خلاصه داستان: علیا پس از بازگشت از دانشگاه به خانهاش در محلهای مرفه، با وارون، پسر خانوادهای تازهوارد، آشنا میشود. اما مهمانیای که برای نزدیکتر شدن به او ترتیب میدهد، رازهای گذشتهٔ والدینش را آشکار میکند و او را به رویارویی با سنتها و دوروییهای خانوادگی میکشاند.
خلاصه داستان: مردی برای تهیه داروی دختر بیمارش دست به سرقت میزند و پس از بازگشت به خانه، همسرش و کارآگاهی که در تعقیب اوست تا صبح در انتظار بهبود کودک میمانند؛ شبی پرتنش که خانواده را میان عشق، عذاب وجدان و قانون قرار میدهد.
خلاصه داستان: با رفتن پدر خانواده به جنگ جهانی دوم، اَن هیل턴 و دو دخترش باید با تنهایی، دشواریهای روزگار جنگ و دگرگونیهای زندگی کنار بیایند. در میان فداکاریها، عشقها و فقدانها، خانواده میکوشد امید و پیوندهایش را حفظ کند.
خلاصه داستان: فروشندهای دورهگرد در سفر با دختری جوان و باردار آشنا میشود که از سوی پدر فرزندش رها شده است. او برای حفظ آبروی دختر وانمود میکند شوهرش است و با ورود به زندگی خانوادگی او، گرفتار موقعیتی پیچیده و پرکشمکش میشود.
خلاصه داستان: ما در برنامه های روزمره تکراری زندگی می کنیم و زمان آن فرا رسیده است که استراحت کنیم تا تعادل بدن و ذهن خود را پیدا کنیم. برای لذت بردن از تعطیلات تابستانی، نیمه وقت زندگیمان، یو می و وو شیک می روند تا زندگی روزمره خود را در مکانی جدید بگذرانند. ...
خلاصه داستان: بلا، دختری هشتساله که با مشکلات خانوادگی دستوپنجه نرم میکند، با موجودی شوم روبهرو میشود که از کمد اتاقش بیرون میآید و خود را «مامانِ دیگر» مینامد. حضور این موجود هر روز تهدیدآمیزتر میشود و خانواده را به کابوسی هولناک میکشاند.
خلاصه داستان: کیمیکو برای آشتیدادن پدر و مادرش به دیدار پدری میرود که سالها پیش خانواده را ترک کرده است. اما با دیدن زندگی تازه و همسر مهربان او، درمییابد که بازگشت به گذشته همیشه به خوشبختی نمیانجامد.
خلاصه داستان: شینجی، کارمند متأهلی که پس از دفاع از همکار سالخوردهاش شغلش را از دست میدهد، برای گذران زندگی خانواده با دشواریها و غرورش دستوپنجه نرم میکند. این درام کمدیِ لطیف، امید و همبستگی خانوادگی را در توکیوی دوران رکود به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در روستایی در باواریا، مادری بیوه با چهار پسرش زندگی آرامی دارد؛ اما با آغاز جنگ جهانی اول، سه پسرش به ارتش آلمان میپیوندند و پسر چهارم که در آمریکا ساکن است، در ارتش آمریکا خدمت میکند. این خانواده که جنگ در دو سوی جبهه پراکندهشان کرده، با دوری و اندوهی جانکاه روبهرو میشوند.
خلاصه داستان: جودی، پسری در خانوادهای کشاورز در فلوریدا، بچهآهویی را به خانه میآورد و نامش را فلگ میگذارد. اما وقتی آهوی بازیگوش به مزرعه آسیب میزند، جودی ناچار میشود با پیامدهای تلخ مهرورزی و بزرگشدن روبهرو شود.