خلاصه داستان: کلویی پس از فرار از شوهر مافیاییاش، همراه فرزندانش در کلبهای دورافتاده به مردی مرموز پناه میگیرد. اما او بهزودی متوجه میشود این سرباز سابقِ آسیبدیده، خطری بسیار مرگبارتر از مافیاست و اکنون باید برای نجات خانوادهاش در برابر هر دو تهدید مبارزه کند.
خلاصه داستان: چهار زن آمریکایی در جریان سفری به خاورمیانه، به اتهام واهی قاچاق مواد مخدر توسط مقامات فاسد دستگیر شده و به زندانی مخوف فرستاده میشوند. آنها در این محیط بیرحم و پر از شکنجه، برای بقا، انتقام و به دست آوردن دوباره آزادی مجبور به اتحاد و مبارزه میشوند.
خلاصه داستان: «یولی جکسون» زنبوردار گوشهگیری است که پس از مرگ همسر و زندانی شدن پسرش، مسئولیت نگهداری از نوههایش را بر عهده دارد. او زمانی که متوجه میشود عروسش در چنگال تبهکاران و سارقان گرفتار شده، ناچار میشود برای نجات و انسجام دوباره خانوادهاش با چالشهای سختی روبرو شود.
خلاصه داستان: یک سیگنال الکترونیکی مرموز از طریق تلفنهای همراه، انسانها را به قاتلانی بیرحم تبدیل میکند. در این میان، هنرمندی به نام کلی ریدل تلاش میکند تا در این دنیای آخرالزمانی و وحشی، راهی برای نجات پسرش پیدا کند؛ در حالی که متوجه میشود نقاشیهایش این فاجعه را پیشبینی کرده بودند.
خلاصه داستان: یوم جونگآ، پارک جونمیون، دکس و کیم ههیون به منطقهای استوایی در فیلیپین سفر میکنند، اما این سفر تفریحی به سرعت به چالشی سخت برای بقا تبدیل میشود. آنها باید در طبیعتی خشن و زیبا، با کارهای طاقتفرسا و همکاری گروهی، برای زنده ماندن و جمعآوری مواد اولیه تلاش کنند.
خلاصه داستان: ماجرا بلافاصله پس از رویدادهای فصل قبل آغاز میشود؛ جایی که ساچی با یک دشمن غیرمنتظره و سرسخت روبرو میگردد. او اکنون باید تمام تلاش خود را به کار گیرد و برای نجات و بقای مغازه خانوادگیشان، «ایسوزویا»، وارد مبارزهای سرنوشتساز شود.
خلاصه داستان: پس از زلزلهای ویرانگر، تنها آپارتمان باقیمانده به بازاری بیقانون برای بقا و مبادله کالاها تبدیل میشود که در آن قوطیهای کنسرو حکم پول را دارند. در این دنیای پسا-آخرالزمانی و طبقاتی، یک استراتژیست مرموز به نام چوی هی-رو وارد بازار میشود تا نظم موجود را برهم زده و از حاکم بیرحم آن انتقام بگیرد.
خلاصه داستان: پس از فاش شدن راز تاریک «دانشگاه جهنمی»، گروهی از دوستان صمیمی مجبور به ورود به این مدرسه وحشتناک میشوند؛ جایی که هر شب قتل در آن مجاز است. اکنون زین، قهرمان داستان، باید برای نجات جان دوستانش بجنگد و راهی برای فرار از سیستمی بیرحم پیدا کند که اجازه خروج به هیچکس را نمیدهد.
خلاصه داستان: یک مأمور سابق پلیس که پس از مرگ دوستش تلاش میکند با ماهیفروشی زندگی آرامی را سپری کند، ناخواسته درگیر یک باند خطرناک قاچاق میشود. اکنون او برای نجات جان خود باید از یک جنگ خونین و بیرحمانه بر سر قلمرو زنده بیرون بیاید.
خلاصه داستان: در بحبوحه بحران اقتصادی سال ۱۹۹۷ کره، پس از مرگ ناگهانی رئیس یک شرکت بزرگ، پسر خوشگذران و بیمسئولیت او ناچار میشود مدیریت کسبوکار خانوادگیشان را بر عهده بگیرد. او حالا باید تمام تلاش خود را به کار بندد تا این شرکت را از ورشکستگی نجات داده و در این مسیر سخت، معنای واقعی مسئولیتپذیری را درک کند.