خلاصه داستان: پس از ترور آبراهام لینکلن، دکتر ساموئل ماد بیخبر پای شکسته قاتل، جان ویلکس بوث، را درمان میکند و به اتهام همدستی محکوم میشود. او را به زندانی دورافتاده و محاصرهشده با آبهای پر از کوسه میفرستند؛ جایی که برای اثبات بیگناهی و بازگشت به خانوادهاش میجنگد.
خلاصه داستان: جو کالینز پس از بازگشت از سلول انفرادی، در زندانی زیر سلطهٔ نگهبانی ستمگر برای فرار نقشه میکشد؛ اما شورش و خشونت، امید او و همبندیهایش را به آزمونی مرگبار میکشاند.
خلاصه داستان: روح زندانیِ سالها پیش بازمیگردد تا از فرماندار تازهمنصوبشدهٔ زندان انتقام بگیرد؛ اما گذشتهٔ تاریک این مکان، زندانیان و نگهبانان را نیز در کابوسی مرگبار گرفتار میکند.
خلاصه داستان: در زندان فوقامنیتی آزوالد، زندانیان و نگهبانان درگیر نبردی بیرحمانه برای قدرت و بقا میشوند؛ در میان اتحادهای شکننده و انتقامجوییها، امید به اصلاح نیز مدام در معرض خطر است.
خلاصه داستان: پنج زندانی در طول یک مرخصی یکهفتهای فرصت مییابند تا به خانههای خود بازگردند، اما بازگشت به آغوش خانواده آنها را با سرکوبهای سیاسی، سنتهای سختگیرانه و چالشهای تلخ اجتماعی روبرو میکند. این آزادی موقت در نهایت به زنجیرهای از دردسرها و رنجهای ناخواسته تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در دنیایی دیستوپیک، ریکی جوانی با قدرت فراانسانی به خاطر انتقام خونین از عاملان مرگ دوستش به زندانی خصوصی و بیرحم منتقل میشود. او باید در برابر مسئولان فاسد و مبارزان شرور زندان قرار بگیرد و با نبردهایی خشن و مرگبار، راه خود را به سوی آزادی و برقراری عدالت باز کند.
خلاصه داستان: چهار زن آمریکایی در جریان سفری به خاورمیانه، به اتهام واهی قاچاق مواد مخدر توسط مقامات فاسد دستگیر شده و به زندانی مخوف فرستاده میشوند. آنها در این محیط بیرحم و پر از شکنجه، برای بقا، انتقام و به دست آوردن دوباره آزادی مجبور به اتحاد و مبارزه میشوند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۲، دو مرد به اشتباه به جرم قتل به حبس ابد در زندانی در میسیسیپی محکوم میشوند. در طول شصت سال اسارت، پیوندی عمیق و ناگسستنی میان آنها شکل میگیرد که امید به رهایی را زنده نگه میدارد تا اینکه سرانجام با نقشهای هوشمندانه راهی برای فرار مییابند.
خلاصه داستان: ریک هیز، وکیل جوانی است که مسئولیت پرونده عفو سیندی لیگت، زنی محکوم به اعدام را بر عهده میگیرد. با نزدیک شدن به زمان اجرای حکم، رابطهای عمیق میان آنها شکل میگیرد و ریک با کشف خطاهایی بزرگ در روند محاکمه، تلاش میکند تا در برابر مقامات ایستادگی کرده و جان او را نجات دهد.
خلاصه داستان: ناروتو به اتهام واهی تلاش برای ترور رایکاگه، به زندان فوق امنیتی و مخوف «خونزندان» فرستاده میشود. با مسدود شدن چاکرایش توسط رئیس زندان، او باید با همکاری سایر زندانیان، رازهای تاریک این مکان را کشف کرده و بیگناهی خود را اثبات کند.