خلاصه داستان: جایمی پس از پشت سر گذاشتن دوران سخت پرورشگاه، زندگی جدیدی را آغاز کرده و سپس به ارتش میپیوندد. او در جریان خدمت در مصر، با مردی به نام رابرت آشنا میشود؛ پیوندی عمیق و دوستانه که زندگی جایمی را دگرگون کرده و او را از بحرانهای روحی و تنهایی نجات میدهد.
خلاصه داستان: مایک و اسکات، دو جوان خیابانی با پیشینههای متفاوت، سفری آوارهوار را از پورتلاند تا ایداهو و ایتالیا برای یافتن مادر گمشده مایک آغاز میکنند. این سفر پرتلاطم، آنها را در مسیر تجربه عشق تکطرفه، عمیقترین مفاهیم دوستی و چالشهای جستجوی هویت قرار میدهد.
خلاصه داستان: در هنگکنگ دهه ۱۹۶۰، جوانی بیقرار و جذاب از تعهد عاطفی به دو زن عاشق خود گریزان است. او که دچار سردرگمی و فقدان هویت است، در میان درگیریهای عاطفی و بیثباتی روابط، سرانجام برای یافتن هویت و مادر واقعیاش راهی فیلیپین میشود.
خلاصه داستان: ادیت، روزنامهنگاری کنجکاو و مادری تکسرپرست است که فرزندش را از طریق اهدای ناشناس به دنیا آورده است. زمانی که هویت اهداکننده به طور ناگهانی آشکار میشود، او به بهانه انجام مصاحبه به دنبال او میگردد؛ کاوشی که زندگی خودش و خانوادهاش را با چالشها و معضلات اخلاقی عمیقی روبرو میسازد.
خلاصه داستان: وادای ۱۳ ساله در سال ۱۹۷۴ برای تحقیق درباره مادری که هرگز ندیده، راهی لسآنجلس میشود. او در این سفر با کمک نوجوانی به نام نیک، قدم در مسیر کشف گذشته خانوادهاش میگذارد و در این راه با عشق اول، اولین بوسه و حقایقی ناگفته روبرو میشود.
خلاصه داستان: مل کاپلین، پدر جوانی که به تازگی صاحب فرزند شده، برای پیدا کردن والدین بیولوژیکی خود همراه با همسرش و یک کارمند آژانس فرزندخواندگی راهی یک سفر جادهای پرماجرا در سراسر آمریکا میشود. این سفر غیرمنتظره با اشتباهات خندهدار، موقعیتهای کمدی و حقایق غافلگیرکنندهای درباره خانواده واقعیاش همراه است.
خلاصه داستان: دوناتو، نجاتغریق برزیلی، پس از غرق شدن یک توریست آلمانی با دوست او، کنراد، آشنا شده و برای شروع زندگی جدیدی با او به برلین مهاجرت میکند. سالها بعد، برادر کوچکترش آیرتون برای یافتن او راهی آلمان میشود و این سه نفر در مسیر جستجوی هویت و رهایی با یکدیگر روبرو میشوند.
خلاصه داستان: داستان اریکا و ناندو، دو جوانی که در یک جشنواره پرشور موسیقی الکترونیک با هم آشنا شده و لحظاتی سرشار از شادی و سرگردانی را تجربه میکنند. سالها بعد، آنها دوباره در آمستردام با یکدیگر روبرو شده و عشقی عمیق میانشان شکل میگیرد؛ اما اریکا رازی واقعی از علت جدایی گذشتهشان در سینه دارد.
خلاصه داستان: الکساندر پس از بازگشت از بروکسل به بلگراد، تلاش میکند تا املاک خانوادگیاش را پس بگیرد و اپرایی بر اساس ریچارد سوم شکسپیر بسازد. اما با افزایش فشارها، وسواس فکری او نسبت به روانکاو آنارشیست خود عمیقتر شده و او را در این درام پانک و روانگردان، به مرز یک فروپاشی روانی کامل میکشاند.
خلاصه داستان: ندا پس از سالها دوری به لبنان بازمیگردد، اما خود را در سرزمین مادریاش غریبه مییابد. او با اقامت در خانه متروک خانوادگی و جستجو برای کشف راز ناپدید شدن پدربزرگش در جریان جنگ داخلی، وارد مسیری پرچالش از خاطرات گذشته و کشف هویت واقعی خود میشود.