خلاصه داستان: گلن آقای هالند، مردی که آرزویش نوشتن آثار موسیقی بزرگ بود، به عنوان معلم موسیقی در یک مدرسه دولتی مشغول به کار میشود. او در ابتدا با مشکلاتی در ارتباط با دانشآموزان و خانوادهاش مواجه میشود، اما با گذشت زمان، تأثیر مثبت خود را بر روی زندگی دانشآموزانش میگذارد و به یک معلم الهامبخش تبدیل میشود. در پایان، او متوجه میشود که آثار بزرگ او در واقع دانشآموزانی هستند که تحت تأثیر او قرار گرفتهاند.
خلاصه داستان: در داستان «زیبای خواب»، پریان خوب و بد در جشن تولد پرنسس آورورا حضور مییابند. پری خوب سه لعنت خوب را به عنوان هدیه به دخترک میدهد، اما پری بد نیز آمده و آورورا را با نیش یک سوزن به خواب ابدی محکوم میکند. پریان خوب آورورا را در جنگل مخفی میکنند و او را به نام بری-روز میخوانند. سه سال بعد، آورورا به سن بلوغ میرسد و در یک روز ملاقاتی تصادفی، پریس فیلیپ را ملاقات میکند. آنها عاشق یکدیگر میشوند، اما پری بد دوباره مداخله میکند و آورورا را به خواب میفرستد. سرانجام، پریس فیلیپ با کمک پریان خوب، اژدهایی را که پری بد تبدیل شده بود، شکست میدهد و با بوسهای آورورا را از خواب ابدی بیدار میکند.
خلاصه داستان: در این سریال، سه زوج مختلف در مراحل مختلف زندگیشان با چالشهای عمیق رابطهای روبرو میشوند. کاگنی و دیوید، زوجی متأهل با سه فرزند، به دلیل کمبود رابطه جنسی، به مشاوره میروند. جیمی و هاوی، زوج جوان و شاد، به زودی با مشکلات عمیقتری از انتظار مواجه میشوند. در همین حال، رومن و پالوما، زوجی در اواسط سیسالگی، تلاش میکنند تصمیم بگیرند آیا باید بچه دار شوند یا خیر. این سه زوج با مشاور رابطه جنسی به نام مای، به دنبال راهحلی برای مشکلاتشان هستند.
خلاصه داستان: سرمایهگذاری در یک شهر کوچک برای شروع زندگی جدید، لی جونگ-هی (جون دو-یون) و پسرش که به تازگی از شوهرش جدا شدهاند، به دلیل اعتقاد به اینکه شهر مکانی مناسب برای شروع دوباره زندگی است، به آنجا میروند. لی جونگ-هی، که پس از مرگ شوهرش در حادثهای غمانگیز، تصمیم به شروع زندگی جدید در شهری دیگر میگیرد، به دلیل اعتقاد به اینکه شهر مکانی مناسب برای شروع دوباره زندگی است، به آنجا میروند. او به عنوان معلم موسیقی در یک مدرسه محلی مشغول به کار میشود و تلاش میکند با کمک مردم محلی و اعتقاد به خدا، از غم و اندوه خود عبور کند. اما اتفاقات غمانگیزی که برای او رخ میدهد، باعث میشود تا به زندگی و اعتقادات خود شک کند و به دنبال پاسخی برای سوالاتش باشد.
خلاصه داستان: در داستان پلیس، یک کارآگاه خصوصی به دنبال رمزگشایی از یک پرونده مرموز است که به نظر میرسد با یک قتل سریالی مرتبط باشد. او با هر گامی که بر میدارد، رمزهای بیشتری آشکار میشود و خود را در یک بازی مرگبار با یک قاتل بیرحم درگیر میکند.
خلاصه داستان: در سال 1992، سه دوست جوان در پاریس به دنبال زندگی هنری و آزادانه هستند. جولین، نویسندهای آرمانگرا که از خانوادهای ثروتمند سرچشمه میگیرد، رودولف، فیلمساز آزمایشی که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم میکند، و آلیس، هنرمند نقاشی که به دنبال الهام در هنر خود است. زندگی آنها پر از شور و شوق، عشق و دردسرهای مالی در یک محله فرهنگی و هنری در پاریس است. در حالی که به دنبال رویاهای هنری خود هستند، با چالشهای واقعیت روبرو میشوند و باید تصمیم بگیرند که آیا آرمانهایشان ارزش فداکاریهایی که انجام میدهند را دارد.
خلاصه داستان: در یک دنیای پر از راز و اسرار، چندین داستان جذاب و غیرقابل پیشبینی در هم پیچیده میشوند. یک مادر جوان در تلاش برای نجات فرزندش از یک تهدید مرموز، یک دانشمند در کشف یک حقیقت شوکآور درباره گذشته، و یک جوانی که با خوابهای عجیب خود روبهروست. این رویدادها به گونهای پیچیده و هیجانانگیز در کنار هم قرار میگیرند که بیننده را به سفری حیرتانگیز در عالم هیجان و ترس میبرند. «پرنوا» (Ecos y otros relatos extraordinarios)، سال 2025، یک مجموعه داستانهای استثنایی است که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند.
خلاصه داستان: در سریال "Clean Slate"، هنری، یک وکیل موفق در نیویورک، مجبور میشود به شهر کوچکش در آلاباما بازگردد تا از پدرش، دل، محافظت کند که به دلیل بیماری آلزایمر دچار مشکلات حافظه شده است. اما وقتی هنری به شهر باز میگردد، متوجه میشود که پدرش به دلیل بیماری حافظهای، تصور میکند هنری هنوز دخترش لیدی بو بوده و هنوز زنده است. این وضعیت باعث میشود هنری با چالشهای جدیدی روبرو شود و مجبور شود با پدرش در شرایط خاصی برخورد کند.
خلاصه داستان: در سال 2025، یک گروه از خلبانان نظامی آمریکایی در حال آمادهسازی برای نمایش هوایی هستند. آنها باید با چالشهای فنی و شخصی خود مقابله کنند تا بتوانند در نمایشی حیرتانگیز و پرهیبت شرکت کنند. این سریال به دنبالهبندی دقیق آمادهسازی و رویدادهایی که در این فرآیند رخ میدهد، میپردازد.
خلاصه داستان: در داستان «معبد اردکهای وحشی»، یک جوان به نام تاروکو به یک معبد بوذایی در ژاپن میرود و با یک راهب مسن آشنا میشود. او به تدریج در زندگی معبد جا میگیرد و با مراقبتهای راهب، احساس صلح و آرامش میکند. اما زندگی او در معبد بههم میخورد وقتی که یک زن جوان به نام ماساکو به معبد میآید. ماساکو با داستان دردناکی از گذشتهاش، توانسته است قلب راهب را به خود جلب کند و او را به خدمتگزاری خود وادارد. تاروکو با کمک ماساکو، آتش حسادت در قلب راهب میافروزد و او را به قتل عامدانهای میکشاند. پس از قتل، تاروکو و ماساکو با هم فرار میکنند و در جنگل پنهان میشوند. در نهایت، تاروکو به دست ماساکو کشته میشود و او به تنهایی در جنگل میماند.