خلاصه داستان: فیلم ریش سرخ (۱۹۶۵) به کارگردانی آکیرا کوروساوا با بازی توشیرو میفونه در نقش دکتر نوبهارا ملقب به ریش سرخ و یوزو کایامی در نقش یاسوموچی، دانشجوی پزشکی مغرور، داستان را در ژاپن قرن نوزدهم روایت میکند؛ جایی که یاسوموچی به اجبار به کلینیک فقیرنشینان ریش سرخ فرستاده میشود و از طریق مواجهه با بیماران رنجکشیده، دزدان و داستانهای غمانگیز زندگیشان، از خودخواهی رها شده و به پزشکی انساندوستانه و تعهد به فقرا میرسد و رابطهای عمیق استاد-شاگردی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم دارلینگ ساخته سال ۱۹۶۵ به کارگردانی جان شلسینگر با بازی خیرهکننده جولی کریستی در نقش دیانا اسکات، داستانی جذاب از یک زن جوان جاهطلب بریتانیایی را روایت میکند که از زندگی متوسط و خستهکنندهاش در لندن به سوی شهرت، ثروت و روابط پرماجرا در دنیای مد و روشنفکری پاریس قدم برمیدارد، اما این صعود سریع با سقوط اخلاقی، خیانتها و تنهایی عمیق همراه میشود و تصویری تلخ از بهای موفقیت در جامعه مدرن ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم دزد سابق (۱۹۹۱) به کارگردانی برجسته جان وو با بازی چو یون-فات در نقش جو، لزلی چئونگ و آنیتا موئی، داستان گروهی از دزدان حرفهای و بیرحم را روایت میکند که پس از یک سرقت بزرگ و خیانت مرگبار یکی از اعضا، جو که حالا پدری تنها با دختری خردسال است، برای حفاظت از خانوادهاش دوباره پا به عرصه جرم میگذارد و درگیر تعقیب و گریزهای نفسگیر، مبارزات اکشن خیرهکننده و دوگانگیهای اخلاقی عمیق میشود که زندگیاش را زیر و رو میکند.
خلاصه داستان: فیلم ساندرا (۱۹۶۵) به کارگردانی روبرتو روسلینی با بازی کلودیا کاردیناله، ژان-مارک تامبر و ماریو آدلفی، داستان ساندرا را روایت میکند که پس از تحصیل در آمریکا به زادگاهش در توسکانی ایتالیا بازمیگردد و با رازهای خانوادگی تاریک از جمله همکاری پدر نابینایش با نازیها در جنگ جهانی دوم و رابطه پنهان او با عمویش مواجه میشود؛ این درام روانشناختی الهامگرفته از افسانه الکترا، بر تمهای گناه، انتقام و روابط پیچیده خانوادگی تمرکز دارد و برنده خرس طلایی جشنواره برلین شد.
خلاصه داستان: کشتی احمقان (۱۹۶۵)، به کارگردانی استنلی کرامر با بازی ویویان لی در نقش مری دوآرت، اسکار ورنر به عنوان ویلم کلوبرگ و سیمون سینیوره در نقش آنا، داستان مسافران متنوع یک کشتی اقیانوسپیما را روایت میکند که در سال ۱۹۳۳ از وراکروز مکزیک به برمن آلمان سفر میکنند؛ جایی که یهودیان، نازیها، اشرافزادگان و کارگران با تعصبات نژادی، طبقاتی و سیاسی خود درگیر میشوند و روابط پرتنش و عاشقانهای میانشان شکل میگیرد، در حالی که سایه صعود هیتلر بر اروپا سنگینی میکند.
خلاصه داستان: "صدای موسیقی (۱۹۶۵)، به کارگردانی رابرت وایز، با بازی درخشان جولی اندروز در نقش ماریا، راهبهای شاد و پرجنبوجوش، و کریستوفر پلامر در نقش کاپیتان فون تراپ، افسر سختگیر نیروی دریایی اتریش، داستان عشق، موسیقی و مقاومت در برابر نازیها را روایت میکند. ماریا به عنوان معلم هفت فرزند یتیم کاپیتان استخدام میشود و با آوازها و بازیهایش خانواده را دوباره متحد میسازد، اما با نزدیک شدن سایه جنگ جهانی دوم، آنها برای حفظ آزادیشان سفری پرمخاطره را آغاز میکنند."
خلاصه داستان: مسابقه بزرگ (۱۹۶۵) به کارگردانی بلیک ادواردز، یک کمدی ماجراجویانه کلاسیک است که تونی کورتیس در نقش لسلی بزرگ، راننده آمریکایی بینقص و خوششانس، جک لمون در نقش پروفسور فیت، مخترع شرور و بدشانس، و ناتالی وود در نقش مگی دوبوا، روزنامهنگار جسور فمینیست بازی میکنند. داستان در اوایل قرن بیستم روایت میشود و حول بزرگترین مسابقه رانندگی از نیویورک به پاریس میچرخد، جایی که لسلی و پروفسور فیت با خودروهای پیشرفتهشان رقابت نفسگیری دارند، مگی به عنوان خبرنگار به جمع میپیوندد و ماجراهای خندهدار، انفجارها، تعقیبها و توطئههای دیوانهوار در مسیر پرماجرایشان رخ میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «جاسوسی که از سرما آمد» (۱۹۶۵) به کارگردانی مارتین ریت، با بازی ریچارد برتون در نقش الک لیماس مأمور ارشد MI6 بریتانیا، کلر بلوم و اسکار ورنر، داستانی نفسگیر از دوران جنگ سرد را روایت میکند. لیماس پس از از دست دادن مأمور خود در برلین، مأموریت پیچیدهای برای فریب هانس-دیتر موندت، مقام ارشد KGB، دریافت میکند و با هویت جعلی وارد برلین شرقی میشود. در این میان، با نانسی، زنی کمونیست و سابقاً فعال صلحطلب آشنا شده و عاشق او میگردد، اما توطئههای جاسوسی لایهلایه، خیانتهای پنهان و دادگاهی ساختگی مرزهای وفاداری را به چالش میکشد و لیماس را در سرمای بیرحم جاسوسی گرفتار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم پرواز ققنوس (۱۹۶۵) به کارگردانی رابرت آلدرچ با بازی جیمز استیوارت، ریچارد آتنبورو و هاردی کروگر، داستان سقوط یک هواپیمای باری در صحرای بیرحم آفریقا را روایت میکند؛ جایی که فرانک تاونز (جیمز استیوارت)، خلبان باتجربه، و گروهی از بازماندگان از ملیتهای مختلف برای بقا متحد میشوند و با استفاده از لاشه هواپیما، تلاش میکنند تا آن را بازسازی کرده و پرواز دهند، در حالی که با تشنگی، گرما و اختلافات درونی دست و پنجه نرم میکنند و نمادی از امید و باززایی را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: فیلم احمق (۱۹۶۵) به کارگردانی ژرار اوترینی با بازیهای درخشان لوئیس دو فونس و بورویل، داستان مردی سادهلوح به نام استالک را روایت میکند که پس از مرگ همسرش، با ماشینی قدیمی راهی رم میشود تا پولی به خواهرزادهاش تحویل دهد؛ اما در途中 ماشینش خراب میشود و با لوان، مردی حیلهگر و فرصتطلب آشنا میشود که پیشنهاد میدهد او را با ماشین لوکسش همراهی کند و پول را به حساب بانکیاش واریز نماید، سفری پر از سوءتفاهمها، کلاهبرداریهای زنجیرهای و ماجراهای خندهدار تا ایتالیا که دو فونس و بورویل شیمی کمنظیری در آن خلق میکنند.