خلاصه داستان: جیم وایت پس از از دست دادن آخرین شغل خود به عنوان مربی فوتبال، خانواده خود را نقل مکان می کند و در مدرسه جدیدش هفت دانش آموز ناامید کننده را به یکی از بهترین تیم های کراس کانتری در منطقه تبدیل می کند.
خلاصه داستان: این فیلم انیمه ژاپنی به کارگردانی مامورو هوسودا در سال ۲۰۱۲ ساخته شده است. داستان زندگی هانا، دانشجویی جوان را روایت میکند که عاشق مرد مرموزی میشود و متوجه میشود او یک گرگینه است. پس از ازدواج، آنها صاحب دو فرزند به نامهای یوکی و آمی میشوند که آنها نیز توانایی تبدیل شدن به گرگ را به ارث بردهاند. پس از مرگ ناگهانی همسرش، هانا تصمیم میگیرد برای محافظت از راز فرزندانش و یافتن محیطی امن برای رشد آنها، به روستایی دورافتاده نقل مکان کند. او در این مسیر با چالشهای بسیاری روبرو میشود، از جمله تلاش برای کنترل طبیعت گرگینه فرزندانش و کمک به آنها برای پذیرفتن هویت دوگانه خود، در حالی که باید آنها را در جهانی پرورش دهد که تفاوتها را به راحتی نمیپذیرد.
خلاصه داستان: فیلم مستند «Where to Invade Next» (به فارسی: کجا بعدی را اشغال کنیم) به کارگردانی مایکل مور، کارگردان نامآشنای مستندهای اجتماعی، در سال ۲۰۱۵ ساخته شد. در این فیلم، مور با رویکردی طنزآمیز و انتقادی، به سفری به کشورهای مختلف اروپا و شمال آفریقا میرود تا سیاستها و برنامههای اجتماعی موفق آنها را «اشغال» کند و به آمریکا بیاورد. او در ایتالیا از تعطیلات طولانی و مرخصیهای استعلاجی با حقوق لذت میبرد، در فرانسه از غذای مدرسه رایگان و باکیفیت شگفتزده میشود، در فنلاند به بررسی سیستم آموزشی عالی و بدون آزمونهای استاندارد میپردازد، در آلمان به فرهنگ کار و تعطیلات طولانی نگاه میکند، در پرتغال از سیاستهای لیبرال در قبال مواد مخدر بازدید میکند، در تونس به آزادیهای مذهبی و حقوق زنان میپردازد، در نروژ به زندانهای انسانی و سیستم عدالت ترمیمی سر میزند و در ایسلند به برابری جنسیتی و نقش زنان در قدرت توجه میکند. هدف اصلی مور این است که با نشان دادن این نمونههای موفق در کشورهای دیگر، ضعفهای سیستم اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آمریکا را برجسته کند و ثابت کند که بسیاری از این ایدههای «رادیکال» در جای دیگری از جهان به خوبی کار میکنند و قابل اجرا هستند.
خلاصه داستان: فیلم «وحشی» (Wild) محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی ژان-مارک واله و با بازی دراماتیک ریس ویترسپون، بر اساس کتاب خاطرات واقعی شراسترایبر ساخته شده است. داستان این فیلم درباره زنی به نام شرل استرایدر است که پس از طلاق و از دست دادن مادرش، در بحران عمیق روحی و معنوی فرو میرود. او برای بازسازی زندگیاش، تصمیم میگیرد سفری انفرادی و دشوار را به طول ۱۱۰۰ مایل در مسیر پیادهروی Pacific Crest Trail آغاز کند. این سفر که از صحرای موجاوه آغاز و تا پل اورگون ادامه دارد، نه تنها یک چالش فیزیکی، بلکه سفری برای التیام زخمهای روحی و یافتن معنای زندگی است. شرل در طول این مسیر با طبیعت خشن، خطرات مختلف و انسانهای متفاوتی روبرو میشود و به تدریج با گذشته خود روبرو شده و راه نجات را پیدا میکند. این فیلم داستانی الهامبخش درباره قدرت، امید و تحول درونی است.
خلاصه داستان: شاعر جوانی دوست دخترش را به خانه پدر و مادرش میسپارد و از اندازه آن شگفتزده میشود. او با پدرش برخورد می کند، مادر و خواهرش را ملاقات می کند و همه آنها در نهایت یک روز طولانی را با هم می گذرانند. با گفتگو، غذا و لیبت...
خلاصه داستان: این فیلم تلویزیونی محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی کورتیس هانسون، بر اساس کتاب پرفروش اندرو راس سورکین ساخته شده و بحران مالی سال ۲۰۰۸ را از دیدگاه قدرتمندترین افراد وال استریت و واشنگتن روایت میکند. در مرکز این داستان، هنری پالسون، وزیر خزانهداری (با بازی ویلیام هرت) قرار دارد که پس از ورشکستگی بانک لمان برادرز، با یک بحران بیسابقه در سیستم مالی جهانی روبرو میشود. او به همراه تیمش و دیگر مقامات کلیدی مانند بن برنانکی، رئیس فدرال رزرو (پل جیاماتی) و تیموتی گایتنر، رئیس فدرال رزرو نیویورک (بیلی کروداپ)، شبانهروز تلاش میکنند تا با فشار بر رهبران بانکهای بزرگ مانند جیمی دایمون (بیل کمپ) و لوید بلنکفین (دنیس بریسکت)، جلوی فروپاشی کامل سیستم را بگیرند. فیلم با بهرهگیری از بازیهای قدرتمند بازیگرانش، پیچیدگیهای اخلاقی، تصمیمگیریهای پراسترس و کشمکشهای شخصی افرادی را به تصویر میکشد که سرنوشت اقتصاد جهان در دستان آنها بود و نشان میدهد که چگونه طمع و ریسکپذیری بیحدومرز، جهان را تا لبه پرتگاه برد.
خلاصه داستان: زندگی زنی به نام فرح. فرح پس از ازدواج رسمی و داشتن موقعیت همسر، ناگهان تحت تسخیر قدرتی تاریک قرار گرفت تا اینکه آرام آرام کنترل خود را از دست داد.
خلاصه داستان: یک گروهبان سابق نیروی دریایی به نام «جک» که از جنگ در عراق بازگشته، برای کنار آمدن با آسیبهای روحی ناشی از جنگ و بازگرداندن زندگی عادی به خانوادهاش تلاش میکند. او درگیر خاطرات هولناک جنگ و احساس گناه از اتفاقاتی است که در میدان نبرد رخ داده است. همزمان، همسرش «سارا» که یک معلم مدرسه است، سعی میکند به او کمک کند تا با این مشکلات روبرو شود، اما فاصله عاطفی بین آنها روز به روز بیشتر میشود. جک درگیر کابوسهای شبانه و رفتارهای غیرقابل پیشبینی میشود که زندگی مشترک و رابطهاش با فرزندانش را تحت تأثیر قرار میدهد. در این میان، یک دوست قدیمی نظامی به نام «مایک» وارد زندگی آنها میشود و سعی میکند به جک کمک کند، اما حضور او رازهای پنهانی از گذشته را آشکار میکند. این فیلم به کارگردانی تیلور شرودر، محصول سال ۲۰۲۴ و با بازیگرانی چون فرانک گریلو، دیوید داستمالچیان و رائول کاستیلو، داستانی عمیق و احساسی از بازگشت سربازان از جنگ و چالشهای بازگشت به زندگی عادی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: ترومن بوربنک، فروشنده بیمهای ساده و خوشقلب، در شهری آرام به نام سیهاون زندگی میکند. او از کودکی رؤیای سفر به فیجی را در سر میپروراند، اما هر بار که قصد ترک شهر را دارد، موانع غیرمنتظرهای سر راهش قرار میگیرد. ترومن به تدریج متوجه نشانههای عجیبی میشود: یک نورافکن از آسمان میافتد، رادیوی خودرویش به طور تصادفی مکالمات مربوط به حرکات او را پخش میکند و همسرش در تبلیغات به شکلی غیرطبیعی صحبت میکند. این وقایع او را به این شک میاندازد که تمام زندگیاش یک دروغ بزرگ است. در واقع، سیهاون یک استودیوی غولپیکر است و ترومن، که توسط کارگردانی به نام کریستوف ساخته شده، ستارهی ناخواستهی یک نمایش تلویزیونی ۲۴ ساعته است که میلیاردها نفر در سراسر جهان آن را تماشا میکنند. تمام افراد در زندگیاش، از جمله همسر و بهترین دوستش، بازیگرانی هستند که نقشهای از پیش تعیین شده را اجرا میکنند. با افزایش شک و تردید، ترومن تصمیم میگیرد حقیقت را کشف کند و برای فرار از این دنیای ساختگی، با تمام وجود مبارزه میکند. این فیلم فلسفی و پرفروش محصول سال ۱۹۹۸ به کارگردانی پیتر ویر و با بازی درخشان جیم کری در نقش ترومن است.