خلاصه داستان: مانو، جوانی ۲۱ ساله، پس از تجربه خشونتهای همجنسگراستیزانه ناچار میشود دوباره با پدرش زندگی کند. او در این مسیر با خاطرات دردناک گذشته و سوالاتی عمیق درباره عشق و هویت خود روبرو میشود. پدر او که خود طعم تبعیض را چشیده، تلاش میکند تا به پسرش برای یافتن مسیر زندگی و التیام زخمهایش کمک کند.
خلاصه داستان: این انیمیشن آموزشی و جذاب، سفری شگفتانگیز به درون بدن انسان است که با همراهی شخصیتهای دوستداشتنی، نحوه عملکرد اعضای مختلف، گلبولهای سفید و قرمز و سیستم ایمنی بدن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سامی مجذوب مردی مرموز و غمانگیز به نام فندر میشود؛ رابطهای پرکشش که همزمان حس جذابیت و هشداری از یک خطر بزرگ را در او بیدار میکند. با فاش شدن حقیقت درباره فندر، سامی سر دوراهی سختی قرار میگیرد تا بین ندای قلبش و نشانههای خطر، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: جک، رئیس یک امپراتوری بزرگ در آمستردام، پس از فاش شدن رابطهاش با یک روزنامهنگار، با خشم همسرش بیتی مواجه میشود. بیتی که یک ستاره سابق پاپ است، نقشهای بیرحمانه برای تصاحب کامل داراییها و نابودی امپراتوری همسرش طراحی میکند تا انتقام سختی از او بگیرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۷ و در بحبوحه تصفیههای خونین دوران استالین، دادستان جوانی به نام کورنیِوف با پیدا کردن نامهای خونین از یک زندانی سیاسی، وارد مسیری تاریک و خطرناک میشود. او برای افشای حقیقت و برقراری عدالت، شجاعانه در برابر نظام دیکتاتوری سوسیالیستی قد علم میکند؛ نبردی سهمگین که او را از سیاهچالهای بیرحم تا راهروهای پرپیچوخم دادستانی کل میکشاند.
خلاصه داستان: یک زوج کهنهکار که سالها پیش از درگیریها به گلاسگو گریختهاند، برای نجات رابطه سرد و خستهکننده خود راهی سفری به آمستردام میشوند. این سفر تفریحی به فرصتی برای بازنگری عمیق در خاطرات، باورها و آینده مشترک آنها تبدیل میشود.
خلاصه داستان: داستان دختری شجاع در یکی از روستاهای ایران که به عنوان اولین زن عضو شورای محلی انتخاب میشود. او با آموزش موتورسواری به دختران نوجوان و مبارزه با ازدواج زودهنگام، در برابر سنتهای کهن و فشارهای جامعه پدرسالار قد علم میکند تا تغییری بزرگ رقم بزند.
خلاصه داستان: در اواخر دهه ۹۰ در کیف، تونیا پس از انتقال به مدرسهای جدید، به گروهی از جوانان بیپروا میپیوندد. او در جستجوی هویت و فرار از گذشته تاریک خود، درگیر یک مثلث عاشقانه پنهان و پرماجرا میشود؛ روایتی جذاب از تلاش نسل جوان برای یافتن عشق و معنا در ویرانههای پس از فروپاشی.
خلاصه داستان: هانا و نوجوان غیرباینریاش، فرانسس، برای اقامتی یکساله نزد پدربزرگشان، جیمپا، به آمستردام سفر میکنند. این تصمیم چالشبرانگیز، هانا را با گذشتهاش مواجه کرده و او را مجبور میکند تا باورهای خود درباره مفهوم خانواده را بازنگری کند.
خلاصه داستان: مارتن که میداند پدرش هانس به بیماری مهلکی مبتلا شده، تصمیم میگیرد او را به یک سفر نهایی و خاطرهانگیز به منطقه شامپین ببرد. در طول این مسیر، آنها با گفتگوهای چالشبرانگیز و لذت بردن از غذاهای مختلف، رابطهشان را بازسازی میکنند. این درام کمدی-تراژیک، ادای احترامی صمیمانه به تمام پدران جهان است.