خلاصه داستان: در سال 2025، یک فیلم سینمایی به نام "Denial" (انکار) روی پرده میرود که بر اساس داستان واقعی یک پرونده دادرسی تاریخی ساخته شده است. داستان در اصل درباره یک نویسنده آمریکایی به نام دبراه لیپستادت میگوید که پس از نوشتن کتابی در مورد انکار هولوکاست، توسط یک مورخ انکارگر بریتانیایی به نام دیوید ایرویونگ سوءاستفاده قضایی میشود. ایرویونگ دعوی میکند که لیپستادت به او افترا زده و سعی دارد او را در مقابل عموم رسوا کند. این پرونده در دادگاه انگلیس برگزار میشود و لیپستادت باید ثابت کند که هولوکاست رخ داده است و ایرویونگ دروغ میگوید. در طول دادرسی، وکیل لیپستادت، ریچارد رامپتون، شواهد و مدارک تاریخی را ارائه میکند تا اثبات کند که ایرویونگ به طور عمدی حقایق را تحریف میکند. این فیلم به خوبی نشان میدهد که چگونه حقیقت و عدالت در برابر انکار و تحریف تاریخ میتواند پیروز شود.
خلاصه داستان: در داستان "سانتان"، یک زوج جوان به یک جزیره کوچک در یونان میروند تا در یک کلبه تابستانی مشغول به کار شوند. آنها به زودی درگیر رویدادهای عجیب و غمانگیزی میشوند که باعث تغییر جهت زندگی آنها میشود. این فیلم در سال 2016 ساخته شده و مجموعهای از احساسات پیچیده و رویدادهای غیرمنتظره را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در یک مهمت بحرانی، یک تیم از ناوگان دریایی آمریکا به یک جزیره دورافتاده اعزام میشود تا یک تهدید ناشناخته را مهار کنند. آنها به زودی میفهمند که جزیره مسکونی از موجودات مرموز و خطرناکی پر شده است که به تدریج تیم را تضعیف میکنند. در حالی که اعضای تیم با ترس و شک در خود و یکدیگر دست و پنجه مینازند، باید با استفاده از تجهیزات محدود و هوش جمعی خود، نجات خود را از دام این موجودات مرموز تضمین کنند.
خلاصه داستان: جیکوب پورمن، پسربچهای ۱۶ ساله، پس از مرگ مرموز پدرش به جزیرهای پرت در ولز سفر میکند تا راز خانوادگی خود را کشف کند. در آنجا، خانهای قدیمی را مییابد که در آن مادر پراگن، سرپرست جمعی از کودکان عجیب و غریب زندگی میکند که هر کدام توانایی خاصی دارند. جیکوب کشف میکند که این کودکان در حلقه زمانیای از سال ۱۹۴۳ در امان هستند و با وجودی که ظاهراً بیخطر به نظر میرسند، ممکن است خطرناک باشند و شاید هنوز هم زنده هستند. او باید تواناییهای خود را درک کند و تصمیم بگیرد که آیا به این جهان عجیب و غریب بپیوندد یا خیر.
خلاصه داستان: متیو و لیزا یک زوج متاهل هستند که با دو فرزندشان در خانهای در لسآنجلس زندگی میکنند. متیو یک فیلمساز مستقل است که به سختی تلاش میکند تا پروژه جدیدش را تکمیل کند، در حالی که لیزا به عنوان یک معلم کار میکند. زندگی آنها به هم میخورد وقتی که برادر کوچک متیو، تیم، که اخیراً از یک رابطه شکست خورده است، و کتی، دوست بهترین دوست لیزا که اخیراً از یک ازدواج شکست خورده است، تصمیم میگیرند در خانه آنها بمانند. این سه زوج با مشکلات شخصی و رابطهای خود، به دنبال راهی برای بازسازی زندگی و یافتن هدف در میانه هرج و مرج خانوادگی هستند.
خلاصه داستان: یک دختر یتیم به نام فلورا با آرزوی شدیدی برای رقص باله در سال ۱۸۷۹ میلادی، به همراه دوستش ویکتور، از شهرستان کوچکی در بریتانیا به پاریس سفر میکند. فلورا موفق میشود با جعل مدارک، به عنوان شاگرد یک مدرسه معتبر باله در پاریس پذیرفته شود و آرزویش برای رقص در اپرای بزرگ پاریس را دنبال کند.
خلاصه داستان: در داستان "رقاص"، یک زن جوان با استعداد در رقص، پس از مرگ ناگهانی پدرش، مجبور میشود تا مسئولیت مراقبت از خانوادهاش را بر عهده بگیرد. او تصمیم میگیرد تا به عنوان رقاص در یک کلبه شبانه کار کند تا بتواند هزینههای زندگی خانواده را تأمین کند. در این راه، با چالشهای زیادی روبرو میشود و باید بین عشق به هنر و تعهد به خانواده خود تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: در داستان «عشق غرق شده»، ناتسومی، دختری جوان که از مدرسهای که در آن تحقیر میشد، به مدرسهای جدید منتقل میشود. او تصمیم میگیرد که در این مدرسه جدید، شخصیت جدیدی را به نمایش بگذارد و خود را متفاوت معرفی کند. در این راه، او با یک پسر جذاب آشنا میشود و احساساتی عمیق به او گرفتار میشود. اما این رابطه منجر به آسیبهای عمیق احساسی برای ناتسومی میشود و او را در معرض خطر قرار میدهد.
خلاصه داستان: در سال 2016، فیلم مستندی با عنوان «یک بار دیگر با احساس» به کارگردانی آندرو دومینیک، به سفر هنری نیک کِیف و گروهه «باد سیاه» میپردازد. این فیلم در پس زمینه ساخت آلبوم «Skeleton Tree» و در حالی که گروه با تراژدی مرگ پسر نیک کِیف، آرت، روبرو بود، به تصویر کشیده شده است. با تصاویر سیاهسفید و رنگ، فیلم به شنوندگان اجازه میدهد تا به طور نزدیک به فرآیند خلاقانه و احساسی این آلبوم پی ببرند.