خلاصه داستان: یک خانواده معمولی ژاپنی پس از سالها تلاش موفق به خرید خانه رویاهایشان در حومه شهر میشوند. اما با بروز مشکلات غیرمنتظره، نفوذ حشرات و فشار روانی شدید، اعضای خانواده بهتدریج عقلانیت خود را از دست میدهند و خانه نو مبارکشان به میدان جنگی دیوانهوار و کمدی سیاه تبدیل میشود.
خلاصه داستان: روث، زن خانهدار سادهای است که وقتی متوجه خیانت شوهرش با یک نویسنده مشهور رمانهای عاشقانه میشود، تصمیم به انتقامی سخت میگیرد. او نقشهای دقیق میکشد تا داراییها، شغل، خانواده و آزادی شوهر سابقش را مرحله به مرحله کاملاً نابود کند.
خلاصه داستان: پشت صحنه یک برنامه تلویزیونی با حضور حیوانات عروسکی انساننما، درگیر تاریکترین مسائل مانند خیانت، اعتیاد و قتل است. با نزدیک شدن به زمان پخش زنده، رقابتهای پشت پرده و تنشها به اوج خشونت میرسند و هرجومرجی بیرحمانه و خونین شکل میگیرد.
خلاصه داستان: یک دیپلمات بریتانیایی در پاریس متوجه میشود همسرش رابطهای پنهانی با یک شامپانزه به نام مکس دارد. او به جای خشم، پیشنهاد میدهد مکس به خانه آنها بیاید و با هم زندگی کنند؛ تصمیمی شگفتانگیز که منجر به شکلگیری یک مثلث عشقی عجیب و کمدی سیاهی تماشایی میشود.
خلاصه داستان: اعضای یک گروه موسیقی عجیب از توندرا به همراه مدیر خود و جسد منجمد یکی از اعضا، راهی سفری جادهای به آمریکا میشوند تا به شهرت برسند. آنها با یک کادیلاک در سراسر ایالات متحده سفر کرده، سبک موسیقی خود را تغییر میدهند و در نهایت در مکزیک به موفقیت دست مییابند.
خلاصه داستان: ورونیکا دختری دبیرستانی است که به محبوبترین اما بیرحمترین گروه مدرسه، «هیترها»، میپیوندد. با ورود پسری مرموز و سرکش به نام جی. دی. به زندگیاش، ماجرا رنگی تاریک به خود میگیرد و آنها دست به قتلهای زنجیرهای دانشآموزان محبوب مدرسه میزنند.
خلاصه داستان: پس از مرگ مشکوک پدر، هملت وارث صندلی هیئت مدیره یک شرکت چوببری در فنلاند میشود که اکنون تحت کنترل عموی جاهطلب اوست. در میان توطئههای تجاری برای ورود به بازار اردکهای لاستیکی، هملت باید میان انتقام خون پدر، قدرتطلبی و عشقش به اوفلیا دست به انتخابی سخت بزند. این کمدی سیاه، نمایشنامه کلاسیک شکسپیر را در بستر تجارت مدرن بازآفرینی میکند.
خلاصه داستان: یک مهندس مسکویی برای انجام یک مأموریت ساده کاری به شهری دورافتاده در شوروی سفر میکند، اما به ناگاه خود را در میان اتفاقاتی عجیب و غیرمنطقی مانند یک منشی برهنه و قتل مرموز یک آشپز مییابد. او در فضایی سورئال و کمدی سیاه، وارد ماجرایی پیچیده میشود که راه خروجی از آن وجود ندارد.
خلاصه داستان: در سینما «آزادی» لهستان، بازیگرانِ روی پرده ناگهان شورش کرده و از بازی در نقشهای خود امتناع میکنند. با وقوع این اتفاق نادر، مسئول سانسور وارد ماجرا میشود، اما به مرور مرز میان واقعیت و دنیای فیلم از بین رفته و همهچیز به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: مارک، فارغالتحصیل جوان رشته اقتصاد، به شمال چک میرود و ناخواسته وارد دنیای تولیدکنندگان متامفتامین میشود. او با استفاده از دانش اقتصادی خود به یک خانواده در ارتقای تجارت غیرقانونیشان کمک میکند، اما بهزودی میان شغل رسمی، درگیری با پلیس و دنیای جرم و جنایت گرفتار میشود.