیدا کرده است. این موضوع به دوئلی قانونی و مرگبار منجر میشود که سارا باید طی یک سال برای آن آماده شود. او با مربی رزمی، ترنت (آرون پال)، تمرین میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرینات مبارزهای طنزآمیز، رقص هیپهاپ با ترنت، و پایانبندی غیرمنتظره که سارای دوگانه با ادعای اصلی بودن پیروز میشود، به موضوعات هویت، مرگ و فردیت میپردازد. با این حال، به دلیل لحن یکنواخت، بازیهای بیروح (بهجز گیلان)، و فقدان عمق روانشناختی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۷۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی دوگانه گیلان، فضای دیستوپیایی و طنز تلخ تحسین شدند، اما داستان سطحی و پایانبندی سردرگمکننده نقد شدند.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Dual_%282022_film%29)[](https://www.rottentomatoes.com/m/dual_2022)
خلاصه داستان: فیلم «نرو» یک درام عاشقانه ترکی به کارگردانی اوزان آچیکتان و نویسندگی سامی برات مارچالی است که در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سمیح (بوراک دنیز)، مردی ۳۰ و چند ساله است که بهطور ناگهانی توسط نامزدش دفنه (دیلان چیچک دنیز) ترک میشود. سمیح که در آپارتمان مشترکشان تنها مانده، در جستوجوی پاسخهایی درباره دلایل جدایی، به گذشته رابطهشان و رفتارهای خودش بازمیگردد. داستان از طریق فلشبکهای ظریف و غیرخطی، رابطه آنها را کاوش میکند، از جمله اولین ملاقات پرتنششان در یک بار که با رفتار تکانشی سمیح (تلاش برای بوسیدن دفنه بدون مقدمه) همراه بود. سمیح با مرور خاطراتی از لحظات شاد، مانند رقص و سفرهای مشترک، و لحظات بحرانی، مانند امتناع او از همراهی دفنه در مراسم خاکسپاری مادربزرگش یا بیتفاوتیاش به پیشنهاد مهاجرت به آلمان، به تدریج متوجه اشتباهاتش، مانند خودخواهی و بیتوجهی به نیازهای دفنه، میشود. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار سمیح در خیابانهای استانبول، گفتوگو با دوستان مشترک مانند بریل (براک توزوناتاچ) و رئیسش جیدا (جیدا دوونجی)، و تلاش ناکام او برای ارتباط با زنان دیگر، به موضوعات قلب شکسته، خوداندیشی و پیچیدگیهای روابط مدرن میپردازد. در پایان، سمیح که از ردیابی پروفایلهای اجتماعی دفنه دست میکشد، با نقلمکان از آپارتمان مشترک، قدمی برای رهایی از گذشته برمیدارد، اما پایان باز فیلم سؤالاتی درباره آینده او باقی میگذارد. با این حال، به دلیل شروع بحثبرانگیز (صحنهای با مضمون تعرض)، داستان قابلپیشبینی، و لحن گاهی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۲/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی بوراک و دیلان دنیز، جابجایی روان بین زمان حال و گذشته، و فیلمبرداری شهری تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و فقدان نوآوری در ژانر نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «سگ» یک کمدی-درام جادهای آمریکایی به کارگردانی مشترک چانینگ تیتوم و رید کارولین، در اولین تجربه کارگردانی هر دو، و بر اساس داستانی از کارولین و برت رودریگز است. داستان درباره جکسون بریگز (چانینگ تیتوم)، یک رنجر سابق ارتش آمریکا با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و آسیب مغزی، است که برای بازگشت به خدمت نظامی تلاش میکند اما به دلیل شرایطش رد میشود. او برای دریافت تأیید از کاپیتان جونز (لوک فوربز)، مأموریت مییابد تا لولو، یک سگ نظامی بلژین مالینویز که به دلیل تروما پس از مرگ صاحبش، رایلی، غیرقابلکنترل شده، را از پایگاه لویس-مککورد در واشنگتن به مراسم تشییع جنازه رایلی در نوگالس، آریزونا ببرد. لولو قرار است پس از مراسم به پایگاه وایت سندز برده شده و به دلیل رفتار پرخاشگرانهاش معدوم شود. بریگز و لولو در یک فورد برونکو ۱۹۸۴ سفری پرماجرا در امتداد ساحل اقیانوس آرام آغاز میکنند که شامل خرابکاری لولو در ماشین، حمله به یک پزشک به دلیل آموزش نظامیاش، و درگیری با یک همسایه به دلیل سوءتفاهم است. صحنههایی مانند تلاش بریگز برای فریب دادن یک هتل لوکس با تظاهر به نابینایی، ملاقات با نوآ (ایتن سوپلی)، رنجر سابق که برادر لولو را نجات داده، و لحظات احساسی مانند خواندن «کتاب عشق من» لولو، به موضوعات تروما، شفای عاطفی و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز گاه نامناسب (مانند صحنهای با دو زن به نامهای بلا و زویی)، و فقدان عمق در برخی شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی تیتوم، فیلمبرداری نیوتن توماس سیگل و موسیقی توماس نیومن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و برخی صحنههای غیرمنطقی (مانند حمله نژادپرستانه لولو) نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵ میلیون دلار، ۸۵ میلیون دلار فروش جهانی داشت و در ۱۸ فوریه ۲۰۲۲ اکران شد