خلاصه داستان: دختری نابینا به نام اورین، که در جامعه ای از خوانندگان خیابانی دوره میجی ژاپن زندگی میکند، پس از قتل مادرخوانده معنوی خود، شوایا، توسط یک قاتل حرفهای، زندگی آرامش به شدت دگرگون میشود. اورین که حالا تنها و بیپناه مانده، برای انتقام و یافتن عدالت، سفری پرخطر را در دل ژاپن آغاز میکند. در این راه، او با یک سامورایی سرگردان و خوشقلب به نام ریوسوکه آشنا میشود که به او در مسیر پرپیچوخم انتقامجویانهاش کمک میکند. این فیلم حماسی و زیبا، به کارگردانی ماساهیرو شینودا و با بازی شیمون ساکوراگوچی در نقش اورین و یوشیو هارادا در نقش ریوسوکه، داستانی تکاندهنده از عشق، فداکاری و جستجوی امید در تاریکی را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو برادر کرد یتیم به نامهای زان و دانا، پس از تماشای فیلم سوپرمن در سینمای روستایشان در عراق، تصمیم میگیرند به آمریکا سفر کنند تا از قهرمان خود ملاقات کرده و زندگی بهتری پیدا کنند. آنها با پسانداز اندک و ارادهای راسخ، سفر پرمخاطره خود را با الاغشان آغاز میکنند و در مسیر با چالشها و ماجراهای متعددی روبرو میشوند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی کاروان کاکی و با بازیژانی چون زامان توفیق، ساروار فاضل و دیلشاد عبدالرحمن است که داستانی تکاندهنده و امیدوارکننده درباره رویاها، برادری و جستجوی خانه را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم سینمایی «ارتش» محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی و بازیگری وزرلی مک نیل، داستان گروهی از سربازان ارتش آمریکا را روایت میکند که برای یک مأموریت آموزشی به جنگلهای بارانی آمریکای جنوبی اعزام شدهاند. اما این مأموریت به زودی به کابوسی واقعی تبدیل میشود، زیرا سربازان درگیر یک نبرد مرگبار با گروهی از شکارچیان غیرقانونی و قاچاقچیان مواد مخدر میگردند. در این میان، شخصیت اصلی فیلم، ستوان جیمز کریستوفر (با بازی مک نیل)، باید علاوه بر محافظت از جان سربازانش، با خاطرات تلخ جنگ ویتنام نیز دست و پنجه نرم کند. این فیلم با ترکیب اکشن پرحاشیه، تعلیق نفسگیر و نگاهی به تأثیرات روانی جنگ، اثری جذاب و پرکشش برای علاقهمندان به ژانر نظامی و جنگی است.
خلاصه داستان: یک زن روانکاو پاریسی پس از سالها زندگی در فرانسه به تونس بازمیگردد تا در محله قدیمی پایتخت مطب روانکاوی خود را باز کند. ورود او به جامعهای سنتی که با مفاهیم مدرن روانشناسی آشنا نیست، با چالشهای متعددی روبرو میشود. ساکنان محله که به دنبال درمانهای سنتی هستند، ابتدا نسبت به روشهای غیرمعمول او بدبین هستند، اما به تدریج با مشکلات شخصی خود به او مراجعه میکنند. این فیلم کمدی-درام به کارگردانی منبال لابیدی محصول سال ۲۰۱۹، با بازی گُلشیفته فراهانی در نقش اصلی، طنز ظریفی از تقابل فرهنگها و تفاوتهای نسلی را به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه یک زن مدرن تلاش میکند در محیطی سنتی جایگاه خود را پیدا کند.
خلاصه داستان: فیلمی فرانسوی به کارگردان روبر برسون که در سال ۱۹۴۳ ساخته شد. داستان در یک صومعه میگذرد که راهبهها به زنان زندانی که تازه آزاد شدهاند پناه میدهند. آن ماری، یکی از این زنان، تلاش میکند تا زندگی جدیدی را آغاز کند اما گذشتهاش او را رها نمیکند. در همین حال، راهبه جوانی به نام آن ماری به او کمک میکند تا با گناهان گذشته خود روبرو شود و مسیر رستگاری را بیابد. این فیلم نخستین ساخته بلند برسون است که در آن مضامین مذهبی، گناه، بخشش و رستگاری با نگاهی انسانی و عمیق به تصویر کشیده شدهاند.
خلاصه داستان: یک مربی کهنهکار به نام تونی دوآماتو، سرمربی تیم فوتبال آمریکایی میامی شارکس است که در لیگ فوتبال آمریکا فعالیت میکند. تیم او با مشکلات زیادی از جمله مصدومیت کاپیتان تیم، جک رونی، و اختلافات داخلی میان بازیکنان روبرو است. مالک جدید و جاهطلب تیم، کریستینا پانیاگی، که دختر مالک فقید تیم است، فشار زیادی بر تونی وارد میکند تا تیم را به موفقیت برساند. در این میان، بیو ویک، یک بازیکن جوان و بااستعداد، به عنوان کوارتربک جدید تیم معرفی میشود و این امر باعث ایجاد تنش میان او و کاپیتان سابق، جک رونی، میشود. تونی دوآماتو باید در این شرایط دشوار، تیم را مدیریت کرده و ضمن حفظ روحیه بازیکنان، آنها را به سوی قهرمانی هدایت کند. این فیلم به کارگردانی الیور استون و با بازی آل پاچینو، کمرون دیاز، دنیس کواید و جیمی فاکس در سال ۱۹۹۹ ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم «و به زودی تاریکی» محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی مارکوس کورتیز و با بازیگری امبر هرد و اودت انابل، داستان دو دوست آمریکایی به نامهای استفانی و الی را روایت میکند که برای دوچرخهسواری به آرژانتین سفر میکنند. در حین سفر، آنها با مرد مرموزی به نام میشل آشنا میشوند که توجهاش به دختران جلب میشود. پس از مشاجره، دو دوست از هم جدا میشوند و وقتی استفانی به دنبال الی میرود، متوجه ناپدید شدن او میشود. او که در یک کشور غریبه تنهاست، تلاش میکند تا با کمک یک پلیس محلی و یک پزشک انگلیسی به نام مایکل، دوستش را پیدا کند. اما به زودی متوجه میشود که هیچکس قابل اعتماد نیست و یک قاتل سریالی در منطقه فعال است که قربانیانش را به شیوهای وحشیانه به قتل میرساند. استفانی باید قبل از غروب آفتاب و قبل از اینکه قاتل به او برسد، حقیقت را کشف کند و جان خود را نجات دهد.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی مایک نیکولز و بر اساس نمایشنامه مشهور تونی کوشنر ساخته شده است. داستان در دهه ۱۹۸۰ در نیویورک و در اوج بحران ایدز رخ میدهد و زندگی چند شخصیت را به هم پیوند میزند: پرایر والتر که به ایدز مبتلا شده و توسط دوستش لوئیس ترک میشود، جو پیت که یک وکیل محافظهکار و همجنسگرای درونی است و با همسرش هارپر دچار مشکلاتی است، و روی کوهن که یک وکیل یهودی و فاسد و مبتلا به ایدز است. این فیلم با بازی درخشان بازیگرانی چون آل پاچینو، مریل استریپ، اما تامپسون و پاتریک ویلسون، به بررسی مسائل پیچیدهای چون همجنسگرایی، ایدز، سیاست، مذهب و هویت آمریکایی میپردازد و روایتی عمیق و تکاندهنده از زندگی در دوران بحران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: نام اصلی این فیلم «آنژلیک، مارکیز فرشتگان» است که در سال ۱۹۶۴ به کارگردانی برنارد بوردیه ساخته شد. این فیلم تاریخی-ماجراجویی بر اساس رمانهای معروف آن و سرژ گولون ساخته شده و داستان آن در قرن هفدهم و در دربار پادشاه لوئی چهاردهم در فرانسه روایت میشود. آنژلیک، دختر زیبا و فقیری است که به دلیل شرایط سخت زندگی مجبور به ازدواج با کنت دو تولنی، نجیبزادهای ثروتمند اما بیعاطفه میشود. پس از مرگ همسرش، آنژلیک ثروت و موقعیت اجتماعی بالایی به دست میآورد و به دربار راه پیدا میکند. در آنجا او با شخصیتهای قدرتمند و پرنفوذی همچون پادشاه، مادام دو مونتسپان و دیگر درباریان روبرو میشود و درگیر بازیهای سیاسی، عشقهای پرشور و توطئههای پیچیده میگردد. میشل مرسیه در نقش آنژلیک درخشان ظاهر شده و روبر حسین، ژان روشفور و ژولیوت گره کو نیز از دیگر بازیگران اصلی این فیلم هستند. این اثر به دلیل صحنههای باشکوه، طراحی لباسهای فاخر و موسیقی فراموشنشدنی خود به عنوان یکی از برترین فیلمهای تاریخی سینمای فرانسه شناخته میشود.
خلاصه داستان: یک زن جوان و مرموز به نام دایان ترمینگل (جین سیمونز) با مرد ثروتمندی به نام چارلز تریمبل (هربرت مارشال) و دخترش مری (باربارا او نیل) آشنا میشود. دایان که راننده تاکسی است، با ظاهری معصوم و بیآزار به خانواده تریمبل نزدیک میشود و به سرعت دل فرانک جساپ (رابرت میچام)، مربی و دوست خانوادگی آنها را میدزدد. اما دایان که به نظر میرسد در پی یک زندگی بهتر است، نقشههای تاریکتری در سر دارد. او به دنبال ثروت خانواده تریمبل است و برای رسیدن به هدف خود از هیچ کاری، حتی قتل، دریغ نمیکند. کارگردان اتو پرمینگر در این فیلم نوآر کلاسیک، داستانی از فریب، شهوت و جنایت را روایت میکند که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و هر شخصیتی انگیزههای پنهانی خود را دارد.