خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «کریشا» (Krisha) محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی تریی ادوارد شالتس، داستان زنی به نام کریشا (با بازی کریشا فیرچایلد) را روایت میکند که پس از سالها دوری از خانواده، در روز شکرگزاری به جمع آنها بازمیگردد. او امیدوار است با حضور دوباره در جمع خانواده، گذشتهاش را جبران و رابطهاش با پسرش توبی (با بازی رابینز) را ترمیم کند. اما حضور او در خانه، تنشهای قدیمی را زنده کرده و رازهای تاریک خانواده، به خصوص اعتیاد کریشا، به تدریج آشکار میشود. این فیلم درام روانشناختی که با بودجهای اندک و در خانه خانواده کارگردان ساخته شده، با نگاهی صادقانه و بیپرده به موضوع اعتیاد و فروپاشی خانواده میپردازد و با فیلمبرداری خلاقانه و بازی قدرتمند کریشا فیرچایلد، مخاطب را در فضایی پرتنش و احساسی غرق میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی برادران فارلی (پیتر و بابی فارلی) و با بازی بن استیلر در نقش اصلی است. داستان درباره «ادی» (استیلر)، مردی چهل ساله مجرد که پس از سالها انتظار، سرانجام با «لیلا» (مایکل موناهن) آشنا شده و پس از یک آشنایی کوتاه با او ازدواج میکند. اما در ماه عسل در مکزیک، ادی به سرعت متوجه میشود که همسر جدیدش دارای شخصیتی بسیار متفاوت و آزاردهنده است. در همین حال، او با «میرندا» (میشل موناهن) آشنا میشود و فکر میکند که او زن رویاهایش است. اکنون ادی باید تصمیم بگیرد که چگونه از این وضعیت پیچیده خلاص شود و به دنبال عشق واقعی خود برود. این فیلم بازسازی فیلمی به همین نام از سال ۱۹۷۲ است.
خلاصه داستان: فیلم «مخالف» محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی یان کوماسا و با بازی ماچئی موشنارک، وانیکا کیریلوک و آگاتا کولشا است. این فیلم داستان تومک، دانشجوی حقوق سابق و فعال رسانههای اجتماعی را روایت میکند که به دلیل اتهام سرقت ادبی از دانشگاه اخراج شده است. او در ورشو برای یک شرکت تبلیغات دیجیتال کار میکند و در کمپینهای «تاکتیکهای کثیف» علیه افراد و شرکتها تخصص دارد. وقتی عشق سابقش گابریلا که وکیل است و برای یک میلیونر کار میکند، وارد زندگی او میشود، تومک کمپین مخربی علیه کارفرمای او و یک قاضی ضد فساد به راه میاندازد. این فیلم به بررسی دنیای تاریک تبلیغات آنلاین، دستکاری افکار عمومی و عواقب خطرناک نفرتپراکنی در عصر دیجیتال میپردازد.
خلاصه داستان: یک هکر جوان و باهوش به نام مورگان سالیوان که از زندگی معمولی خود خسته شده، در یک شرکت فناوری پیشرفته به نام دیجیکور مشغول به کار میشود. او به زودی متوجه میشود که این شرکت یک پوشش برای یک سازمان جاسوسی بینالمللی است و او را برای مأموریتهای مخفی به کار میگیرند. مورگان در این دنیای خطرناک از جاسوسی شرکتی و توطئههای بینالمللی گرفتار شده و باید برای زنده ماندن و کشف حقیقت، از مهارتهای فنی خود استفاده کند. او در این مسیر با یک همکار مرموز به نام ریتا فاستر آشنا میشود که به او در این راه پرپیچوخم کمک میکند. این فیلم علمی-تخیلی و دلهرهآور محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی وینسنت نِت و با بازیگری جرمی نورثام، لوسی لیو و آنتونی مایکل هال است.
خلاصه داستان: فیلم «اربابان کشتار» (The Ladykillers) محصول سال ۱۹۵۵ به کارگردانی الکساندر مکندریک، یکی از شاهکارهای کمدی سیاه بریتانیایی است. داستان حول محور گروهی از سارقان به رهبری پروفسور مارکوس (با بازی الک گینس) میچرخد که نقش یک گروه موسیقی مجلسی را بازی میکنند تا بتوانند در خانه بیوهزنی سالخورده به نام خانم ویلفرد لومز (کیتی جانسون) مستقر شوند و نقشه سرقت یک گاوصندوق را اجرا کنند. آنها وانمود میکنند که در حال تمرین موسیقی هستند، اما در واقع در حال حفر تونلی به سمت انبار پول هستند. وقتی خانم لومز به طور تصادفی از ماجرا باخبر میشود، سارقان تصمیم میگیرند او را ساکت کنند، اما هر یک از آنها به شیوهای طنزآمیز در اجرای این نقشه شکست میخورند. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانش، دیالوگهای هوشمندانه و فضاسازی بینظیرش، به عنوان یکی از بهترین کمدیهای تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۷۰، روز عید نوروز، دختربچهای هفت ساله به نام رزاخون که مشتاقانه برای خرید ماهی قرمز عید به بازار رفته، تمام پولش را در چاه فاضلاب خیابان گم میکند. او که حالا غمگین و ناامید است، با کمک برادر بزرگترش علی، تلاش میکند راهی برای بازگرداندن پول پیدا کند. در این مسیر، با آدمهای مختلفی مواجه میشود؛ از یک سرباز وظیفه مهربان گرفته تا یک فروشنده سرسخت و پیرمردی عینکی که همگی در این ماجرای ساده، دنیای کودکانه رزاخون را شکل میدهند. کارگردان این فیلم جعفر پناهی است که در سال ۱۹۹۵ آن را ساخته و بازی آیدا محمدخانی در نقش رزاخون، قلب داستان را میسازد. این فیلم که با نگاهی ظریف و انسانی به دنیای کودکان و اجتماع میپردازد، یکی از آثار شاخص سینمای ایران به شمار میرود.
خلاصه داستان: در دنیایی پسا-آخرالزمانی که طبیعت وحشی بر تمدن انسانی غلبه کرده است، گروهی از بازماندگان جوان به رهبری کاین (شان بین) برای بقا در جنگلهای خطرناک مبارزه میکنند. زمانی که یکی از اعضای قبیله توسط موجوداتی مرموز ربوده میشود، کاین و دوستانش سوار (کوری سمال) و داریا (آنابل والیس) سفری پرخطر را برای نجات او آغاز میکنند. آنها به زودی با حقیقت هولناکی درباره گذشته فراموش شده بشریت و تهدیدی که آینده را در معرض نابودی قرار داده است، روبرو میشوند. این فیلم علمی-تخیلی حماسی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی میکائیل سالومون، ترکیبی جذاب از ماجراجویی، اکشن و رمز و راز است که تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک زندانی به نام دیلی که تازه از زندان آزاد شده، در تلاش است تا با دخترش دیدار کند. در یک شب پرحادثه، او ناخواسته درگیر یک عملیات بزرگ پلیس برای دستگیری یک باند قاچاق مواد مخدر میشود. افسر پلیسی به نام بیمون، برای نجات جان افسران زخمی خود، به دیلی پیشنهاد میدهد که اگر در این عملیات به او کمک کند، آزادی کامل و دیدار با دخترش را تضمین خواهد کرد. دیلی که چارهای جز پذیرش ندارد، در یک تعقیب و گریز نفسگیر و پر از اکشن درگیر میشود. در طول شب، او باید از مهارتهای رزمی و هوش خود برای مقابله با دستههای مختلف باند قاچاق استفاده کند و جان خود و دیگران را نجات دهد. این فیلم پرسرعت، با کارگردانی ماهرانه لوکش کاناگراج و بازی تحسینبرانگیز کارتی، اثری هیجانانگیز و خشن از سینمای تامیل است که در سال ۲۰۱۹ اکران شد.
خلاصه داستان: میکلآنجلو آنتونیونی در سال ۱۹۵۳ با فیلم «بانوی بدون شقایق» داستان زنی به نام کلارا مانی را روایت میکند که در یک فروشگاه کار میکند و ناگهان توسط یک تهیهکننده فیلم برای بازی در یک اثر سینمایی انتخاب میشود. او به سرعت به شهرت میرسد و با کارگردان مشهوری به نام نیکو ازدواج میکند. اما خیلی زود متوجه میشود که این شهرت و ازدواج، او را در قفس طلایی گرفتار کرده و آزادی و هویت واقعیاش را از او گرفته است. کلارا تلاش میکند تا خود را از این وضعیت رها کند و به آرزوهای واقعیاش برسد، اما فشارهای دنیای سینما و انتظارات اطرافیان، مسیر دشواری را پیش روی او قرار میدهد. لوچیا بوزه در نقش اصلی این درام روانشناختی، تصویری عمیق از مبارزه یک زن برای حفظ استقلال در دنیای پرزرق و برق هالیوود ایتالیا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: سه دختر نوجوان کوزووای به نامهای لیلا، شپت و کیمی در شهری کوچک و محافظهکار در آستانه ورود به بزرگسالی، از زندگی یکنواخت و محدود خود خسته شدهاند. آنها که با فشارهای اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی روبرو هستند، تصمیم میگیرند برای فرار از این شرایط و یافتن آزادی، دست به یک سری سرقتهای کوچک بزنند. این اقدامات که در ابتدا به عنوان یک بازی و شورش نوجوانی آغاز میشود، به تدریج عمیقتر و خطرناکتر میشود و پیامدهای غیرمنتظرهای برای آنها و اطرافیانشان به همراه میآورد. این فیلم درام به کارگردانی لوآت ژِوِتی، تصویری صمیمی و تأملبرانگیز از جوانی، دوستی و جستجوی هویت در کشوری با تاریخ پیچیده ارائه میدهد.