خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۶، کارگردان بلژیکی ژاکو فان دورمال فیلم تحسینشده «روز هشتم» را خلق کرد که داستانی عمیق و تکاندهنده درباره دوستی غیرمنتظره بین هری (با بازی دنیل اوتوی)، مردی موفق اما تنها و تحت فشارهای زندگی مدرن، و جورج (با بازی پاسکال دوکن)، مردی مبتلا به سندرم داون، روایت میکند. هری که در آستانه فروپاشی عصبی قرار دارد، جورج را که از مرکز نگهداری فرار کرده، ملاقات میکند و این آشنایی مسیر زندگی هر دوی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم که در جشنواره فیلم کن برنده جایزه بهترین بازیگر مرد برای اوتوی و دوکن شد، با نگاهی انسانی و شاعرانه به موضوع تفاوتها و پذیرش، مخاطب را به تأمل در معنای واقعی زندگی و ارتباطات انسانی فرامیخواند.
خلاصه داستان: یک زن جوان که به تازگی مادر شده، در آپارتمانی کوچک در مارسی زندگی میکند. او که از زندگی خسته شده، تصمیم میگیرد با نوزادش به شمال فرانسه نقل مکان کند تا در کنار پدربزرگش، ژان-پیر، زندگی جدیدی را آغاز نماید. اما ورود او به خانه پدربزرگ، با شرایطی غیرمنتظره روبرو میشود. ژان-پیر که مردی تنها و گوشهگیر است، ابتدا از حضور نوه و نتیجهاش استقبال نمیکند. این فیلم کوتاه سیاهوسفید محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی لوکرسیا مارتل، داستانی ظریف و احساسی را درباره خانواده، انزوا و تلاش برای یافتن مکانی برای تعلق روایت میکند. مارتل در این اثر اولیه خود، نگاهی عمیق به روابط انسانی و تنشهای میان نسلها دارد.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای «راجر» و «آنیتا» صاحب ۹۹ توله سگ خالدار میشوند که توسط «کروئلا دویل»، یک زن ثروتمند و شیفته خز، ربوده شدهاند. کروئلا که قصد دارد از پوست این تولهها برای ساخت یک کت خز لوکس استفاده کند، آنها را در خانهای دورافتاده مخفی میکند. حالا «پونگو» و «پرودی»، والدین این تولهها، باید با کمک دیگر حیوانات و سگهای منطقه، تمام ۹۹ توله را نجات داده و به خانه بازگردانند. این انیمیشن کلاسیک والت دیزنی که در سال ۱۹۶۱ منتشر شد، داستانی ماجراجویانه و سرشار از شوخطبعی را درباره خانواده، شجاعت و همکاری روایت میکند.
خلاصه داستان: یک مأمور پلیس فرانسوی به نام آلن مورو (ژان-کلود ون دام) برای تحقیق در مورد مرگ مرموز دوقلوی جدا شدهاش، میخائیل، به نیویورک سفر میکند. او به سرعت درگیر یک پرونده پیچیده قاچاق اسلحه و پولشویی میشود که توسط مافیای روسی به رهبری ایوان پوشکوف (ژان-هوگ آنگلید) اداره میشود. آلن با الکس مینارد (ناتاشا هنستریج)، یک کارآگاه محلی، همکاری میکند و متوجه میشود که برادرش در حال تلاش برای فرار از باند جنایتکار بوده است. حالا، آلن باید ضمن پنهان کردن هویت واقعی خود، انتقام مرگ برادرش را بگیرد و یک توطئه بزرگتر را خنثی کند. این فیلم اکشن محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی رینگو لام، با بازی ژان-کلود ون دام و ناتاشا هنستریج، پر از صحنههای مبارزه خیابانی، تعقیب و گریز و تیراندازی است.
خلاصه داستان: فیلیپ رایس، وکیل باسابقه شیکاگو، با پرونده قتل اسقف دالی بهطور ناگهانی وارد میشود. تنها مظنون، پسری جوان و معصوم به نام آرون است که ادعا میکند در آن زمان هوشیار نبوده است. در حالی که فیلیپ تلاش میکند تا با استفاده از تکنیکهای پیچیده حقوقی، آرون را از اتهام قتل تبرئه کند، به تدریج درمییابد که حقیقت پشت پرده این جنایت، بسیار عمیقتر و پیچیدهتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسید.
خلاصه داستان: فیلم «زیر دریایی پریسکوپ» (Down Periscope) به کارگردانی دیوید اس. وارد و بازیگری کلیسی گرامر، لورن هالی و بروس دارن در سال ۱۹۹۶ ساخته شده است. داستان این فیلم کمدی درباره یک کاپیتان تازه نفس به نام تام لودن است که برای یک ماموریت آزمایشی ویژه به یک زیردریایی قدیمی و فرسوده با خدمهای ناکارآمد و عجیب و غریب فرستاده میشود تا تواناییهای خود را در برابر نیروی دریایی آمریکا ثابت کند.
خلاصه داستان: فیلم علاءالدین و پادشاه دزدان (Aladdin and the King of Thieves) یک انیمیشن ویدیویی محصول ۱۹۹۶ به کارگردانی تاد استراید است. در این فیلم بازیگرانی چون اسکات وینگر در نقش علاءالدین، لیندا لارکین در نقش یاسمین و جان ریس-دیویس در نقش سلیمان دزد حضور دارند. داستان فیلم با مراسم ازدواج علاءالدین و یاسمین آغاز میشود که با حمله گروهی از دزدان به رهبری پادشاه دزدان به هم میریزد. علاءالدین با دیدن یک انگشتر جادویی که پادشاه دزدان به دست دارد، درمییابد که او پدر گمشدهاش است. علاءالدین برای یافتن پدرش به جستجو در بیابانهای اطراف آگرابا میپردازد و در این مسیر با چالشهایی روبرو میشود. او در نهایت با کمک جن، پادشاه دزدان و یاسمین، نقشه شیطانی پدرش برای دستیابی به گنجهای بیشمار و قدرت نامحدود را خنثی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «یک لحظه معصومیت» به کارگردانی محسن مخملباف و محصول سال ۱۹۹۶، داستان کارگردانی را روایت میکند که پس از سالها به زادگاهش باز میگردد تا فیلمی بسازد درباره خاطرهای تلخ از دوران نوجوانیاش؛ خاطرهای که در آن به دلیل سوءتفاهم، پسری را به پلیس لو داده بود. او برای جبران این اشتباه، بازیگر نقش پسر جوان را از میان پسر واقعی آن ماجرا انتخاب میکند تا با همکاری یکدیگر، خاطرهای مشترک را در قالب سینما بازسازی کنند.