خلاصه داستان: پس از غرقشدن کشتیای در مه، چند بازمانده به کشتی بادبانیِ کاپیتان وولف لارسن پناه میبرند؛ اما خیلی زود درمییابند که از مرگ گریخته و به کابوس زندگی زیر سلطهی ناخدایی بیرحم گرفتار شدهاند. در دل دریا، برای رهایی و مقابله با او نقشه میکشند.
خلاصه داستان: پدری در میان انبوهی از مردگان متحرک، دخترِ گرفتارِ عفونتش را به سوی آزمایشگاهی میبرد که شاید درمانی برای نجات او داشته باشد؛ اما مسیر پرخطر است و وحشتی بزرگتر در مقصد انتظارشان را میکشد.
خلاصه داستان: ۸۰ هزار سال پیش، قبیلهای از انسانهای اولیه پس از حملهای وحشیانه تنها منبع آتش خود را از دست میدهند. سه جنگجوی شجاع راهی سفری خطرناک و پرفرازونشيب در دل طبیعت ناشناخته میشوند تا با پیدا کردن شعلهای جدید، بقای قبیله خود را تضمین کنند.
خلاصه داستان: پس از سقوط یک هواپیما در جنگلهای فیلیپین، بازماندگان به دام یک قبیله آدمخوار میافتند و با وحشیگریهای بیرحمانهای مواجه میشوند. اکنون آنها باید برای رهایی از این کابوس خونین و زنده ماندن در شرایط سخت جنگل، دست به مبارزهای نفسگیر برای بقا بزنند.
خلاصه داستان: در یک انبار متروکه در تورنتو که در آستانه تخریب قرار دارد، سرنوشت افرادی متفاوت درست پیش از فرود آمدن گوی تخریب به هم گره میخورد. این فیلم روایتی تلخوشیرین از تلاش برای بقا و حفظ امیدهای شکننده در شهری است که برجها و جرثقیلها آسمانش را به تسخیر خود درآوردهاند.
خلاصه داستان: یک دانشجوی مستندساز در منطقهای خلوت و جنگلی گم شده و با گروهی از مجرمان خطرناک روبرو میشود. با تاریک شدن هوا، تلاش او برای نجات، این شب فیلمبرداری را به یک کابوس خونبار و وحشتناک تبدیل میکند.
خلاصه داستان: سه خواهر جوان پس از به دام افتادن در یک ساحل دورافتاده و بیرحم، وارد نبردی نفسگیر برای بقا میشوند. آنها باید از میان غارهای خطرناک اقیانوسی، امواج خروشان و خطرات کشنده طبیعت عبور کنند تا راهی برای نجات و بازگشت به خانه پیدا کنند.
خلاصه داستان: پدری مطلقه به همراه دختر نوجوانش در میان بیابانهای نوادا با تمام شدن بنزین خودرویشان، مجبور به اقامت در یک پارک تریلری متروکه میشوند. اما با وقوع سلسله قتلهای وحشیانه در این منطقه دورافتاده، سفر آنها به نبردی نفسگیر برای بقا و رهایی از چنگال خطرات مرگبار تبدیل میشود.
خلاصه داستان: باری، فروشنده بدشانس بیمه، برای وصول پولی به مجتمعی مسکونی میرود، اما با تاریک شدن هوا توسط یک گروه خیابانی خطرناک به نام «وامپایرها» به دام میافتد. او باید به کمک یک کهنهسرباز ویتنام و یک تعمیرکار، راه خود را از طبقه بیستم به پایین باز کرده و برای بقا بجنگد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۵، شهر منگیا توسط یک غارتگر فراری و ۴۳ همراه مسلحش محاصره شده و تمامی راههای ارتباطی و سوخت آن قطع میشود. در میان طوفان سهمگین گرد و غبار و تنشهای بالا گرفته میان مهاجمان، شهروندان در وضعیتی دشوار برای نجات جان و دارایی خود به مبارزه برمیخیزند.